![]() |
|
|||||||
| معرفی حیوانات خانگی خود |
![]() |
|
|
#1 | ||||||||||||||||||||
|
کاربر ارشد تاریخ عضویت: Jul 2009
محل سکونت: تهران
ارسال ها
: 5,478
تشکر: 4,751
7,126 بار در 2,169 پست از ایشان تشکر شده است
حالت من:
|
سلام می خوام از زندگیه خودم میشکا براتون بگم
اول میشکا رو معرفی می کنم میشکا الان 2 سالشه ماده هستش رنگش مشکی سفیده دفعه اول که رفته بودم سگ بخرم وقتی وارد مغازه شیدم دیدم که دارن می زننشون که از مادشون جدا شدن یعنی 1.5 پیش منم اعتراض کردم نزندشون اونم نزد اما می دونم بعد از اینکه بروم می زددتشون یکی از سگا رو بغل کردم که رنگش میشکی بود و زیر گردنش و نوک دستاش سفیدی داشت دلم واسش سوخت مامانم گفت روم جای دیگرو ببینیم رفتیم یک جایی که سگای کوچولو (جیبی ها ) داشتن مامانم گفت بهبین که خشگلم اما من به مامانم گفتم مهر اون سگه به دلم نشسته گفتم که اون جاش بد از از ایناست اینا رو کتک نیم زنن ولی اونو می زنن بیا حداقل اونو از اون وضعیت نجات بدیم رفتیم و اون سگو خریدی م مامانم که موبایلشو داده بود مرده زنگ زد و گفت مرده به اون سگی که شما برید یک امپولی زده که تا فردا می میره بیا و اینو عوض کن و یکی دیگه بخر منم همون جا نشستم و کلی گریه کردم و از خدا خاستم که همین سگو بهم بده و اونو نجاتش بده مامانم که زیره بار نمی رفت یک راست رفتیم دامپزشکی پیش دکتر آلهی (دامپزشکی آریا ) که نزدیک خونمون بود دکتر الهی امپولشو زد و قرص انگلشو داد و گفت هیچ مشکلی نیست من در حالی که گریه می کردم گفتم شما مطمئنی من خیالم راحت باشه دکتر الهی گفت اره مطمئن باش حالش خوبه خوبه از طوری که دکتر آلهی بهم گفت آروم شدم و با خوش حال راهی خونه شدیم اون موقه میشکا 1ماهو نیمش بود و یک خورده غزیبی می کرد رابطمون با خانواده کم کم کم شد مامانم خیلی ناراحت می شد که چرا خانوادمون این کارارو می کنن زن داییم پشت تمون حرف می زنن می گفت خونشون جنسه تا اینکه ما فقط با بابابزرگم که حیوون دوست داشتن رابطه داشتیم تا اینکه اونها هم مخالفت کردن یک روز که میشکا رو برده بودیم بریون غلادش دست مامانم بود یهو میشکا پریدو یک موتور بهش زد من همون طوری جیق می زدم میشکارو بغل کرده بودم میشکا هم جیغ می زد روز جمعه بود زد زدم دکتر الهی دکتر الهی گفت از از خونه راه میافتم شما هم بیاید مطب واقعا دست دکتر الهی درد نکنه واقعا دکتر خوبی هستن رفتیم و گفت شکستگی نداره ولی محض احتیاط برید عکس بگیرید عکسو گرفتیم خدا شکر چیز خاستی نبمد بیشتر ترسیده بود موتری هم وایساده بود گفتم بهش مشکلی نیست شما تشریف ببرید تفصیره من بودش موتوره هم رفت رفتیم خونه و یک نفس راحت کسیدم بابابزرگم زنگ زد گفت شما بودید جیغ زیدی منو مامانم با خندیدیم بابابزرگم گفت صداتو تا اینجا رسید (داپزشکی با خونه بابابزرگ یم کوچه فاصلس ) پرسید حالش خوبه گفتم اره تا اینکه کار به جایی رسید که بابامم شروم به مخالفت کرده چاره این نیست دیروز یکی اومد و میشکارو با خودش برو من در غم و اندوه میشکا می گریم امیدوارم حالمو درک کنید
__________________
zenDegI $@kHtE o TalKhE
|
||||||||||||||||||||
|
|
|
||||||||||||||||||||
| 12 کاربر برای این پست سودمند از natasha عزیز تشکر کرده اند: |
| تبلیغات ... | |
|
|
|
|
|
#2 | ||||||||||||||||||||
|
کاربر تازه آشنا تاریخ عضویت: Jun 2009
ارسال ها
: 38
تشکر: 55
171 بار در 35 پست از ایشان تشکر شده است
حالت من:
|
از این خوشال باش که تو اون دنیا واسه همیشه راحتی.وقتی انقدر با احساسی که سگی داشت میمرد رو گرفتی...
آسایش تو اون دنیا با نماز و روزه نیس...با همین کارای خردمندانست...بهت تبریگ میگم... کار بزرگی کردی.. درکت میکنم...هرر وقت خودت زندگی شخصیتو شوروع کردی دوباره یه سگ بگیر......
__________________
؟؟؟ من آریا هستم... میگم...من یه سگ دارم اسمش دنی هست..ازت میخوام به سگی که واقعا خوشگله رای بدین...من و دنی منتظر رایتیم...فقط یه نگاه کن بهش بعد رای بده...منتظرتم....دودرم نکنیا...دنی میگه من خیلی خوشگلم.... این زیر دوتا لینک گذاشتم.....اولی لینک عکس سگ منه..دومیش هم لینک صفحه رای گیری [مشاهده لینک ها فقط برای اعضا امکان پذیر است لطفا ثبت نام کنید] http://www.persianpet.org/forum/showthread.php/-22591/index.html?t=22591 |
||||||||||||||||||||
|
|
|
||||||||||||||||||||
|
|
#3 | ||||||||||||||||||||
|
کاربر ارشد تاریخ عضویت: Jun 2009
محل سکونت: ایران, تهران
ارسال ها
: 4,204
تشکر: 6,450
1,548 بار در 345 پست از ایشان تشکر شده است
حالت من:
|
الهی بمیرم امیدوارم بتونی کم کم غم دوریشو تحمل کنی عزیزم...
|
||||||||||||||||||||
|
|
|
||||||||||||||||||||
|
|
#4 | ||||||||||||||||||||
|
مدیریت اجرایی
![]() تاریخ عضویت: Jul 2008
محل سکونت: ایران - اراک
ارسال ها
: 19,913
تشکر: 24,396
27,859 بار در 6,363 پست از ایشان تشکر شده است
حالت من:
|
همه کسایی که یه روز به یک موجود کوچک و از نظر برخی ناچیز!! انس گرفتن واقعا حال تورو درک می کنن .
من خودم شخصا با اینکه همه چیز خیلی عادی هست و مشکلی به نظر نمی رسه اما هر روز به موضوع از دست دادن میشل فکر می کنم دست خودم نیست خودخواه هم نیستم اما وحشت از دست دادنش سخته و می دونم اگه این اتفاق بیفته صبر زیادی می خواد کنار اومدن با ندیدن و نبودنش. در اون دنیا دعای میشکا حامی تو خواهد بود غصه نخور و صبور باش هرچند که خیلی سخته.
__________________
.
. . ماهی قرمز نخرید سهم این قرمز زیبا ، تنگ شیشه ای نیست ![]() . . . ![]() اون حیوون کوچولو می تونه نیمه گمشده ای از زندگی تو باشه .. |
||||||||||||||||||||
|
|
|
||||||||||||||||||||
|
|
#5 | ||||||||||||||||||||
|
کاربر ارشد تاریخ عضویت: Jul 2009
محل سکونت: تهران
ارسال ها
: 5,478
تشکر: 4,751
7,126 بار در 2,169 پست از ایشان تشکر شده است
حالت من:
|
خدا نکنه عزیزم
پریا جون مرسی از ابرازه احساساتت من دو روزه که همچیو تو خودم ریختم چون می دونم اگر گریه کنم حاله مامانم خیلی خیلی خیلی بد می شه برای همین هم حالم به شدت وخیمه و بد تر از اون انکه دیگه نیم تونم از حالش با خبر باشم و این منو شکنجه می ده یعنی واقعا الان میشکا کجاست ؟؟؟؟؟؟؟؟ خدای نم خودت کمکم کن دارم از دست می روم عکس های میشکارو توی آلبمم ببینید
__________________
zenDegI $@kHtE o TalKhE
|
||||||||||||||||||||
|
|
|
||||||||||||||||||||
|
|
#6 | ||||||||||||||||||||
|
کاربر فعال تاریخ عضویت: Jun 2009
محل سکونت: شیراز
ارسال ها
: 519
تشکر: 93
1,184 بار در 419 پست از ایشان تشکر شده است
|
واقعا بده که آدمو مجبور به ترک حیوونش بکنن.
خیلی دلم برات سوخت.خدا کمکت کنه.
__________________
"زندگی زیبا که نیست مسخره هم هست" هیتلر [مشاهده لینک ها فقط برای اعضا امکان پذیر است لطفا ثبت نام کنید] [مشاهده لینک ها فقط برای اعضا امکان پذیر است لطفا ثبت نام کنید] تو وبلاگم مطالب جالب و به درد بخور زیاده حتما ببینیدش. |
||||||||||||||||||||
|
|
|
||||||||||||||||||||
|
|
#7 | ||||||||||||||||||||
|
کاربر ارشد تاریخ عضویت: Jun 2009
محل سکونت: ایران, تهران
ارسال ها
: 4,204
تشکر: 6,450
1,548 بار در 345 پست از ایشان تشکر شده است
حالت من:
|
کاشکی اقلا واگذارش می کردی که بتونی چند وقت یکبار ببینیش
|
||||||||||||||||||||
|
|
|
||||||||||||||||||||
|
|
#8 | ||||||||||||||||||||
|
کاربر ارشد تاریخ عضویت: Jul 2009
محل سکونت: تهران
ارسال ها
: 5,478
تشکر: 4,751
7,126 بار در 2,169 پست از ایشان تشکر شده است
حالت من:
|
واگزار شده اما کسی که واگزار کرده هیچی نگفته از قصد خاسته رابطمون قطع شه
__________________
zenDegI $@kHtE o TalKhE
|
||||||||||||||||||||
|
|
|
||||||||||||||||||||
|
|
#9 | ||||||||||||||||||||
|
کاربر فعال تاریخ عضویت: Jul 2009
محل سکونت: teh
ارسال ها
: 890
تشکر: 1,353
692 بار در 183 پست از ایشان تشکر شده است
حالت من:
|
الهی درکت می کنم گلم من که حتی چند ساعتی که خونه نیستم و دانشگام انقدر دلم واسه اونیکس تنگ می شه که اشکم گاهی در مییاد ! این فقط واسه چند ساعته ! واقعا حتی تصور یه روز بدونه اونیکس و نمی تونم بکنم می فهمم حالت رو ! امیدوارم صاحب جدیدش هم مثل خودت دوستش داشته باشه تا کمتر دل تنگی کنه چون مطمونن اون هم الان دل تنگ تو هست
|
||||||||||||||||||||
|
|
|
||||||||||||||||||||
|
|
#10 | |||||||||||||||||||||
|
کاربر ارشد تاریخ عضویت: Jul 2009
محل سکونت: تهران
ارسال ها
: 5,478
تشکر: 4,751
7,126 بار در 2,169 پست از ایشان تشکر شده است
حالت من:
|
نقل قول:
__________________
zenDegI $@kHtE o TalKhE
|
|||||||||||||||||||||
|
|
|
|||||||||||||||||||||
![]() |
| علاقه مندی ها (Bookmarks) |
| برچسب ها |
| mishka, من, و, زندگی |
| ابزارهای موضوع | جستجو در موضوع |
| نحوه نمایش | |
|
|
موضوعات مشابه
|
||||
| موضوع | نویسنده موضوع | انجمن | پاسخ ها | آخرين نوشته |
| زندگی مردی که از سال 1359خوابگاهی است! | ساقی | گفتگوی آزاد | 1 | 24th May 2009 12:13 PM |
| » چگونه می توانم همسرم را با خدا آشتی دهم؟ | behnaz | گفتگوی آزاد | 0 | 25th January 2009 11:09 PM |
| مصاحبه با امیر رهبری صاحب حیوانات سریال مرد هزار چهره | mehdi-192 | آرشـیــو | 0 | 9th November 2008 02:53 AM |
| من باور دارم ... | عرشیا | آرشـیــو | 1 | 18th October 2008 07:18 PM |
| زندگی بدون فرانس، یک پوزه ی سفید، فقیرتر است | S.Ahadzadeh | آرشـیــو | 0 | 18th May 2006 05:28 PM |