![]() |
|
|||||||
| حیوانات در شرع |
![]() |
|
|
#1 | ||||||||||||||||||||
|
کاربر موثر تاریخ عضویت: Jun 2008
ارسال ها
: 1,589
تشکر: 1,252
2,723 بار در 820 پست از ایشان تشکر شده است
حالت من:
|
دوستای گلم در این قسمت قصه هایی که در مورد حیوانات هست رو بیان می کنیم
لطفاً با ذکر منابع باشه و قابل استناد. ممنون |
||||||||||||||||||||
|
|
|
||||||||||||||||||||
| تبلیغات ... | |
|
|
|
|
|
#2 | ||||||||||||||||||||
|
کاربر موثر تاریخ عضویت: Jun 2008
ارسال ها
: 1,589
تشکر: 1,252
2,723 بار در 820 پست از ایشان تشکر شده است
حالت من:
|
شترهای به هم پیوسته ای از جلوی چشم امام صادق (ع) عبور می کردند. شتری در میان این قطار شتر ، نظر آن حضرت را به خود جلب کرد زیرا بار سنگینی را بر پشت خود حمل می کرد و به سختی حرکت می نمود.
امام (ع) که از مشاهده این حمل توان فرسای شتر ناخشنود گشته بود به صحاب شتر فرمود: عدالت را در حق این شتر مراعات کن که خداوند رعایت عدالت را دوست دارد. حلیه المتقین ، ص 277 |
||||||||||||||||||||
|
|
|
||||||||||||||||||||
|
|
#3 | ||||||||||||||||||||
|
کاربر موثر تاریخ عضویت: Jun 2008
ارسال ها
: 1,589
تشکر: 1,252
2,723 بار در 820 پست از ایشان تشکر شده است
حالت من:
|
مرد عربی بر بچه شتر چموشی سوار شد و به حضور پیامبر (ص) آمد و سلام کرد. اما همین که خواست سئوال کند ، شتر فرار کرد و او را از حضرت دور ساخت.
اصحاب از این واقعه به خنده افتادند. بار دیگر مرد عرب به نزد پیامبر (ص) برگشت و چون خواست سئوال کند دوباره شتر او را از پیامبر (ص) دور کرد و برای سومین بار این کار تکرار شد و اصحاب به او خندیدند. در این هنگام مرد عرب ناراحت شد و با ضربتی که به شتر وارد کرد آن را کشت. اصحاب پیامبر (ص) به آن حضرت عرض کردند : این مرد عرب شتر را خود را به قتل رسانید. حضرت فرمود : آری و دهانهای شما مملو از خون آن شتر است. محجه البیضاء ، ج5 ، ص233 |
||||||||||||||||||||
|
|
|
||||||||||||||||||||
|
|
#4 | ||||||||||||||||||||
|
کاربر موثر تاریخ عضویت: Jun 2008
ارسال ها
: 1,589
تشکر: 1,252
2,723 بار در 820 پست از ایشان تشکر شده است
حالت من:
|
زنی گربه ای را بست و از دادن آب و غذا به او خودداری کرد. گربه که به شدت گرسنه شده بود به خوردن حشرات زمین روی آورد اما حشرات اطراف برای سیر کردن او کافی نبود و از طرفی با خوردن آنها زمین اطراف او از هرگونه حشرات تهی گردید.
گربه در گرسنگی و تشنگی شدید فرو رفت و پس از مدتی جان سپرد و این زن که سبب مرگ گربه گردیده بود به فرموده پیامبر (ص) مستوجب عذاب الهی گردید. مستدرک الوسائل ، ج2 ، ص58 |
||||||||||||||||||||
|
|
|
||||||||||||||||||||
|
|
#5 | ||||||||||||||||||||
|
کاربر موثر تاریخ عضویت: Jun 2008
ارسال ها
: 1,589
تشکر: 1,252
2,723 بار در 820 پست از ایشان تشکر شده است
حالت من:
|
بعضی از صاحبان حیوانات که نمی خواستند حیوان آنها با حیوان دیگری به اشتباه گرفته شود او را نشان می کردند.
یکی از راه های نشانه گذاری این بود که بر بدن یا چهره آنها داغ می گذاردند. با گذاردن یک آهن تفتیده که بر بدن آنها می گذاردند اثر آن همواره باقی می ماند. اما حیوان بسیار آزرده می شد. روزی پیامبر (ص) از راهی گذر می کرد ، الاغی را دید که بر چهره او داغ گذارده شده بود. حضرت با دیدن این حیوان اظهار فرمود : مگر نشنیده ای که من داغ گذارنده بر صورت حیوانات را لعنت کرده ام و کسی که به صورت آنها بزند مورد لعنت من است. میزان الحکمه ، ج2 ، ص558 |
||||||||||||||||||||
|
|
|
||||||||||||||||||||
|
|
#6 | ||||||||||||||||||||
|
کاربر موثر تاریخ عضویت: Jun 2008
ارسال ها
: 1,589
تشکر: 1,252
2,723 بار در 820 پست از ایشان تشکر شده است
حالت من:
|
هرگاه رسول خدا (ص) میخواست تبسم و تفریحی داشته باشد به ابوذر می فرمود : از اسلام آوردن خود برای ما سخن بگو و ابوذر قصه اسلام آوردن خود را اینگونه بیان می کرد.
ما بتی داشتیم که نام آن را "نهم" گذارده بودیم و آن را عبادت می کردیم. یک روز کاسه شیری را بر روی بت ریختیم که ناگاه سگی پیدا شد و آن شیرها را لیسید و سپس پای خود را بلند کرد و بر آن بت ادرار کرد. این منظره برای من ناراحت کننده بود. درحال ناراحتی دو بیت شعر گفتم که مضنون آن چنین است. ای بت برای من ثابت گردید که شرف و بزرگواری از تو به دور است و این سبب گردید که من هم از تو دوری نمایم ، زیرا دیدم سگ از تو بالا رفت و تو را لیسید و بر تو ادرار کرد و نتوانستی آن سگ را از خود دور سازی که بر گردن تو ادرار نکند. ریاحین الشریعه ، ج3 ، ص 392 |
||||||||||||||||||||
|
|
|
||||||||||||||||||||
|
|
#7 | ||||||||||||||||||||
|
کاربر موثر تاریخ عضویت: Jun 2008
ارسال ها
: 1,589
تشکر: 1,252
2,723 بار در 820 پست از ایشان تشکر شده است
حالت من:
|
زراره نقل می کند : امام سجاد (ع) بیست بار با شتری از مدینه به مکه برای انجام مناسک حج رفت ، در این بیست بار ، حتی یک بار شتر را با تازیانه نزد.
و به نقل دیگر تازیانه را بلند می کرد و اشاره می نمود و می فرمود : ترس از قصاص دارم. و بعضی نقل می کنند : آن حضرت وصیت کرد وقتی که آن شتر مرد ، او را دفن کنند تا درندگان آن را ندرند ، چرا که خدمت کرده است. مناقب ابن شهر آشوب ، ج4 ، ص155 |
||||||||||||||||||||
|
|
|
||||||||||||||||||||
|
|
#8 | ||||||||||||||||||||
|
کاربر موثر تاریخ عضویت: Jun 2008
ارسال ها
: 1,589
تشکر: 1,252
2,723 بار در 820 پست از ایشان تشکر شده است
حالت من:
|
اسب حیوانی است که امتیازات زیادی نسبت به سایر حیوانات دارد و از استعداد بالایی در جهت ترقی و کمال برخوردار است و اساساً ماهیت او از حیوانات دیگر کاملاً متفاوت است به ویژه اسب امام حسین (ع) که ممکن است در سایه تاثیر ولایت او از فهم بیشتری برخوردار باشد.
وقتی امام حسین (ع) بر روی زمین قرار گرفت و بر اثر جراحات فراوان خون از بدن او جاری گردید اسب آن حضرت یال و پیشانی خود را به خون او آغشته کرد و شیهه کنان از دست لشگر گریخت تا به پشت خیمه رسید. دختران پیامبر (ص) شیهه او را شنیدند و اسب بی صاحب را دیدند و پیام شهادت امام حسین (ع) را از حالات و حرکات او دریافت کردند. اما این اسب شهادت غم انگیز امام حسین (ع) را تحمل نکرد و آنقدر پشت خیمه سر خود را به زمین زد تا جان باخت. نقس المهموم ، ص472 و 473 |
||||||||||||||||||||
|
|
|
||||||||||||||||||||
|
|
#9 | ||||||||||||||||||||
|
کاربر موثر تاریخ عضویت: Jun 2008
ارسال ها
: 1,589
تشکر: 1,252
2,723 بار در 820 پست از ایشان تشکر شده است
حالت من:
|
روای گوید : روزی به منزل امام صادق (ع) رفتم و مشاهده کردم که سه کبوتر سبز رنگ در خانه آن حضرت بود ، عرض کردم این کبوترها منزل را کثیف می کنند.
حضرت فرمود : نگاهداری کبوتر در منزل مستحب است. حلیه المتقین ، ص263 |
||||||||||||||||||||
|
|
|
||||||||||||||||||||
|
|
#10 | ||||||||||||||||||||
|
کاربر موثر تاریخ عضویت: Jun 2008
ارسال ها
: 1,589
تشکر: 1,252
2,723 بار در 820 پست از ایشان تشکر شده است
حالت من:
|
شخصی گوید : روزی در ربذه دیدم که ابوذر الاغ خود را آب می دهد. به نزد او رفتم و سئوال کردم : مگر کسی نیست که این الاغ را آب دهد؟
ابوذر در جواب گفت : از رسول خدا (ص) شنیدم حیوانی نیست که هر صبح از خداوند درخواست می کند که صاحبی نیکوکار به من عطا فرما که مرا از آب و علف سیراب کند و زیاده از توانائیم بر من تحمیل نکند. برای همین است که می خواهم خود به آب دادن الاغم اقدام نمایم. حلیه المتقین ، ص278 |
||||||||||||||||||||
|
|
|
||||||||||||||||||||
![]() |
| علاقه مندی ها (Bookmarks) |
| برچسب ها |
| قرآن, قصه, های, و, احادیث, حیوانات, در |
| ابزارهای موضوع | جستجو در موضوع |
| نحوه نمایش | |
|
|
موضوعات مشابه
|
||||
| موضوع | نویسنده موضوع | انجمن | پاسخ ها | آخرين نوشته |
| فناوری نانو - nanotechnology | میلاد | کامپیوتر ، IT ، علم و فناوری | 0 | 16th September 2008 02:17 AM |
| گل همه چیز تمام | Daniz | تالار گیاهان و خواص دارویی گیاهان | 1 | 11th August 2008 06:55 PM |
| مصاحبه با دکتر شهرام جلیل زاده | Admin | آرشـیــو | 0 | 13th March 2008 04:26 AM |