![]() |
|
|||||||
| گفتگوی آزاد |
![]() |
|
|
#1 | ||||||||||||||||||||
|
کاربر تازه آشنا تاریخ عضویت: Apr 2006
محل سکونت: تهران
ارسال ها
: 51
تشکر: 0
56 بار در 30 پست از ایشان تشکر شده است
|
پیام احتسابیان
پرده اول: سال گذشته 1384 اسفند ماه بود که به همراه یکی از دوستانم که آشنایی نزدیکی با فروشندگان مولوی داشت برای اولین بار قدم به جایی گذاشتم که از آن به شکنجه گاه حیوانات یاد شده بود،جایی که بارها از آنجا فقط شنیده بودم ولی هرگز ندیده بودم. کوچه مولوی تنها حدود دویست متر از آن به فروش حیوانات اختصاص دارد ولی همین فضا برای سودجویان و قاچاقچیانی که زندگی خود را از بازار سیاه آن می چرخانند کافیست. قسمتی نیز دالان مانند و به شکل بازار اما کوتاه،تنگ و تاریک مخصوص خرید و فروش پرندگان می باشد. اینجا معروف به کوچه مرغی است. هوای غبار گرفته از پر زدن پرندگان در بند و گرفتار در قفس. لاشه پرنده ای روی زمین و حتی در میان پرندگان زنده توجه ام را جلب می کند و از اطرافیان علت مرگ را جویا می شوم...علت مرگ: انفولانزای مرغی پرندگان! کمی می ترسم و سوال میکنم، مگر اینجا هم آنفولانزای مرغی هست؟...یکی از فروشندگان که از بقیه نسبتا سن زیاد تری دارد جواب می دهد: بله هست...هفته ای دو سه پرنده هم قربانی می دهد.ابتدا خواستم بیشتر از این در محل نمانم و برم که با تعارف یکی از دوستان همراهم وارد مغازه ای در همان دالان شدیم. او از قاچاقچیان بزرگ و با سابقه دار پرندگان در ایران بود که به گفته ی خودش بارها به خاطر شکار و صید غیر مجاز توسط ماموران محیط زیست و انتظامی بازداشت شده و متحمل جریمه های سنگینی هم شده. حتی می گوید چند روزی هم را در حبس گذرانده.اما از آنجایی که سود خوبی در فروش پرندگان به خصوص پرندگان شکاری دارد به این کار ادامه داده ترسی ندارد. دلیل آن را هم این گونه بیان می دارد که در مجموع کنترل ها بر این کار کم است و به ندرت مشکل ایجاد می شود. داخل مغازه دور تا دور قفس ها چیده شده. هر قفس پر است از پرندگان مختلف. از شکاری گرفته تا انواع پرندگان زینتی و طوطی و تا انواع گنجشک و کفتر که از قیمت های کمتری برخوردار هستند. از مغازه و کوچه مرغی بیرون می آییم و مجددا وارد خیابان مولوی می شویم. در خیابان در دستان فروشندگان دوره گرد سنجاب و توله سگ به وفور دیده می شود و مشغول بازار گرمی هستند. آنها می گویند سنجاب هم از فروش و استقبال خوبی برخوردارند. همراهم یکی دیگر از دوستان قدیمی خود را که باز از قاچاقچیان قدیمی دراین کار است رو پیدا میکنه و گرم صحبت می شوند. او را به من_آقای ر _ و من را به او معرفی می کند. البته من رو نه در جایگاه یک خبرنگار، بلکه به عنوان تنها همراه او. از صحبت هایشان چیزی دستگیرم نمی شود چون محو تماشای بی رحمی یک فروشنده هستم که با تمام زور خود یک توله سگ را در دستانش گرفته و بازار گرمی می کند که با اشاره دوستم دنبال آنان راه می افتم. دوستم اشاره می کند می رویم جایی که اگه خریدار هم باشی باید از هفت خان رستم بگذری تا به این جا برسی. خوشحال می شوم که هم در جایگاه یک خریدار نیستم و هم اینکه جایی که می رویم به درد گزارشم می خوره. داخل کوچه ای می شویم، کوچه ای باریک، از آنجا وارد خانه ای می شویم. از حیاط خانه وارد زیرزمین می شویم و از زیرزمین وارد یک زیرزمین خانه دیگر می شویم، از زیرزمین وارد حیاط یک خانه متروک می شویم و از آنجا وارد یک انباری. راست می گفت!...از هفت خان رستم هم بیشتر شد. داخل انبار از انواع پرنده شکاری و جغد و یک جفت گرگ و تعداد زیادی سنجاب که در بین آنها سنجاب مرده هم پیدا می شود وجود دارد تا یک بچه گربه لاغر اندام که آقای " ر " به او غذا می دهد.دوستم توضیح می دهد به دلیل غیر مجاز بودن فروش این حیوانات آنها را در این مکان نگهداری می کنند و تنها مشتریانی را به اینجا می آورند که از خرید آنها مطمان باشند و کسی او را معرفی کرده باشد. همراهم که خودش عاشق حیوانات است دو جفت جغد انبار از او با قیمتی مناسب نسبت به آنچه در مغازه های کوچه دیده بودم می خرد وبیرون می آییم. گشتمان در مولوی به پایان می رسد و در راه برگشت به انچه که دیده بودم فکر میکردم و مطالبی را در دفتچه ام یادداشت می کردم. همراهم از من می خواهد تا اسمی از افرادی که با آنها آشنا شدم در گزارشم ننویسم. من نیز در جایگاه خبرنگار اجازه این کار را ندارم و نخواهم نوشت. پرده دوم: مدتی از این زمان گذشت و همچنان گزارشم بدون ویرایشی در ارشیو مانده بود تا اردیبهشت ماه امسال 1385 خبر اجرای طرح ساماندهی پرندگان در کوچه مرغی خیابان مولوی باعث خوشحالی شد. با جویا شدن از نحوه اجرای طرح از دکتر یحیی بابا خانی معاون شبکه دامپزشکی تهران متوجه می شوم هدف اصلی از اجرای طرح کنترل آنفولانزای مرغی و عدم فروش پرندگان زینتی است. سئوال می کنم پس تکلیف بقیه پرندگان و حیوانات که اوضاع نگهداری خوبی نداند چه می شود؟...باباخانی می گوید: " تخلفات در این مرکز شامل شرایط نامناسب نگهداری طیور و حیوانات و عرضه غیر قانونی گونه های حمایت شده و در معرض انقراض است که متاسفانه آمار بالایی را نیز شامل می شود. زیرا کوچه مرغی در منطقه ای واقع شده که نقطه کور به شمار می آید و تخلفات متعددی در آنجا صورت می گیرد. بنابراین عرضه غیر مجاز گونه های جانوری و طیور حفاظت شده هم در حجم زیاد تخلفات گم شده است. به طور کلی ما در کوچه مرغی مولوی با دو وضعیت مواجه هستیم. یکی عرضه و نگهداری حیوانات وحشی و حفاظت شده و یکی حیوانات غیر وحشی و اهلی. ساماندهی وضعیت گونه های حفاظت شده در ردیف وظایف این سازمان نیست و سازمان حفاظت از محیط زیست موظف است در این مورد اقدام نماید. چنان که در قانون هم بر وظایف سازمان محیط زیست در برخورد با این تخلف تصریح شده است." اما تا جایی که به یاد داریم تا به حال سازمان حفاظت از محیط زیست کشور هیچ اقدامی نسبت به وضعیت بد مولوی نکرده است. این در حالیست که کارشناسان و دوستداران حیوانات بارها نسبت به وضعیت و شرایط فروش و نگهداری حیوانات به خصوص حیوانات در خطر انقراض مانند یوزپلنگ و آهو در مولوی هشدار داده اند. انجمن حمایت از حیوانات ایران نیز بارها به سازمان محیط زیست و مسولین مربوطه بر برخورد قاطع به فروشندگان و قاچاقچیان اعتراض کرده و خواهان رسیدگی سریع شده است. سال گذشه نیز هنگامی که ریس جامعه جهانی حمایت از حیوانات (wspa) آقای دکتر ترور به دعوت انجمن حمایت از حیوانات به ایران سفر کرده بود از مولوی دیدن نمود و با ابراز تاسف از برخورد مسولین ایرانی، مولوی را یک شکنجه گاه واقعی حیوانات خواند و خاطر نشان کرد در صورت عدم جمع اوری این مکان و برخورد جدی با متخلفین حیات وحش ایران به خصوص حیوانات در حال انقراض با خطر جدی روبرو خواهد شد. پرده سوم: و اما امروز تیر ماه 1385 و تابستان داغ مجددا پا به جایی می گذاریم که حرف و حدیث های فراوانی را به دنبال خود کشانده و توقع داشتیم منظره ای متفاوت از آنچه در قبل شاهد آن بودیم را ببینیم. اینجا کوچه مولوی. به کوچه مرغی می رویم. تنها تفاوتش با قبل از برنامه پاکسازی خلوتی دالان آنجا است، همان بساط و همان فروشندگان و همان پرنده ها، این بار در فضایی کوچکتر در مغازه ها جا داده شده اند.سراغ پرنده شکاری را می گیرم، وجود دارد.سراغ پرنده های زینتی را می گیرم، وجود دارند. حتی سراغ آهو و شیر را می گیرم، آنها هم وجود دارند.البته آهو و شیر نه در انبارهای مولوی بلکه در انبارهای خارج شهر. یکی از فروشندگان می گوید برنامه پاکسازی یک حُسن داشت و آن گران تر شدن پرنده های کمیاب شد. ولی به گفته آقای " ر " فروش سنجاب سخت تر و کمتر شده و بیشتر سنجاب هایی را که می آوریم میمیرند. بیشتر مشتریان مولوی را خریدارین پرنده تشکیل می دهند. در خیابان مشغول قدم زدن بودیم، دو مامور بی سیم به دست می آیند. بیشتر فروشندگان با علامت های دوستانشان حیوانات ممنوعه را قایم می کنند تا از دید مامورین دور باشد. آقای "ر" می گوید اینها ماموران تجسس هستند و از بعد برنامه پاکسازی ماموریت دارند تا با فروشندگان پرندگان شکاری و وحشی و نیز سنجاب و مار برخورد کنند. ولی آنچه من دیدم متفاوت با برخورد قاطع بود.مامور را دنبال می کنم تا در فضایی خارج از جمع فروشندگان با آنها به صحبت بنشینم. با نشان دادن کارت خبرنگاری سرانجام راضی به مصاحبه ای مختصر می شوند و مرا به کاروان بازررسی انتظامی دعوت می کنند. یکیاز مامورین که لباس شخصی نیز به تن داشت می گوید: " اینجا افراد بسیاری هستند که از فروش حیوانات امرار و معاش می کنند و خرج خانواده شان را در می آورند. ولی چاره ای نیست، بنا به آنچه به ما دستور داده شده ناچار به برخورد با آنها هستیم. روز پاکسازی ماموران زیادی اینجا بودند، حتی روزهای بعد هم بودند و کنترل خوبی بود. ولی الان دست تنها هستیم و کنترل کمی سخت شده. و قبل از اینکه بخواهیم به جلوتر برسیم و فروشنده ای را قافلگیر کنیم دوستانش از قبل اینکه ما برسیم او را از وجود ما باخبر می کند و حیوان را درو از دید ما قرار می دهند." به جمع فروشندگان بر می گردم. داخل آخرین فروشگاه می شوم تصویری ناخوشایند، تعدادی بچه گربه ایرانی، بی رمق داخل یک قفس تنگ و کوچک نای نفس کشیدن ندارند.. پرده آخر: امروز هم گذشت از مولوی بر می گردم. با وجود تمام نظریات، اعتراضات، کنترلها و...مولوی همان مولوی بود و خواهد بود. کارشان را می کنند بی آنکه کسی به کارشان کار داشته باشد. پرندگان در قفس، لاشه ی جوجه ای در جوی آب، گربه های بی رمق و ماموران تجسس...پرده آخر گزارش من هستند. 1385/4/23 برگرفته از وب لاگ یكی دیگه و چاپ شده در روزنامه اعتماد ملی امروز شنبه هفتم مرداد ماه 1385 __________________
__________________
حیوانات و نبات امانت هستند امانت دار باشیم [مشاهده لینک ها فقط برای اعضا امکان پذیر است لطفا ثبت نام کنید] |
||||||||||||||||||||
|
|
|
||||||||||||||||||||
| تبلیغات ... | |
|
|
|
|
|
#2 | ||||||||||||||||||||
|
کاربر تازه آشنا تاریخ عضویت: Jul 2008
محل سکونت: Tehran
ارسال ها
: 65
تشکر: 14
104 بار در 38 پست از ایشان تشکر شده است
حالت من:
|
زمانیکه تو مغازه ها در حال فروش حیوانات بودن وضع حیوونا کمی بهتر بود چون برای خوش آمد مشتری ها هم که شده کمی محل نگهداری اونا رو تمیز میکردن و به تغذیه اشون میرسیدن اما حالا بردن تو خونه هاشون مخفی کردن و باید سفارش بدی برات بیارن معلوم نیست اون حیوون در چه شرایطی نگهداری شده چون هیچ وقت نمیبینی!محیط زیست واقعا محشره.مثلا برای رهائی و نجات حیوونا این طرح رو انجام داد؟؟؟بدتر شد.کلی از حیوونا به خاطر پلمپ مغازه ها تلف شدن:احتمالا محیط زیست فکر کرده داره انبار باقالی پلمپ می کنه و اصلا به این فکر نکرد چه به سر این زبون بسته ها میاد اونائی هم که زنده موندن همچنان قاچاقی فروخته میشن.یکی بگه چی عوض شده؟؟؟
__________________
کمک کنید٬زبانی برای دفاع از حقوقشان ندارند!
|
||||||||||||||||||||
|
|
|
||||||||||||||||||||
|
|
#3 | ||||||||||||||||||||
|
کاربر تازه آشنا تاریخ عضویت: Sep 2006
محل سکونت: تهران
ارسال ها
: 258
تشکر: 174
672 بار در 195 پست از ایشان تشکر شده است
حالت من:
|
من فکر می کنم ممنوع کردن خرید و فروش الان جواب نمی دهد باید اول به آنها یاد داد چطوری و چگونه حیوانات را نگهداری و تغذیه کنند بعد بفروشند شاید این طوری بهتر باشه مثلا به بهداشت حیوونها ایراد بگیرند و ..
__________________
من اینجا بس دلم تنگ است ...
|
||||||||||||||||||||
|
|
|
||||||||||||||||||||
|
|
#4 | ||||||||||||||||||||
|
اخراج شده
تاریخ عضویت: Mar 2008
ارسال ها
: 4,340
تشکر: 5,761
12,118 بار در 3,459 پست از ایشان تشکر شده است
حالت من:
|
دلم به حال همهء حیوانات مولوی میسوزه
. به دید کالا بهشون نگاه میکنند، نه به دید یک موجود زنده . یک بار که رفتم یه مرده توی یک جعبهء تنگ چندین تا جوجه طوطیه سبز کوچیک گذاشته بود . طفلکی ها اینقدر کوچیک بودند که هنوز کاملا پر در نیاورده بودند . نمی دونم چطور دلشون اومده بود این هارو از مادرشون جدا کنند . معلوم بود که خیلی گرسنه اند چون تا من رو دیدند جیغ کشیدند و دهنشون رو باز کردند و بابل بال زدند ، یعنی فکر کردند من مادرشونم . خیلی دلم براشون سوخت .... بعضی هاشون مرده بودند .... |
||||||||||||||||||||
|
|
|
||||||||||||||||||||
|
|
#5 | ||||||||||||||||||||
|
کاربر موثر تاریخ عضویت: Nov 2006
محل سکونت: تهران
ارسال ها
: 1,489
تشکر: 694
1,917 بار در 833 پست از ایشان تشکر شده است
حالت من:
|
تقاضا = عرضه
__________________
پیاده در شطرنج اگر تا انتها راه خود را ادامه دهد وزیر خواهد شد
|
||||||||||||||||||||
|
|
|
||||||||||||||||||||
|
|
#6 | ||||||||||||||||||||
|
کاربر تازه آشنا تاریخ عضویت: Jul 2008
محل سکونت: Tehran
ارسال ها
: 65
تشکر: 14
104 بار در 38 پست از ایشان تشکر شده است
حالت من:
|
دقیقا مشکل همینه که گفتین!اگه اینجا هم تا زمانیکه همه حقوق و آسایش حیوانات رعایت نشه مشتری اقدام به خرید نکنه دست این دلالها هم کوتاه میشه.پت شاپهای جوامع پیشرفته که میری لذت میبری از بس که تمیزه و وضعیت حیوانات در اونجا خوبه.ضمن اینکه فروشنده ها دوره کارآموزی برای اطلاع کافی از حیوانات دیدن و به خوبی به همه سولاتت جواب میدن
__________________
کمک کنید٬زبانی برای دفاع از حقوقشان ندارند!
|
||||||||||||||||||||
|
|
|
||||||||||||||||||||
|
|
#7 | ||||||||||||||||||||
|
کاربر تازه آشنا تاریخ عضویت: Jul 2008
محل سکونت: Esfahan
ارسال ها
: 121
تشکر: 165
150 بار در 69 پست از ایشان تشکر شده است
حالت من:
|
فقط حرف حرف حرف پس کی می خواد درست کنه.واقعا واسه ی همه ی ایرانیان متاسفم.
|
||||||||||||||||||||
|
|
|
||||||||||||||||||||
|
|
#8 | ||||||||||||||||||||
|
مدير بازنشسته
کاربر فعال تاریخ عضویت: Jun 2008
محل سکونت: tehran/rasht
ارسال ها
: 642
تشکر: 1,610
1,569 بار در 517 پست از ایشان تشکر شده است
|
تو ایران دلال ها گند می زنن به همه چی...هر چیزی که فکرشو کنی کالا شده
یارو تو انقلاب کتاب می فروشه ولی 2 خطشم نفرخته...تو مولوی سگ میاره چون مشتری داره و اونی که میره از مولوی حیوونشو میگیره هیچ اهمیتی نداره که حیوون چجوری بوده...فقط مهم قیمتشه... تو کشور ما هم راه حل همیشه پاک کردن صورت مسئله شده...وقتی مغازه ای تو مولوی حیوون نمی فروشه دیگه مسئولین نگرانی ندارن..چون کسی نمی بینه اون پشت چه خبره.. |
||||||||||||||||||||
|
|
|
||||||||||||||||||||
| یک کاربر برای این پست سودمند از zizex عزیز تشکر کرده اند: |
|
|
#9 | ||||||||||||||||||||
|
کاربر فعال تاریخ عضویت: May 2008
محل سکونت: Tehran
ارسال ها
: 930
تشکر: 3,626
1,374 بار در 607 پست از ایشان تشکر شده است
حالت من:
|
من خیلی دوست داشتم یه بار برم مولوی ولی بعد از چیزایی که شنیدم حاضر نیستم پامو بزارم اونجا
__________________
قبل از طرح سوالات خود از ابزار جستجو استفاده کنید
|
||||||||||||||||||||
|
|
|
||||||||||||||||||||
|
|
#10 | ||||||||||||||||||||
|
کاربر تازه آشنا تاریخ عضویت: Dec 2008
ارسال ها
: 43
تشکر: 2
83 بار در 40 پست از ایشان تشکر شده است
|
هنوز هم مولوی مثل کشتارگاه حیوانات میمونه.
برای پول دراوردن از حیوانات بدبخت از هیچ کاری دریغ نمیکنند |
||||||||||||||||||||
|
|
|
||||||||||||||||||||
![]() |
| علاقه مندی ها (Bookmarks) |
| ابزارهای موضوع | جستجو در موضوع |
| نحوه نمایش | |
|
|
موضوعات مشابه
|
||||
| موضوع | نویسنده موضوع | انجمن | پاسخ ها | آخرين نوشته |
| حیوانات خانگی و پناهگاه حیوانات | Admin | اخبار دنیای حیوانات | 27 | 6th January 2010 11:57 AM |
| سوال ها و جواب ها در مورد حمایت از حیوانات | عاشق گربه | تالار حمایت از حقوق حیوانات | 5 | 31st December 2009 04:13 PM |
| حمایت از حیوانات | behnaz | تالار حمایت از حقوق حیوانات | 0 | 4th September 2009 01:49 AM |
| نگهداری حیوانات به روشهای منسوخ شده در باغ وحش اصفهان | عاشق گربه | تالار حمایت از حقوق حیوانات | 3 | 5th July 2009 02:40 AM |
| مصاحبه با آقای احتسابیان عضو مرکزی انجمن حمایت از حیوانات | پرشین پت نیوز | آرشـیــو | 5 | 25th August 2008 03:02 AM |