به تالارهای گفتگوی پرشین پت خوش آمديد . جهت استفاده از تمامي امكانات لطفا ابتدا عضو شوید . برای عضویت اینجا را کلیک کنید !

 

بازگشت   تالار گفتگوی پرشین پت » تالارهای متفرقه » Fun Club



Fun Club این تالار برای دوست داران حیوانات و کاربران سایت یک نوع زنگ تفریح و سرگرمی بحساب میاد با رعایت قوانین مدیریت : My PeT مدیر تالار :پریا - behnaz

پاسخ
قدیمی 2nd October 2008, 12:23 AM   #1
My PeT
مدیر بازنشسته

کاربر ارشد

کاربر ارشد

 
My PeT آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Aug 2008
ارسال ها : 5,614
تشکر: 10,585
9,643 بار در 2,566 پست از ایشان تشکر شده است
حالت من:
امتیاز: 39,199, سطح: 100
امتیاز: 39,199, سطح: 100 امتیاز: 39,199, سطح: 100 امتیاز: 39,199, سطح: 100
صعود به سطح بالا: 2%, 0 امتیاز مورد نیاز
صعود به سطح بالا: 2% صعود به سطح بالا: 2% صعود به سطح بالا: 2%
فعالیت: 0%
فعالیت: 0% فعالیت: 0% فعالیت: 0%
پیش فرض ┐└┘┌ بیو گرافی ┐└┘┌

بیو گرافی از هر فرد مشهور و محبوبی که میشناسین تو این تاپیک
__________________
[مشاهده لینک ها فقط برای اعضا امکان پذیر است لطفا ثبت نام کنید][مشاهده لینک ها فقط برای اعضا امکان پذیر است لطفا ثبت نام کنید]


[مشاهده لینک ها فقط برای اعضا امکان پذیر است لطفا ثبت نام کنید]


[مشاهده لینک ها فقط برای اعضا امکان پذیر است لطفا ثبت نام کنید]

[مشاهده لینک ها فقط برای اعضا امکان پذیر است لطفا ثبت نام کنید]

پرنده رو نباید تحت هر شرایطی نگهش داشت.زیبایی اون به ازاد بودنشه

پرنده باید آزاد باشه
[مشاهده لینک ها فقط برای اعضا امکان پذیر است لطفا ثبت نام کنید]

ویرایش توسط My PeT : 2nd October 2008 در ساعت 12:32 AM.
My PeT ?????? ???   پاسخ با نقل قول
6 کاربر برای این پست سودمند از My PeT عزیز تشکر کرده اند:

تبلیغات ...
قدیمی 2nd October 2008, 12:27 AM   #2
My PeT
مدیر بازنشسته

کاربر ارشد

کاربر ارشد

 
My PeT آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Aug 2008
ارسال ها : 5,614
تشکر: 10,585
9,643 بار در 2,566 پست از ایشان تشکر شده است
حالت من:
امتیاز: 39,199, سطح: 100
امتیاز: 39,199, سطح: 100 امتیاز: 39,199, سطح: 100 امتیاز: 39,199, سطح: 100
صعود به سطح بالا: 2%, 0 امتیاز مورد نیاز
صعود به سطح بالا: 2% صعود به سطح بالا: 2% صعود به سطح بالا: 2%
فعالیت: 0%
فعالیت: 0% فعالیت: 0% فعالیت: 0%
پیش فرض

[مشاهده لینک ها فقط برای اعضا امکان پذیر است لطفا ثبت نام کنید]


Amin Hayaei

نام : امین حیایی

تاریخ تولد: 19 خرداد 1349

محل تولد: محله قیطریه شهر تهران

شغل: بازیگر سینما و تلویزیون/ در موسیقی هم فعالیت میکند

تحصیلات: فارق التحصیل کامپیوتر

نام همسر: نیلوفر خوش خلق(بازیگر)

برنده سیمرغ بلورین بهترین بازیگر مرد در بیست و ششمین جشنواره فیلم فجر(86)
__________________
[مشاهده لینک ها فقط برای اعضا امکان پذیر است لطفا ثبت نام کنید][مشاهده لینک ها فقط برای اعضا امکان پذیر است لطفا ثبت نام کنید]


[مشاهده لینک ها فقط برای اعضا امکان پذیر است لطفا ثبت نام کنید]


[مشاهده لینک ها فقط برای اعضا امکان پذیر است لطفا ثبت نام کنید]

[مشاهده لینک ها فقط برای اعضا امکان پذیر است لطفا ثبت نام کنید]

پرنده رو نباید تحت هر شرایطی نگهش داشت.زیبایی اون به ازاد بودنشه

پرنده باید آزاد باشه
[مشاهده لینک ها فقط برای اعضا امکان پذیر است لطفا ثبت نام کنید]
My PeT ?????? ???   پاسخ با نقل قول
13 کاربر برای این پست سودمند از My PeT عزیز تشکر کرده اند:
قدیمی 2nd October 2008, 12:29 AM   #3
My PeT
مدیر بازنشسته

کاربر ارشد

کاربر ارشد

 
My PeT آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Aug 2008
ارسال ها : 5,614
تشکر: 10,585
9,643 بار در 2,566 پست از ایشان تشکر شده است
حالت من:
امتیاز: 39,199, سطح: 100
امتیاز: 39,199, سطح: 100 امتیاز: 39,199, سطح: 100 امتیاز: 39,199, سطح: 100
صعود به سطح بالا: 2%, 0 امتیاز مورد نیاز
صعود به سطح بالا: 2% صعود به سطح بالا: 2% صعود به سطح بالا: 2%
فعالیت: 0%
فعالیت: 0% فعالیت: 0% فعالیت: 0%
پیش فرض


بیو گرافی محمد رضا گلزار

[مشاهده لینک ها فقط برای اعضا امکان پذیر است لطفا ثبت نام کنید]

محمد رضا گلزار متولد ((۱/۱/۵۶ )) و اهل تهران می باشد



ساکن محله اندیشه تهران((سهروردی)) می باشد

فرزند سوم خانواده است ، یک خواهر به نام آتوسا و دو برادر به نام های علیرضا و بردیا دارد

فارغ التحصیل رشته مهندسی مکانیک می باشد.و به زبان انگلیسی تسلط کامل دارد.پدرش نیز مهندس مکانیک است

در زمینه های موسیقیُ سینما و تبلیغات فعالیت دارد

در نواختن گیتار،ارگ و پرکاشن مهارت دارد ومدتها تدریس گیتار می کرد

به ورزش های والیبال،اسکی وشنا علاقه دارد

در حال حاضر کاپیتان تیم والیبال هنرمندان است

از غذا ها قرمه سبزی و ماکارونی را دوست دارد.خودرو او یک BMW مشکی است

رنگ های مورد علاقه او قهوه ای، سفید، کرم و مشکی است

اولین بار توسط ایرج قادری برای بازی در فیلم سینمایی سام ونرگس دعوت شد

از سوابق سینمایی می توان سام و نرگس، زمانه، شام آخر،بالای شهر پایین

شهر،چشمان سیاه،بوتیک، زهر عسل، کما،سیزده گربه روی شیروانی،آتش

بس،شام عروسی، و تله که در نوبت اکران است را می توان نام برد.

محمد رضا گلزار به عنوان مشاورهنری سازمان بهزیستی استان تهران برگزیده شد



وباز هم مطبوعات...

این دوبازیگر ، از دیرباز همیشه با شایعات دست و پنجه نرم می‌‌کردند،‌ مطبوعات به

راحتی درباره کسی، چنان مطالبی می‌‌نویسند که اصلا به شخصیت فرد موردنظر

نزدیک نیست،محمد رضا گلزار در این باره گفت : دیگر برایم این شایعات بی‌‌اساس

عادی شده است، واصلا برایم اهمیتی ندارد ، او در ادامه گفت این نشریات تنها به

خاطرفروش بالاتر دست به چنین کارهایی دست می‌‌زنند و تیتر انتخاب می‌‌کنند، و جالب‌تر

این که مردم هم متوجه شایعات و اخبار کذب این نشریات شده‌اند و برای آنها هم این

شایعات عادی شده است.

***


شاید در تاریخ سینمای ایران پس از انقلاب هیچ بازیگری مانند «محمدرضا گلزار»

خوراک و سوژه مطبوعات نشد... او بارها توسط این نشریات ازدواج کرد و جدا شد،

درحالی که او زندگی آرامی را در کنار خانواده‌اش سپری می‌‌کند...

***

این روزها در بیشتر مطبوعات ایران، از ازدواج قریب‌الوقوع او با «مهناز افشار» مطالبی

به چاپ می‌‌رسد که باعث تعجب همگان شده است... رضا گلزار داماد می‌‌شود،

مهناز افشار عروس می‌‌شود، فیلم سینمایی «آتش‌بس»، به واقعیت نزدیک شد...

رضا و مهناز در زمان تصویربرداری عاشق یکدیگر شده‌اند و...

اما... یکی از نزدیکان رضا گلزار که همیشه با اوست، این خبر راتکذیب کردو گفت:

چنین چیزی واقعیت ندارد، جالب است، این خبر را از شما می‌‌شنوم،وی درادامه







می‌‌گوید: تا چندی پیش، دوستان و اقوام گاهی اوقات با من و یا رضا تماس

می‌‌گرفتند و این اخبار را به ما می‌‌دادند، اما حالا آنها هم تماس نمی‌‌گیرند،چون

می‌‌دانند این اخبار کذب محض است، دیگر آنان هم مثل ما عادت کرده‌اند.

اگر چنین چیزی هم صحت داشت،‌ هیچوقت، هیچ یک از دو طرف کاری نمی‌‌کردند که

این موضوع شخصی به مطبوعات کشیده شود... ازدواج گلزار و افشار از کجا خبرش

آمده، من هم نمی‌‌دانم او در ادامه گفت: عملکرد این نشریات باعث می‌‌شود که

بازیگران حس خوبی نسبت به مطبوعات نداشته باشند و به همین خاطر با نشریات

مصاحبه نکنند، مگر نشریاتی که معتبر بوده و اخبار آنان دقیق باشد.

اکران تله:



پیش از این قرار بود " تله " در عید فطر اکران شود که متاسفانه بدلیل طولانی شدن

برخی از مراحل فنی و همچنین تاخیری که در صدور پروانه نمایش برای فیلم بوجود

آمد باعث شد " تله " به جدول اکران عید فطر نرسد و نمایش فیلم به زمانی دیگر

موکول شود. بدین ترتیب متاسفانه" تله " در عید سعید فطر به نمایش در نمی آید.

این فیلم اولین شب ازدواج دو جوان را نشان که با یک تلفن تمام خوشی هایشان به

پایان می رسد و شادی خیلی زود جای خود را به ترس و دلهره می دهد وبعدا مشخص

می شود که آن فرد... .


__________________
[مشاهده لینک ها فقط برای اعضا امکان پذیر است لطفا ثبت نام کنید][مشاهده لینک ها فقط برای اعضا امکان پذیر است لطفا ثبت نام کنید]


[مشاهده لینک ها فقط برای اعضا امکان پذیر است لطفا ثبت نام کنید]


[مشاهده لینک ها فقط برای اعضا امکان پذیر است لطفا ثبت نام کنید]

[مشاهده لینک ها فقط برای اعضا امکان پذیر است لطفا ثبت نام کنید]

پرنده رو نباید تحت هر شرایطی نگهش داشت.زیبایی اون به ازاد بودنشه

پرنده باید آزاد باشه
[مشاهده لینک ها فقط برای اعضا امکان پذیر است لطفا ثبت نام کنید]
My PeT ?????? ???   پاسخ با نقل قول
10 کاربر برای این پست سودمند از My PeT عزیز تشکر کرده اند:
قدیمی 2nd October 2008, 12:42 AM   #4
My PeT
مدیر بازنشسته

کاربر ارشد

کاربر ارشد

 
My PeT آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Aug 2008
ارسال ها : 5,614
تشکر: 10,585
9,643 بار در 2,566 پست از ایشان تشکر شده است
حالت من:
امتیاز: 39,199, سطح: 100
امتیاز: 39,199, سطح: 100 امتیاز: 39,199, سطح: 100 امتیاز: 39,199, سطح: 100
صعود به سطح بالا: 2%, 0 امتیاز مورد نیاز
صعود به سطح بالا: 2% صعود به سطح بالا: 2% صعود به سطح بالا: 2%
فعالیت: 0%
فعالیت: 0% فعالیت: 0% فعالیت: 0%
پیش فرض

و اما عشق من و شاید خیلی های دیگه


[مشاهده لینک ها فقط برای اعضا امکان پذیر است لطفا ثبت نام کنید]


هیلاری داف
نام كامل:HILARY ANN LISA DUFF
اسامي مستعار:HIL
تاريخ تولد: 28 سپتامبر 1987.
محل تولد: تگزاس امريكا.
شغل: بازيگر، خواننده.
قد: 163 سانتي متر.
نام پدر:BOB DUFF----صاحب فروشگاه زنجيره اي.
نام مادر:SUSAN DUFF---تهيه كننده.
خواهر:HAYLIE KATHERINE----رقصنده باله و خواننده.

دوستان پسر:
1-FRANKIE MURIZ---بازيگر---2003
2-AaRON CARTER---خواننده--2003
3-JORDAN MASTERSON---2004
4-JOEL MADDEN---خواننده گروه GOOD CHARLOTTE
دوست فعلي وي.
فيلمهاي وي:
Casper Meets Wendy (1998)
Playing by Heart (1998)
Human Nature (2001)
Agent Cody Banks (2003)
The Lizzie McGuire Movie (2003)
Cheaper by the Dozen (2003)
A Cinderella Story (2004)
Raise Your Voice (2004)
In Search of Santa (2004)
The Perfect Man (2005)
Material Girls (2006, currently filming)
Cheaper by the Dozen 2 (2006, currently filming)
Foodfight! (2006, animated)
فعاليت در تلويزيون:
True Women (1997)
The Soul Collector (1999)
Lizzie McGuire (2001-2004)
Cadet Kelly (2002)
آلبومها:
Most Wanted (2005)

Hilary Duff (2004)
Metamorphosis (2003)



Santa Claus Lane (2002)


* هيلري صاحب خط توليد پوشاك با مارك STUFF BY HILARY DUFF ميباشد كه در سال نخست فعاليتش 1 ميليون دلار فروش داشته است.
* وي به ژيمناستيك، شنا، مطالعه، خوانندگي و نويسندگي علاقه دارد.
* وي هوادار حقوق حيوانات ميباشد.
* وي صاحب 4 سگ ميباشد.

* هيلري در سن 6 سالگي رقصنده باله حرفه اي بوده است.
* وي نخست در تبليغات تلويزيوني حضور مي يافت.
* نخستين حضور وي در سريال TRUE WOMENS در سال 1997 بود ه است.
* درآمد وي از فيلم THE PERFECT MEN در سال 2005: 2 ميليون دلار.
__________________
[مشاهده لینک ها فقط برای اعضا امکان پذیر است لطفا ثبت نام کنید][مشاهده لینک ها فقط برای اعضا امکان پذیر است لطفا ثبت نام کنید]


[مشاهده لینک ها فقط برای اعضا امکان پذیر است لطفا ثبت نام کنید]


[مشاهده لینک ها فقط برای اعضا امکان پذیر است لطفا ثبت نام کنید]

[مشاهده لینک ها فقط برای اعضا امکان پذیر است لطفا ثبت نام کنید]

پرنده رو نباید تحت هر شرایطی نگهش داشت.زیبایی اون به ازاد بودنشه

پرنده باید آزاد باشه
[مشاهده لینک ها فقط برای اعضا امکان پذیر است لطفا ثبت نام کنید]
My PeT ?????? ???   پاسخ با نقل قول
11 کاربر برای این پست سودمند از My PeT عزیز تشکر کرده اند:
قدیمی 2nd October 2008, 12:43 AM   #5
نیما
تالار دوستداران خزندگان, حیات وحش ایران
 
نیما آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Jun 2008
محل سکونت: رشت
ارسال ها : 3,172
تشکر: 7,540
5,599 بار در 1,261 پست از ایشان تشکر شده است
حالت من:
امتیاز: 18,511, سطح: 94
امتیاز: 18,511, سطح: 94 امتیاز: 18,511, سطح: 94 امتیاز: 18,511, سطح: 94
صعود به سطح بالا: 95%, 389 امتیاز مورد نیاز
صعود به سطح بالا: 95% صعود به سطح بالا: 95% صعود به سطح بالا: 95%
فعالیت: 6%
فعالیت: 6% فعالیت: 6% فعالیت: 6%
پیش فرض

[مشاهده لینک ها فقط برای اعضا امکان پذیر است لطفا ثبت نام کنید]

محسن نامجو متولد سال ۱۳۵۴ در تربت جام است. از سال ۶۷ با یادگیری سولفژ و نت خوانی، همچنین آموزش ردیف آوازی نزد «نصرالله ناصح پور» (که از جمله شاگردانش می توان به صدیق تعریف یا هنگامه اخوان اشاره کرد) پی گیری جدی هنر موسیقی را آغاز کرد. نامجو سال۷۳73 وارد دانشکده تئاتر شد و سال بعد هم به دانشگاه هنرهای زیبا پا گذاشت تا موسیقی بخواند. او تاکنون برای حدود 8 نمایش موزیک ساخته که از جمله آن ها می توان «تکیه ملت» (به کارگردانی حسین کیانی) را نام برد که سال گذشته به روی صحنه رفت. همچنین «من باید برم، خیلی دیرم شده» (نوشته محمد چرم شیر و کارگردانی محمد عاقبتی).
نامجو برای چند فیلم هم موزیک متن ساخته؛ از جمله: برای آمدنت دعا می کنم (که نوروز 86 از تلویزیون ایران پخش شد)، حفره، اقوام، کنتراست، در سه ثانیه اتفاق افتاد، مرگ مرگ و... ضمناً «سامان سالور» از فعالیت های نامجو فیلم مستندی ساخته به نام «آرامش با دیازپام ده».
این موزیسین جوان از سال 82 شروع به ضبط آثار خود کرد که حاصل این کار، تهیه حدود 30 تراک در قالب 4 آلبوم منتشر نشده است؛ آلبوم هایی که نام های عجیب و غریبی هم دارند: باد و بودا، جبر جغرافیایی، ترنج و عقاید نوکانتی. تهیه کننده همه این آلبوم ها خود او بوده است. اما مشکل اینجاست که نامجو هنوز موفق نشده کارهای خود را منتشر کند. او مشکلاتی که سر راه انتشار آلبوم هایش وجود دارد را مورد به مورد شرح می دهد: «اول این که کارهای من سبک شناخته شده ای ندارند؛ یا بهتر بگویم: در هیچ سبکی نیستند!»
در اینباره باید گفت به خاطر تلفیقی بودن موزیک نامجو، نه تنها تهیه کنندگان و تولید کنندگان موسیقی، بلکه مسئولان مرکز موسیقی اداره ارشاد هم تمایل چندانی به انتشار آلبوم های نامجو ندارند.
او توضیح می دهد: «چون در کارهایم آواز سنتی با سبک هایی مثل راک و بلوز تلفیق شده و کلیشه های رایج آواز ایرانی را شکسته، مسلماً حساسیت برانگیز است. تا به حال چنین موزیکی نبوده و همه علیه اش جبهه می گیرند.»
نامجو مشکل دیگر را اشعار کارهاش می داند؛ انتخاب های او غالباً توجه برانگیز و البته دردسر ساز از آب در آمدند، چیزی که از قبل هم پیش بینی می شد و رد ترانه های او چندان غیرمنتظره نبود. علاوه بر چند شعر از حافظ و مولوی، بیشتر این ترانه ها از سروده های خود خواننده و آهنگساز هستند. به هرحال محسن نامجو آلبوم «ترنج» اش را به اداره ارشاد ارائه کرد ولی مطابق انتظار، نتوانست مجوز بگیرد. و حالا گرچه این جوان ناامید از انتشار قانونی آثارش، شاهد پخش زیرزمینی CDکارهایش است ولی همچنان بر دنبال کردن سبک خود تاکید دارد و دست از ساختن، خواندن و نواختن بر نداشته است.
سایت بی بی سی درباره نامجو نوشته است: «بیش از سی سال سن دارد و آموزش موسیقی را در نوجوانی از كلاسهای آواز و نت خوانی شروع كرده؛ دستگاهها و ردیف های موسیقی سنتی ایرانی را ابتدا با استاد شاکری و بعد پیش یکی از بهترین ردیف دان ها، نصرالله خان ناصح پور، یاد گرفته است. بعد از ورودش به دانشکده موسیقی هنرهای زیبا، با دنیای موسیقیایی جدیدی آشنا شد و کم کم موسیقی هایی که می شنید، استادانش شدند؛ و دیگر نه فقط مثل گذشته موسیقی سنتی، بلکه همه نوع سبک موسیقی را گوش می کرد. با این روحیه جدید، ماندن در دانشگاه (که هنوز با موسیقی، متعصبانه برخورد می کند) برایش سخت شد و دانشگاه را ذهناً و عملا ترک کرد. محسن نامجو سبکهای مختلف موسیقی را آنقدر خوب می شناسد که توانسته از آنها در خلق آثاری منحصر به فرد، استفاده کند. در آهنگ های او ریتم ها و سبک های راک، سنتی، جاز، محلی، بلوز، خراباتی و... به گونه ای شنیده می شوند که گویی با نامجو هویتی تازه یافته اند.

نميتوان تأثيری را که او در علاقه مندی شنونده به موسيقی سنتی دارد کتمان کرد.تأثيرات شگرفی که او از موسيقی مقامی ميگزارد قابل چشم پوشی نيست..

فضا سازی در موسيقی او به گونه ايست که شنونده را به خوانش ديگری از شعر می رساند.گاهی نيز موسيقی وزن شعر ميشود

سال ها بود که گوش های ما با موسيقی ايرانی جديدی آشنا نشده بود...تا اينکه محسن نامجو با تأثير پذيری اش از نيروانا،مارک نافلر.باب ديلان و خيلی های ديگر و با تلفيق کردن موسيقی سنّتی و راک و بلوز و جاز به يک نوع موسيقی آلترناتيو دست يافت.

که اين خود موجب تلاش های بيشتری برای تکان دادن موسيقی معاصر ايران خواهد شد..

از دیگر خصوصیت های موسیقی نامجو، نگاه او به خوانندگی است؛ از حنجره او هر صدایی که از موجودات زنده در می آید را می توان شنید. او در توضیح این نکته می گوید: «حنجره یك ابزار صوتی است كه هر صدایی می توان با آن ایجاد كرد. با چنین نگاهی به حنجره، دیگر مقوله سبك موسیقی بی معنی می شود و رنگ می بازد. یعنی ما دیگر چیزی به عنوان سبك آوازی نخواهیم داشت. من به عنوان یک خواننده، نمی توانم بگویم که خواننده سنتی، پاپ و یا خواننده راک هستم، فقط می توانم بگویم که می خوانم، فقط همین؛ البته اگر بشود اسم این ها را خواندن گذاشت. بهتر است بگویم که من از خودم صدا در می آورم، حالا این صدا شامل همه چیز حتی صدای حیوانات می شود..»
محسن نامجو ساعتي قبل از پروازش از ايران در گفت‌وگو با حيات‌نو ضمن تكذيب خبر(ترک ایران برای همیشه) گفت: « براي تحصيل و اجراي زنده به چند كشور اروپايي سفر نمي‌كنم. هنوز به طور قطع نمي‌توانم بگويم كه در كدام كشورها و در چه تاريخي كنسرت خواهم داشت، اما به احتمال زياد چند ماه ديگر سفري به ايران خواهم داشت.»يكي دو ماه پيش وقتي تيزر سريال تلويزيوني «چارخونه» با صداي محسن نامجو از شبكه سه صدا و سيما پخش شد تمام علا‌قه‌مندان كارهاي وي منتظر بودند تا براي دومين بار صداي او را به صورت رسمي از صدا و سيما بشنوند. سريال اما پخش شد و خبري از صداي نامجو نبود. مديرتوليد اين سريال در گفت‌وگو با يكي از خبرگزاري‌هاي نزديك به دولت اعلا‌م كرد كه صداي اين خواننده با دستور مدير شبكه سه از سريال حذف شده است. وي درباره علت اين برخورد از سوي صدا وسيما چيزي نگفت. اما نكته اينجا بود كه يكي از روزنامه‌هاي سينمايي، يك روز قبل از اين تصميم مطلبي را چاپ كرد كه بسياري معتقدند عامل اصلي اين حذف بوده است.روزنامه مذكور با درج خبر صداي محسن نامجو در سريال چارخونه عنوان كرد كه اين خواننده هنوز مجوز صداي خود را نگرفته ولي صدا و سيما براي دومين بار از صداي او در يكي از سريال‌هاي پرطرفدار خود استفاده كرده است. صداي محسن نامجو( به خواست خودش) بي سر و صدا حذف شد و شايعاتي كه حكايت از دعوت او به يكي از برنامه‌هاي زنده و پرطرفدار صدا و سيما مي‌شد نيز به اتمام رسيد. محسن نامجو در حالي ايران راترك مي‌كند كه هنوز هم موفق به گرفتن مجوز هيچ‌كدام از آلبوم‌هايش نشده است. حدود 8 ماه است كه روي آلبوم «ترنج» خود، كار مي‌كند تا بتواند مجور انتشار آن را بگيرد كه هنوز اين امر ميسر نشده است.نامجو در اين باره به حيات‌نو گفت: «آلبوم «ترنج» را همه شنيده‌اند. به صورت غيرمجاز و بدون اجازه من تكثير شده و دست به دست بين همه چرخيده. اين آلبوم را پالا‌يش صوتي كردم و دو قطعه هم به آن اضافه كرده‌ام كه البته هنوز در مراحل فني است و آماده نشده است.» وي درباره ديگر فعاليت‌هاي خود توضيح داد: «روي دو آلبوم جديد كار كرده‌ام كه مدير برنامه‌هايم براي گرفتن مجوز آنها اقدام مي‌كند. از يك موضوع اطمينان كامل دارم و آن هم اين است كه كسي اين آلبوم‌ها را نشنيده است..»
__________________
ماهی قرمز نمی خریم

نیما ?????? ???   پاسخ با نقل قول
13 کاربر برای این پست سودمند از نیما عزیز تشکر کرده اند:
قدیمی 2nd October 2008, 12:56 AM   #6
My PeT
مدیر بازنشسته

کاربر ارشد

کاربر ارشد

 
My PeT آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Aug 2008
ارسال ها : 5,614
تشکر: 10,585
9,643 بار در 2,566 پست از ایشان تشکر شده است
حالت من:
امتیاز: 39,199, سطح: 100
امتیاز: 39,199, سطح: 100 امتیاز: 39,199, سطح: 100 امتیاز: 39,199, سطح: 100
صعود به سطح بالا: 2%, 0 امتیاز مورد نیاز
صعود به سطح بالا: 2% صعود به سطح بالا: 2% صعود به سطح بالا: 2%
فعالیت: 0%
فعالیت: 0% فعالیت: 0% فعالیت: 0%
پیش فرض

[مشاهده لینک ها فقط برای اعضا امکان پذیر است لطفا ثبت نام کنید]


GOOGOOOSH







- خانم فائقه آتشین"گوگوش"

- متولد سال 11/18/ 1329در خیابان سرچشمه در جنوب تهران.

- داراي مدرك تحصيلي متوسطه

- فعاليت هنري با عمليات آكروباسي (1334)

- فعاليت هنري با خوانندگي (1338)

- شروع فعاليت در سينما با بازي در فيلم بيم و اميد

- شروع مجدد خوانندگي پس از وقفه اي طولاني در سال 1379 (كانادا)



در سن دوسالگی پدر و مادرش از هم جدا شدن.گوگوش یک برادر تنی کوچکتر داشت که در سن 24 سالگی بر اثر رماتیسم قلبی در گذشت و سه برادر ناتنی از پدرش و یک برادر و یک خواهر ناتنی از مادرش که بعد از جدایی با یک مرد کلیمی ازدواج کرده بود دارد. در همسایگی آنها یک خانواده ارمنی زندگی می کردند که او را از کودکی با نام گوگوش صدا می زدند.با اینکه گوگوش اسمی مردانه ارمنی است اما این اسم برای همیشه ماندگار شد و بهعد ها که کار هنری را شروع کرد همین اسم را روی خودش گذاشت.
برخی نوشته اند که پدر او صابر و مادرش فائزه از آذربایجانی هایی بودند که از شوروی سابق مهاجرت کرده بودند اما برخی می گویند پدر او اهل سراب تبریز بود که به تهران آمد و ساکن شد.
پدر وی هنرمند و آکروبات بود و در تماشاخانه ها به حرکات آکروباتیک می پر داخت که در آن روزگار بسیار پرطرفدار بود ومردم از برنامه های او استقبال می کردند گوگوش خردسال نیز گاهی به پدر کمک می کرد و از این رو در دو سه سالگی روی صحنه رفتن را تجربه کرد. پدر گوگوش او را به هنر موسیقی و اجرا تشویق می کرد آثار نبوغ و استعداد در همان کودکی در گوگوش هویدا بود و همه را به تحسین وا می داشت.گوگوش از دوران خردسالی در رادیو و تلویزیون هنرمندی می کرد. ترانه هایی که با صدای کودکانه و سیمای معصوم و زیبایش در برنامه های رادیو و تلویزیون می خواند بسیار دلنشین و پر طرفدار بود .زمان سپری شد و دوران نوجوانی و جوانی وی فرا رسید .او دختری زیبا و خوش اندام بود و استعداد و نبوغ او در موسیقی و هنر با سالها تمرین و تجربه عجین شد و گوگوش را به یکی از محبوبترین خوانندگان تاریخ موسیقی ایران تبدیل کرد و حتی این شهرت و محبوبیت از ایران نیز پا فراتر گذاشت و در سر تاسر جهان به خصوص تاجیکستان نیز کشیده شد .برخی او را "شاهماهی موسیقی ایران " نامیده اند.
تا آنجا که من میدانم زندگی کمتر هنرمندی در تاریخ موسیقی ایران این چنین افتخار آمیز اما پر فراز و نشیب بوده است وی برای اولین بار با بهروز وثوقی بازیگر معروف و بار دیگر با مسعود کیمیایی کارگردان مشهور ایرانی ازدواج کرد و همچنین مادر خواننده جوان "کامبیز"است.گوگوش علاوه بر حوانندگی بازیگر توانایی بود ودر فیلمهای مشهوری چون:





بیم و امید (۱۳۳۹)


گدایان تهران (
۱۳۴۵)


ستاره هفت آسمون (
۱۳۴۷)


سه دیوانه (
۱۳۴۷)


پنجره (
۱۳۴۹)


احساس داغ (
۱۳۵۰)


بی تا (۱۳۵۱)


ممل امریکایی (
۱۳۵۳)


شب غریبان (۱۳۵۴)


همسفر (
۱۳۵۴)


ماه عسل (
۱۳۵۵)


نازنین (
۱۳۵۵)


در امتداد شب (
۱۳۵۶)


امشب اشکی می ریزد (
۱۳۵۷) هنرمندی کرد.




خوانندگی گوگوش دچار وقفه شد و در سال 1379او دوباره در کانادا خوانندگی کرد.
هنوز بخش مهمی از زندگی هنری گوگوش ناگفته باقی مانده و آن سبک و نقش او در موسیقی و خوانندگی است و تاثیری که بردلها گذاشت.برای بیان این مطلب شما را به نظر دو تن از افرادی که در زندگی هنری و شخصی وی تحقیق کرده اند دعوت می کنم

آفای محمود خوشنام کارشناس موسیقی:"
گوگوش به یقین چهره ی استثنائی موسیقی پاپ ایران است. او تنها صدای خوش ندارد. دریافت شعر و آهنگ و تفسیر سازگار آن ها از مهارت های ویژه ی او است. به جرات می توان گفت که در طی 40 سالی که از حضور او بر صحنه ی مو سیقی پاپ ایران می گذرد همتای همسنگی پیدا نکرده است. آن ها نیز که از او تقلید کرده اند در همان حد مقلد باقی مانده اند!"
مرحوم محی الدین عالم پور نویسنده کتاب "روزگار تلخ و شیرین گوگوش"(شرح زندگی هنری و شخصی گوگوش )و کسی که در دوران وقفه خوانندگی گوگوش از تاجیکستان به ایران امد و درباره زندگی اش با او مصاحبه کرد:

"گوگوش خدمتش را در راه هنر انجام داد خیلی صادقانه از ته دل و صمیمانه و بدون ریا.او مکتب هنری ویژه خود را ایجاد کرد تکمیل نمود زیرا از سه سالگی روی صحنه بود آواز خواند نقش آفرید و روح مردم را با صدای دلنشینش نوازش داد و به دل و دیده مردم نشست.سعادت خودش وبهترین سالهای زندگی اش را برای هنر قربانی کردو به قله مقصود رسید بلی رسید و اکنون باید در این قله پیروزی جاودان بماند"

گوگوش با شهرت افسانه ايش، بعد از بيست و يک سال سکوت، ايران را در سال 2000 به مقصد کانادا ترک کرد ودر همانجا مستقر شد.

در اين مورد، گوگوش به دلايل مختلفی اشاره کرد: "ويزاش راحت بود و اولين کشوری بود که بعد از بيست سال توش قدم گذاشتم".
گوگو ش در سال 2000 جمعأ 27 کنسرت در کشورهای اروپايی و آمريکای شمالی اجرا کرد اما موفق نشد به استراليا سفر کند. علتش هم گويا اختلافی بود که با کمپانی "کيا اينترتينمنت" بر سر پرداخت کنسرتها بوجود آمد. در حال حاضر اين جريان هنوز در دادگاه بررسی می شود.
گوگوش پس از گذشت 2 سال، فقط در آمريکا، دوباره به صحنه بازگشته است. کنسرتها با مديريت شرکت "ندلندر ايونتس" ( Netherlander Events) اجرا می شدند.
گوگو ش به علت فوت مادرش بسيار دلشکسته است. او در مصاحبه اش با مجله جوانان که در لس آنجلس منتشر می شود گفت: " درسته که بيشتر عمرم رو با مادر خوانده ام بزرگ شدم و هيچوقت اون رابطه مهر و محبت مادر و دختر مرسوم رو نداشتم، ولی اگر من پيش از مادرم می رفتم او هم به اندازه من دلگير می شد".



با ارزوی موفقیت برای ایشان از طرف من

وبلاگ دوستیه بیوگرافی
__________________
[مشاهده لینک ها فقط برای اعضا امکان پذیر است لطفا ثبت نام کنید][مشاهده لینک ها فقط برای اعضا امکان پذیر است لطفا ثبت نام کنید]


[مشاهده لینک ها فقط برای اعضا امکان پذیر است لطفا ثبت نام کنید]


[مشاهده لینک ها فقط برای اعضا امکان پذیر است لطفا ثبت نام کنید]

[مشاهده لینک ها فقط برای اعضا امکان پذیر است لطفا ثبت نام کنید]

پرنده رو نباید تحت هر شرایطی نگهش داشت.زیبایی اون به ازاد بودنشه

پرنده باید آزاد باشه
[مشاهده لینک ها فقط برای اعضا امکان پذیر است لطفا ثبت نام کنید]

ویرایش توسط My PeT : 2nd October 2008 در ساعت 01:02 AM.
My PeT ?????? ???   پاسخ با نقل قول
11 کاربر برای این پست سودمند از My PeT عزیز تشکر کرده اند:
قدیمی 2nd October 2008, 01:05 AM   #7
نیما
تالار دوستداران خزندگان, حیات وحش ایران
 
نیما آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Jun 2008
محل سکونت: رشت
ارسال ها : 3,172
تشکر: 7,540
5,599 بار در 1,261 پست از ایشان تشکر شده است
حالت من:
امتیاز: 18,511, سطح: 94
امتیاز: 18,511, سطح: 94 امتیاز: 18,511, سطح: 94 امتیاز: 18,511, سطح: 94
صعود به سطح بالا: 95%, 389 امتیاز مورد نیاز
صعود به سطح بالا: 95% صعود به سطح بالا: 95% صعود به سطح بالا: 95%
فعالیت: 6%
فعالیت: 6% فعالیت: 6% فعالیت: 6%
پیش فرض

[مشاهده لینک ها فقط برای اعضا امکان پذیر است لطفا ثبت نام کنید]

Avril lavigne
وزن: 47 kg

رنگ چشم: آبی

رنگ مو: مايل به قهوه ای{خرمايی }

رنگ های مورد علاقه: مشکی و قرمز

ساز: گيتار
پدر : French-Canadian{John Lavigne}

مادر : French-Canadian{Judy Lavigne}

برادر : Matthew { بزرگتر }

خواهر : Michelle{ کوچکتر }

حيوان خانگی : Sam{ سگ نژاد آلمانی }

Avril Lavigne و آلبومی بنام Under My Skin

آوریل در بیست وهفتم سپتامبر سال 1984 Napanee, Ontario کانادا

در یک خانواده پنج نفری ( یک برادر بزرگتر- متیو- و یک خواهر کوچکتر- میشل) متولد شد .

آوريل لاوين تابستان 2002 با نخستين آهنگ خود Complicated

در سن 17 سالگي درخشيد. او در نوجواني آهنگ مي ساخت

و گيتار مي زد. در کلیساها ، جشن ها و نمايشگاه هاي محلي اجازه دادند

تا صداي آوریل شنيده شود و از خوش شانسي او مرد اول آريستا ركوردز،

«آنتونيو ريد»، صدايش را شنيد و به آوريل در سن 16 سالگي پيشنهاد

همكاري داد تا روياهاي آوريل را به حقيقت تبديل كند. چندي نگذشت

كه آوريل خود را در محاصره آهنگسازان و توليدكنندگان برجسته ديد

،اما او هميشه در ساختن جرقه هاي موسيقي تكيه بر ايده هاي خود داشت.

در لس آنجلس زير نظر كليف مگنس « Clif Magness» ، آهنگساز و توليد كننده

، نخستين آلبوم او ، Let Go ، توليد و پخش شد. آهنگ هاي او مانند

Complicated و Sk8ter Boi جزء بهترين ها شد در حالي كه

آهنگهای I'm With You و Losing Grip از راديو پخش مي شد.

همچنين آلبوم دوم آوريل با نام Under My Skin در مي 2004 به بازار عرضه شد

نام کامل : Avril Ramona Lavigne

نام خودمانی : Avvie/Av

تولد: 1984

زادگاه: کانادا

مليت: امريکايی

قد: 157cm
__________________
ماهی قرمز نمی خریم

نیما ?????? ???   پاسخ با نقل قول
10 کاربر برای این پست سودمند از نیما عزیز تشکر کرده اند:
قدیمی 2nd October 2008, 01:29 AM   #8
mania
مدير بازنشسته

کاربر فعال

کاربر فعال

 
mania آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Jun 2008
محل سکونت: کرج
ارسال ها : 1,108
تشکر: 2,729
4,007 بار در 952 پست از ایشان تشکر شده است
حالت من:
امتیاز: 16,342, سطح: 88
امتیاز: 16,342, سطح: 88 امتیاز: 16,342, سطح: 88 امتیاز: 16,342, سطح: 88
صعود به سطح بالا: 89%, 258 امتیاز مورد نیاز
صعود به سطح بالا: 89% صعود به سطح بالا: 89% صعود به سطح بالا: 89%
فعالیت: 0%
فعالیت: 0% فعالیت: 0% فعالیت: 0%
Smile کامران و هومن

[مشاهده لینک ها فقط برای اعضا امکان پذیر است لطفا ثبت نام کنید]

کامران :
كامران بعد از آغاز كردن دوره دبيرستان در مونترال كانادا علاقه شديد و قابل توجهي به موزيك در بين خانواده و دوستانش پيدا كرد. او در سنين جواني به يك گروه پيوست. او خواندن را در در كلوب هاي مختلف در هر هفته شروع كرد، اگر چه او در اين راه بسيار جوان بود. تحصيل در مدرسه براي او قسمت بزرگي اززندگي بود،رشته تحصيلي اوبه مدت سه سال تكنسين خلباني بود.
بعد از مهاجرت به ونكور، كامران به رامين زماني پيوست، كه رامين آگاه بود نسبت به موسيقي البته نه تنها در مونترال بلكه مبتكر در موسيقي ايراني كه با يكديگر به شهرتي در يك محله در گروهي كه پرواز ناميده مي شد رسيدند . اشخاص ديگري در اين گروه جايگاه هاي ديگري داشتند. فريدون، هنگامه ، و كامران ، سه نفر خواننده اين گروه بودند و در تمام مدت رامين زماني نوازنده گيتار وكال بود و علي الهي كيبورد مي نواخت و علي قاسمي هم نوازنده پركاشن بود . آنها با همديگر يك آهنگ بنام ايران ، ايرانم را در سراسر جهان انتشار دادند . اين بزرگترين موفقيتي بود كه آنها كسب كرده بودند . آهنگ ايران ، ايرانم نوشته ، ساخته و تنظيم رامين زماني بود .
بزرگترين فرصت غيره منتظره در راه بود ، وقتي كه بزرگترين گروه موسيقي پاپ ايران در حال شكل گيري بود ، "بلک كتز " ،شهبال شبپره يكي از با نفوذ ترين اشخاصي بود كه در موسيقي ايران محبوبيت بسياري داشت ، او با كامران ملاقات كرد . بعد از اين ملاقات كامران و برادرش هومن عضو هاي جديدي از بلكتز بودند . اين تصاحب يك فرصت باورنكردني در مرحله اي ديگر در زندگي كامران بود . كامران مفتخر بود از اينكه عضوي از گروهي شده كه سوپر استار ها و موزيسين هاي متعدد و مطرحي در موسيقي ايراني داشته است . اما همکاری او و برادرش با گروه بلکتز و شهبال هميشگی نبود ! شايد بتوان دليل آن را به خاطر اختلاف نظر داشتن و تفاوت افکار آنها با شهبال دانست در هر صورت حالا آنها مستقل از هر تحميل افکاری آلبوم بيست را منتشر کرده اند که موفقيت بزرگی برای سابقه هنری آنها به شمار ميرود.
اسم كامل :
كامران جعفري
تاريخ تولد :
25 نوامبر
محل تولد :
تهران - ايران
محل بزرگ شدن:
ايران - كانادا - آمريكا
رنگ مو :
مشكي
رنگ چشم :
قهوه اي تيره
محل زندگي :
كاليفورنيا
نام مستعار :
كامي
خانواده :
هومن برادر كوچكتر ، كتي خواهر كوچكتر ، مادر و پدر
زبان هايي كه صحبت ميكند :
فارسي - انگليسي - فرانسوي و كمي تركي
زبان هايي كه مي خواند :
فارسي - انگليسي - فرانسوي - اسپانيايي - تركي و عربي
سرگرمي ها :
نواختن كيبورد و پيانو در خانه ، ساختن آهنگ ، رقصيدن ، نگاه كردن و بازي كردن فوتبال ، بسكتبال و هاكي ، نگاه كردن فيلم و صرف كردن وقت هايي با برادرم هومن
عشق ها :
خانواده ام ، خوانندگي و اجراي هنرهاي نمايشي بر روي صحنه
نفرت ها :
شيطان درون خودم
ماشين مورد علاقه :
بي ام و
هنر پيشه هاي مورد علاقه :
آلپاچينو
غذاي مورد علاقه::
قورمه سبزي
رنگهاي مورد علاقه :
آبي و قرمز
ميوه هاي مورد علاقه::
هندوانه ، پرتقال و آناناس
حيوانهاي مورد علاقه::
ببر و شامپانزه ها
محل هاي مورد علاقه بجز ايران :
جنگل هاي باراني آمازون ، آفريقا و اهرام مصر
خواننده و موزيسين هاي مورد علاقه :
مايكل جكسن ، جورج مايكل ، مدونا ، برايان آدامز ، بويز تو من ، ميكسچر آو ورد ميوزيك و ...
دختر بايد چگونه باشد :
رومانتيك ، مهربان ، صادق و پر احساس
چه چيزي از دختر توجه تو را جلب مي كند :
صورت و چشم هاي گويا
چه روزي متوجه شدي كه معروف شده ای ؟ :
وقتي كه ما خارج ميشيم از فروشگاه در پياده رو ،مردم ميان و عكس مي گيرن با ما و مي پرسن از ما؟ اين بود لحظه خيلي خاصي . ما هستيم خوشحال از اينكه در قلب مردم جا داريم ، ما هم همه اونها رو دوست داريم
مادرت تو را چگونه توصيف مي كند :
مهربان و بخشنده ، بزرگ قلب و حساس
چه پيامي براي دوست دارانت داري :
شخصيت خوبي داشته باشيد ، به آرامي با همديگر صحبت كنيد ، و با هم مهربان باشيم تا دنيايي بهتر براي زندگي كردن داشته باشيم و از رويا هاتون پيروي كنيد تا موفق شويد ، همه شما را دوست دارم .

هومن :
هومن بزرگ شده مونترال و ونكور كانادا است و او بوسيله برادر بزرگترش كامران و گروه ، پرواز كه كامران عضوي از آن بود مطرح شد ، هومن در مدرسه موسيقي خوانندگي و نواختن پيانو را شروع كرد . او همچنين با دوستانش در چندين نمايش هنري در مدرسه و دانشگاه شركت داشتند . هومن همچنين برگزيده مدل يكي از معروف ترين و محبوب ترين طراح هاي لباس و پوشاك در كانادا ، در مدهاي مختلف بود .
بعد از ملاقات با شهبال شبپره گروه بلكتس را در سال 1998 تشكيل دادند ، هومن فرصت مناسبي براي پيوستن بلكتس بدست آورد و دوره موسيقي خود را در لوس آنجلس به عنوان يك خواننده در اين گروه با آلبومي كه سيندرلا نام داشت و در سال 1999 انتشار يافت ، شروع كرد و اين آلبومي بود كه بيشترين فروش را در بازار داشت ، كه باعث شد فصل جديد و خوبي در زندگي او باز شود ، و اين فقط آغاز اين راه براي او بود . اما همکاری او و برادرش با گروه بلکتز و شهبال هميشگی نبود ! شايد بتوان دليل آن را به خاطر اختلاف نظر داشتن و تفاوت افکار آنها با شهبال دانست در هر صورت حالا آنها مستقل از هر تحميل افکاری آلبوم بيست را منتشر کرده اند که موفقيت بزرگی برای سابقه هنری آنها به شمار ميرود .
اسم كامل :
هومن جعفري
تاريخ تولد :
23 نوامبر
محل تولد :
تهران - ايران
محل بزرگ شدن:
كانادا - آمريكا
رنگ مو :
مشكي
رنگ چشم :
قهوه اي تيره
محل زندگي :
كاليفورنيا
نام مستعار :
هامي
خانواده :
كامران برادر بزرگتر ، كتي خواهر كوچكتر ، مادر و پدر
زبان هايي كه صحبت ميكني :
فارسي - انگليسي - فرانسوي و اسپانيايي
زبان هايي كه مي خواني :
فارسي - انگليسي - فرانسوي و اسپانيايي
سرگرمي ها :
نواختن پيانو براي بيان كردن احساسات ، ساختن آهنگ ، رقصيدن ،ايفاي نقش و نمايش ، نگاه كردن و بازي كردن فوتبال ، بسكتبال ، هاكي، كشتي و صرف كردن وقت هايي با برادرم كامران
عشق ها :
خوانندگي و اجراي هنرهاي نمايشي بر روي صحنه
نفرت ها :
شيطان درون خودم
ماشين مورد علاقه :
بي ام و ــ فراری
هنر پيشه هاي مورد علاقه :
آ ل پاچينو ، رابرت دنيرو ، رابين ويليامز ، جيم كري ، جوليا رابرتز ، لئوناردو دي كاپريو ،کاترین زتا جونز ، كريس تاكر ، ساموئل جكسن تام كروز و ...
غذاي مورد علاقه::
غذاهاي سريع (سرد)
رنگهاي مورد علاقه :
قرمز و رنگ هاي اشتياق آور و تند
ميوه هاي مورد علاقه:
آناناس ، هندوانه خنك و كيوي ترش
حيوانهاي مورد علاقه::
سلطان جنگل شير ، و همه ميمون ها
محل هاي مورد علاقه بجز ايران :
آفريقا ، بخاطر اينكه مي توانم در آنجا حيوانات را از نزديك نگاه كنم
خواننده و موزيسين هاي مورد علاقه :
مايكل جكسن ، آليشيا كيز ، جورج مايكل ، تو پك ، بويز تو من و گوش مي دم هر آهنگي از بك استريت بويز و ان سينك و موسيقي هاي كلاسيك
دختر بايد چگونه باشد :
درستكار ، لبخند زيبا و حساس
چه چيزي از دختر توجه تو را جلب مي كند :
چشمانش همه چيز را بگويند ، وقتي به من نگاه مي كند متوجه چيزي كه مي خواهد بشوم
چه روزي متوجه شدي كه معروف شدی ؟ :
وقتي كه راه ميروم در خيابان ها و بسياري از مردم من رو مي شناسند و من را پشتيباني مي كنند ، اين هست يك احساس خوب !
مادرت تو را چگونه توصيف مي كند :
باطني قوي و كسي كه هر كاري را شروع كند به آخر مي رساند
چه پيامي براي دوست دارانت داري :
عشق ها هستند كه ما را بسوي همه خوبي ها و بهتر ها هدايت مي كنند ، ايمان خود را نگه داريم تا به نتيجه برسيم چون ما مي دانيم كه هيچ چيزي غير ممكن نيست ! همه شما را دوست دارم !
__________________
ارسال های بی محتوا و ارسال هایی که شکلک خالی باشند حذف خواهند شد

mania ?????? ???   پاسخ با نقل قول
8 کاربر برای این پست سودمند از mania عزیز تشکر کرده اند:
قدیمی 2nd October 2008, 01:45 AM   #9
mania
مدير بازنشسته

کاربر فعال

کاربر فعال

 
mania آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Jun 2008
محل سکونت: کرج
ارسال ها : 1,108
تشکر: 2,729
4,007 بار در 952 پست از ایشان تشکر شده است
حالت من:
امتیاز: 16,342, سطح: 88
امتیاز: 16,342, سطح: 88 امتیاز: 16,342, سطح: 88 امتیاز: 16,342, سطح: 88
صعود به سطح بالا: 89%, 258 امتیاز مورد نیاز
صعود به سطح بالا: 89% صعود به سطح بالا: 89% صعود به سطح بالا: 89%
فعالیت: 0%
فعالیت: 0% فعالیت: 0% فعالیت: 0%
پیش فرض

من که خیلی دوسش دارم !

[مشاهده لینک ها فقط برای اعضا امکان پذیر است لطفا ثبت نام کنید]

نام : جاني دپ

نام اصلي : جانی جان کريستوفر دپ سوم

متولد : ۹ ژوئن ۱۹۶۳ واقع در کنتاکی امريکا


محل تولد: در اونزبورو واقع در كنتاكي، آمريكا

اسم مستعار:اقای بوگندو(البته به انتخاب خودش)
قد:۱۷۰ سانتی متر

پدر: مهندس

مادر:پيشخدمت

برادر:دی٬پی٬دپ
__________________
ارسال های بی محتوا و ارسال هایی که شکلک خالی باشند حذف خواهند شد

mania ?????? ???   پاسخ با نقل قول
11 کاربر برای این پست سودمند از mania عزیز تشکر کرده اند:
قدیمی 2nd October 2008, 02:03 AM   #10
نیما
تالار دوستداران خزندگان, حیات وحش ایران
 
نیما آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Jun 2008
محل سکونت: رشت
ارسال ها : 3,172
تشکر: 7,540
5,599 بار در 1,261 پست از ایشان تشکر شده است
حالت من:
امتیاز: 18,511, سطح: 94
امتیاز: 18,511, سطح: 94 امتیاز: 18,511, سطح: 94 امتیاز: 18,511, سطح: 94
صعود به سطح بالا: 95%, 389 امتیاز مورد نیاز
صعود به سطح بالا: 95% صعود به سطح بالا: 95% صعود به سطح بالا: 95%
فعالیت: 6%
فعالیت: 6% فعالیت: 6% فعالیت: 6%
پیش فرض

[مشاهده لینک ها فقط برای اعضا امکان پذیر است لطفا ثبت نام کنید]

هارولد لوید ...Harold lloyd
عاشقان فیلم های صامت كمدی، او را رقیب برجسته و نزدیك چارلی چاپلین و باستركیتون می شناسند اما تماشاگران كنونی فیلم و سینما جز شناسایی سطحی چهره هارولد لوید هیچ برداشت و اطلاعات عمیق و دقیقی از این ستاره ارجمند و جذاب سینمای كمدی دهه های ۱۹۱۰ و ۱۹۲۰ ندارند و به واقع قادر به لمس و فهم او نیستند.
بله هارولد لوید همان مرد عینكی ای است كه كلاه سفید حصیری مانند بر سر دارد و از بالای یك برج بر «ساعت» مستقر در آن جا آویزان است و عقربه بزرگ آن را در دست گرفته است تا نیافتد و طبیعی است كه عقربه براثر فشار دست او به حركت و چرخش درآمده باشد.
این تصویری ماندگار از فیلم كلاسیك سال ۱۹۲۳ او به نام «سلامتی در مرحله آخر» است و تأثیر گذاری آن به اندازه ای است كه نه فقط به نماد شناسایی آنی لوید بدل شده است، بلكه از تمام شدن یك عصر قدیمی و طلایی در هالیوود سخن می گوید. با این حال حتی اگر همین امروز هم امثال ویل فرل و آدام سندلر می توانند با كارهایی بسیار سطحی تر و بدوی تر خنده ای را برانگیزانند و به رغم «متوسط بودن» در سینمای كمدی آدم هایی موفق تلقی شوند، به خاطر چیزهایی است كه امثال هارولد لوید بیش از ۸۰ سال پیش انجام دادند و هنوز هم فراموش نشدنی هستند.
امروز و در طلیعه سال ۲۰۰۷ فرصتی برای شناسایی دوباره و وسیع تر لوید به وجود آمده است، زیرا سوزان لوید كه نوه دختری هارولد لوید است با تولید و ارائه چند نوار جدید D.V.D دست به معرفی دوباره پدر بزرگ هنرمندش و كارهای مطرح او مثل فیلم های «دانشجوی سال اول» و «اسپیدی» زده است. این نوار های «D.V.D» زیر عنوان كلی «كلكسیون كمدی هارولد لوید» و با رجوع سوزان لوید به كلكسیون آثار شخصی خودش فراهم آمده و بر روی هم سوار و ارائه شده است.
[مشاهده لینک ها فقط برای اعضا امکان پذیر است لطفا ثبت نام کنید]
اما تصور نكنید كه این زن می خواسته است تعدادی از فیلم های معروف لوید را از نو سر هم بندی و عرضه و از این راه یك كاسبی مفصل بكند و برعكس این نوارها بدل به یك مجموعه جالب از سینمای كلاسیك كمدی و نشانگر آن دوران اصیل و درسی برای امروزی ها و آیندگان شده است تا اگر می خواهند واقعاً یك هنرمند كمدی و سینماگر ژانر خنده باشند، راهی مثل هارولد لوید و برخی «هم عصر» های درخشان او را طی كنند و اگر لوید نمی شوند، لااقل در این راه كوشا باشند و البته نمی توان انكار كرد كه این نوارها افسانه با ارزش پدر بزرگ او را نیز زنده نگه می دارد و هنر خاص او را بیش از پیش رو می كند.
سوزان لوید می گوید: «هارولد لوید یك هنرمند مبتكر و یك مرد خلاق بود و نمی توان وی را فقط یك ستاره از سینمای آن عصر تلقی كرد و بسیار فراتر از آن و در عرصه و حرفه خود، یك پیشرو و یك پیشاهنگ بود.»
هارولد لوید در سال ۱۹۷۱ در گذشت اما چهره مشهور او كه به روایتی آن جوان عینكی شاداب و شیك و سریع بود، هنوز هم زنده و پایدار و در خاطره ها حك شده است و بعید است كه هرگز از یادها برود. او برخلاف كاراكترهای سینمایی چارلی چاپلین یك ولگرد پاك دل و درگیر با مشكلات طبقاتی نبود و در تضاد با باستركیتون به یك مشت كارهای اسلپ استیك (كمدی بزن بكوب) از نوع تند آن روی نمی آورد و نه نماینده فقر (چاپلین) بود و نه نماد دردسر (كیتون). برعكس او آدمی از طبقه متوسط و حتی قدری هم شیك و آراسته بود كه مردم عادی می توانستند با او «هم ذات پنداری» كنند. كاراكتر او كسی بود كه می خواست یك زندگی عادی داشته باشد و اگر به چیزی علاقمند می شد كارهایی را در این راه و در زندگی اجتماعی اش انجام می داد كه هر چند بانیت مساعد و مثبت همراه بود، اما او را همیشه به درد سر می انداخت.
لوید بر خلاف چاپلین و كیتون، لباس های تمیز بر تن داشت، گاهی یك بلوز مناسب می پوشید و شلوار و كراواتش نیز به شكلی عاقلانه انتخاب شده بود. او برخلاف چاپلین كه بیشتر نماد طبقه فقیر و زحمتكش بود و گرایش های سوسیالیستی او را نشان می داد، مانند مردم طبقه متوسط آرزو داشت كه زندگی مرفهی را برای خود پی ریزد و صاحب ثروت شود و زندگی خانوادگی مناسبی را داشته باشد. سوزان لوید می گوید: «شاید پدر بزرگ من با آن پز و روال و رویكرد ها پایه گذار تمامی چیزی باشد كه در دهه های بعدی در ژانر سینمای كمدی - رمانتیك به چشم دیدیم. به واقع او در ایام سینمای صامت و در حالی كه ابزار و ادوات كار بسیار محدود بود، پایه گذار ژانری شد كه در دهه های بعدی بیشترین توجه و مخاطب را برای خود فراهم آورد.»
اگر به سال ۱۹۱۸ بازگردیم، می بینیم كه نگاه كارشناسان در آن زمان به پدیده هارولد لوید چندان متفاوت با چیزی نبود كه امروز نوه او و بسیاری از كارشناسان دیگر می گویند. در سال مورد بحث «روزنامه سیتی نیوز» كه كارش چاپ اخبار و مطالب سینمایی بود، نوشته بود: «واژه لوید به معنای پول و پولسازی است. نماد و چهره او و تمام كارهایی كه انجام می دهد، این برداشت را به وجود می آورد.»
آن روزنامه و نویسنده اش اشتباه نكرده بودند. فیلم «سلامتی در مرحله آخر» كه اسم و وصف آن پیشتر نیز آمد، در زمان عرضه اش ۱‎/۵۸ میلیون دلار فروخت كه رقمی باورنكردنی بود و اگر براساس شاخصه ها و قیمت های روز مبنا و با آن هماهنگ و یكی شود، چیزی برابر با ۲۰۵ میلیون دلار را به دست می دهد و در حقیقت براثر تورم و گرانی در دنیای كنونی است كه ارقام فعلی در ارتباط با هر چیزی شكل گرفته اند و تأثیر این مسأله بر فیلم و سینما و نجومی شدن آن نسبت به بسیاری از مسائل و سایر پدیده های اجتماعی، بیشتر و چشمگیر تر بوده است.
یك سال بعد از فیلمی كه گفتیم، از لوید فیلم «خجالتی» اكران شد كه با احتساب معادلات و تناسب های امروز ۲۱۷ میلیون دلار سود به بار آورد و در ۱۹۲۶ فیلم «به خاطر خدا» فروش و سودی را به دست داد كه طبق معیارهای امروز به ۲۹۴ میلیون دلار می رسید.
حتی همین امروز می توان بسیاری از تكه ها و نشانه های كار لوید و تقلید از او و كارهایش را در فیلم های جدید دید. به واقع سوزان لوید چندی پیش به دادگاه شكایت كرد و خواستار دریافت غرامت شد، زیرا به زعم وی فیلم «پسرسقا» (محصول ۱۹۹۸ و كار شركت والت دیسنی و با بازی آدام سندلر) یك نوع كپی برداری از روی فیلم «دانشجوی سال اول» كار هارولد لوید بوده است.
همین امروز هم سوزان لوید همپا با بسیاری از كارشناسان می گوید: «یك حسن ماندگار فیلم های پدر بزرگم این است كه بسیار پرشتاب بودند و در آنها همه اتفاقات بسیار سریع شكل می گیرد و همه چیز بر پایه سرعت و حادثه است و به همین خاطر می توانند بانسل كنونی و جوانان فعلی دنیا نیز به بهترین شكل ارتباط برقرار كنند و برای مردم امروز دنیا هم تماشایی باشند.»
اما اگر هم چنین نباشد، خود هارولد لوید نیز ۳۵ سال پس از مرگ آن قدر دوستدار و طرفدار دارد كه هرگز خاطره و كارهایش منزوی و بی رونق نمی مانند. مایكل پوگورزیلسكی مدیر بخش آرشیو و بایگانی آكادمی علوم سینمایی و هنرهای تصویری می گوید: «با دیدن فیلم های لوید به چیزهایی بسیار بیشتر از آن چه در یك زندگی عادی رایج و جاری است دست می یابید. در كارهای او فقط خط داستانی مهم نیستند، بلكه خود زندگی اهمیت دارد كه مثل یك رود جاری است. اكثر تماشاگران با كارهای لوید همراه می شوند و برایشان فرق ندارد كه او چه می كند زیرا مثل اكثر ستاره های سینما خود وی و كاراكترش جالب تر است تا آن چه در دوروبر وی می گذرد. فیلم های لوید حتی استفاده ای فراتر از این هم دارند، زیرا بر خلاف اكثر كارهای چاپلین نه در حاشیه اجتماع بلكه در داخل شهر ها و در میان توده های مردم عادی و طبقه متوسط می گذرند و در نتیجه با تماشای آنها می توان فهمید كه در آن دوران دنیا چگونه بوده و مردم چه می كرده اند.»
در عین حال مسأله ترمیم و شفاف سازی فیلم های قدیمی نیز مقوله ای آسان و معمولی نیست و گاهی ماهها و حتی سال ها طول می كشد كه بتوان یك فیلم سینمایی قدیمی را از نو شفافیت و جلا بخشید. بعضی وقت ها یكی دو ریل و نوار را یك استودیو جلا می بخشد و ریل های دیگر را یك لابراتوار و بخش دیگر و زمانی هم حتی كار به آن جا می كشد كه چند نوار و پخش یك فیلم در كشورهایی متفاوت از نو ترمیم و شفاف سازی می شوند.
و هر لابراتوار و افرادی كه مسئول این كار هستند، المان ها و فاكتور های متفاوتی را برای این كار در نظر می گیرند و از آن جمله اند صدا، نور و رنگ و سپس سوار كردن مجدد آنها بر روی هم با قیمت ها و مخارجی كه گاه از صدها هزار دلار نیز سر می زند و این بستگی به میزان قدیمی بودن فیلم و طول عمر و زمان ساخت آن نیز دارد و همچنین به تكنولوژی و روش های ساخت آن در زمان تهیه فیلم نیز ارتباط می یابد.
برای ۸۵ فیلمی كه از هارولد لوید برجای مانده، باید ابتدا از خود او تشكر كرد، زیرا وی در كاری كه بعداً توسط امثال جورج لوكاس تكرار شد، تمام پرینت ها و نگاتیو های آثار خود را از شریك خود در كار تولید فیلم های سینمایی یعنی هال روچ خریداری و نزد خود حفظ كرد.
او به واقع از اولین كسانی بود كه به حفظ و نگهداری آثار سینمای كمدی در عصر و زمانه ای پرداخت كه این گونه فیلم ها بیشتر یك فاكتور و وسیله تجاری و سودساز صرف محسوب می شوند و نه بخشی از تاریخ سینما. از همه بدتر آن كه پیرو نگرش پیشین بسیاری از فیلم های كمدی آن زمان پس از این كه كارشان به هنگام اكران تمام می شد و سود خود را به بار می آوردند، یا سوزانده می شدند و یا به داخل دریا انداخته می شدند!
روایت می كنند كه هارولد لوید در یك اقدام ابتكاری و در كاری كه حتی امروز هم نظیر آن چندان دیده نمی شود، یك سری تماشاگر عادی را به یك سالن می آورد و فیلم تازه خود را برای آنها پخش می كرد و سپس آنان را به اتاق ادیت خود می برد و نظرشان را درباره قسمت های حذف شده هم می پرسید و در صورتی كه نظر آنها مبتنی بر تغییر و لزوم انجام كاری متفاوت بود، آن را نیز انجام می داد و در نهایت فیلم را آن طور روانه بازار می كرد كه بر طبق خواست و سلیقه آن تعداد «تماشاگر امتحانی» بوده باشد. و لوید چنان آدم جامع نگر و دوستدار یادگرفتن و تجربه كردن هرچیز و هر مسأله ای بود كه دست به سفر به كشورهای مختلف و مكان های متفاوت در دنیا می زد و عكسبرداری می كرد و سعی داشت از نكات خاص برای خودش یادداشت برداری و فیلمبرداری كند.
تمام آن چه در بالا آمد، در نوارهای D.V.D جدید سوزان لوید موجود است و در آن توضیحاتی در مورد زندگی لوید در مزرعه ۱۶ هكتاری او نیز ارائه شده و از منتقدان و تاریخ نگاران متفاوت سینمایی نیز درباره وی نظر خواهی شده و عكس ها و فیلم های كوتاهی از وی در این مجموعه جای گرفته كه درگذشته كمتر دیده شده است.
سوزان لوید در پایان می گوید: «امیدواریم این فیلم های جدید برداشت سطحی بسیاری از مردم را درباره پدربزرگم درست و كامل كند و جایگاه او را كه بسیار رفیع و برابر با لورل و هاردی و بالاتر از بادابوت و لوكاستلو و حتی در سطحی مساوی با چاپلین و كیتون و برادران ماركس است، تثبیت كند. پس از دیدن این فیلم ها شما نیز ایمان خواهید آورد كه او یك نابغه بوده است.»
هرچند به نظر می رسد كه حتی تماشای برخی تك آثار او مثل «سلامتی در مرحله آخر» و یا «اسپیدی» و حتی برخی فیلم های كوتاه نیز این خاصیت و نتیجه گیری را در بر داشته باشند.
__________________
ماهی قرمز نمی خریم

نیما ?????? ???   پاسخ با نقل قول
10 کاربر برای این پست سودمند از نیما عزیز تشکر کرده اند:
پاسخ

علاقه مندی ها (Bookmarks)

برچسب ها
فروغ, فرخزاد, ملکه, میشناسی, مشهوری, معروف‌ترین, هالیوود, هر, که, گرافي, گرافی, ایرانی, از, اسپانیایی, بيو, بیو, بیوگرافی, بازیگر, بازیگران, زن

ابزارهای موضوع جستجو در موضوع
جستجو در موضوع:

جستجوی پیشرفته
نحوه نمایش

مجوز های ارسال و ویرایش
شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید

BB code is فعال
شکلک ها فعال است
کد [IMG] فعال است
کد HTML غیر فعال است

انتخاب سریع یک انجمن


اکنون ساعت 11:35 PM برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4.5 می باشد.
Powered by vBulletin® Version 3.8.2
Copyright ©2000 - 2010, Jelsoft Enterprises Ltd.
Forum SEO by Zoints



1 2 4 7 8 9 11 12 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25 26 27 28 29 30 31 34 35 36 37 38 39 40 41 42 43 44 45 46 47 48 49 50 51 52 53 54 55 56 57 58 59 60 61 62 63 64 65 66 67 72 73 74 75 77 78 84 85 86 87 88 89 90 91 94 95 96 97 98 99 101 102 103 104 105 106 107 108 109 110 111 115 116 117 118 119 120 121 122 123 124 126 128 129 130 131 132 133 134 135 136 137 138 139 142 144 145 146 147 148 149 150 151 152 153 154 155 157 158 159 161 162 163 164 167 168 169 170 171 172 174 175 176 177 178 179 181 182 183 184 185 186 187 188 190 191 192 193 194 195 196 197 198 199 200 201 202 203 204 205 206 207 210 212 213 214 216 217 218 219 220 221 222 224 225 226 227 228 229 230 231 232