![]() |
![]() |
|
|||||||
| فرهنگ سازی برای حیوانات خانگی |
![]() |
|
|
#1 | ||||||||||||||||||||
|
مدیــریــت کـــل سایت
![]() تاریخ عضویت: Jan 2006
محل سکونت: تهران
ارسال ها
: 12,288
تشکر: 27,077
24,708 بار در 5,041 پست از ایشان تشکر شده است
|
خيلی ممنونم از اينکه وقتتون رو در اختيار من قرار دادين ،افتخار بزرگيه برای من که تونستم در خدمتتون باشم اميدوارم مصاحبه خوبی داشته باشيم که بتونه باعث ارتقای سطح فرهنگ نگهداری حيوانات خانگی باشه منم از شما تشکّر ميکنم بابت انرژی که ميگذاريد اميدوارم با زحماتی که شما ميکشيد و کارهايی که ما انجام ميديم به مرحله اي برسيم که بتونيم باعث ارتقای بهداشت جامعه باشيم دکتر عزيز ، در مورد دو مقوله ميخوام از شما سؤال کنم - اوّل در مورد حيوانات خانگی و فرهنگ نگهداری حيوانات خانگی،دوّم بحث در مورد بيماری های مشترک بين انسان و حيوان و مشکلات و تأثيرات اين بيماری ها بر روی سلامت خانواده در مورد فرهنگ نگهداری حيوانات خانگی بايد بحث رو به اين صورت شروع کنم که هر چيزی که ما در يک جامعه در نظر بگيريم ،از رانندگی گرفته تا زندگی آپارتمانی تا زندگی شهری تا تعامل بين خريدار و فروشنده همه اين ها مستلزم داشتن يک سری اصول و فرهنگ است و نگهداری حيوانات خانگی هم از اين امر مستثنی نيست.در هر حال برای نگهداری حيوانات خانگی بايد يک سری قواعد و اصول اعمال بشه و در مورد همين مسأله بعضی اوقات به مشکل برخورد ميکنيم از يک منظر اگه بخوايم نگاه کنيم ميشه بخشی که برميگرده به آموزش هايی که ما از نسل قبل از خودمون ديديم و به نسل بعدی خودمون انتقال ميديم يک مثال جالبی براتون بزنم من يک مراجعه کننده دارم در کيلينيک که کودکستان داره بهشون پيشنهاد دادم که يک طرحی رو پياده کنيم،با هم چند تا حيوان رو درخط کشيديم و داديم به بچه های بين چهار تا شش سال و بهشون گفتيم اين طرح ها رو رنگ کنند،خيلی ها پلنگ رو بنفش کردند،يا فيل رو صورتی کردند يعنی هيچ تصوّری از اين موجودات ندارند،وقتی که شناخت نباشه مثل داستان فيل در تاريکی مولوی ميشه يعنی هر کس از اون موجود يک تصوّر داره وقتی شناخت نباشه ترس به وجود ميآد،شما در تاريکی ميترسيد اگر هر همين اتاق چراغ ها رو خاموش کنيم و جايی رو نبينيم اين باعث ايجاد ترس در وجود ما ميشه ،چون در تاريکی از محيط پيرامون شناختی نداريم برای همين در جامعه ما انقدر حيوان آزاری داريم،فرد چون نسبت به اون حيوان شناختی نداره ازش ميترسه،خود شما يک لحظه تصوّر کنيد که يک بچه در خيابان پرنده اي رو ببينه،شما فکر ميکنيد بيشتر احتمال داره چه واکنشی از خودش نشون بده؟ بيشتر ترسه،چون شناختی ازش نداره نسبت بهش حالت تدافعی پيدا ميکنه- من فکر ميکنم چوب يا سنگ به سمتش پرتاب کنه،...اين يک بخش هست،بخش ديگه برميگرده به محدوديت هايی که در جامعه داريم برای نگهداری از حيوانات خانگی اين محدوديت ها بعضی وقت ها خودش يک عامل اضافی ميشه در مسأله نگهداری حيوانات خانگی مثالش همون حادثه اي ميشه که چند وقت پيش در روزنامه نوشته شده بود که دختری برای اينکه حيوان خانگيش رو ازش گرفتند دست به خودکشی زد،هم خانواده اون دختر اشتباه کردند و هم جامعه يا همون آپارتمانی که در اون ساکن بودند هم پدر مادر فرد زمينه درست و مناسب برای دلبستگی به اون مجود رو ياد نداده بودند و آماده نکرده بودند و هم افرادی که در آپارتمان بودند که تا قبل از ديدن يک برنامه تلويزيونی اون حيوان رو پيش خودشون ميبردند،بهش غذا ميدادند و بعد از اينکه يک القای اشتباه بهشون داده شد حالت تدافعی در مقابل اين حيوان پيدا کردند و گفتند نبايد در ساختمان باشه من فکر ميکنم برای بهتر شدن و ارتقا دادن فرهنگ نگهداری حيوان خانگی چند تا راه حل وجود داره،يکی اينکه صرفاً نگاه مثبت يا منفی روی اين مسأله نداشته باشيم چون اصولاً خداوند هيچ چيزی رو خير يا شر خلق نکرده،ما هستيم که به مخلوقات خداوند جايگاه خير يا شر داديم،اين خير يا شر بودن در دوره های مختلف جايگاه های مختلف داشته،يک زمان در مصر باستان گربه رو ميپرستيدند و در زمان ديگر در يک کشور اروپايی گربه سياه رو آتش ميزدندچون تفکّرشون اين بوده که گربه سياه بديمنه يا شيطانه امّا اين موجود تفاوتی نکرده ما هستيم که خيلی خيلی مثبت يا خيلی خيلی منفی به اين موجود نگاه ميکنيم من فکر ميکنم يکی از کارهايی که ميشه انجام داد تعريف کردن نقاط مثبت و منفی اين قضيه برای جامعه و کسانی که ميخوان حيوان خانگی داشته باشند هست،هيچ چيزی صرفاً خوب يا صرفاً بد نيست برای من افتخاری بس بزرگ بود که دکتر هومن عزیز میهمان ما بودند به ما وقت دادند و مصاحبه ای جذاب با ایشان داشتم با سپاس از دکتر هومن گرامی که همواره در صف اول مدافعین حقوق حیوانات هستند قسمت اول خيلی ممنونم از اينکه وقتتون رو در اختيار من قرار دادين ،افتخار بزرگيه برای من که تونستم در خدمتتون باشم اميدوارم مصاحبه خوبی داشته باشيم که بتونه باعث ارتقای سطح فرهنگ نگهداری حيوانات خانگی باشه منم از شما تشکّر ميکنم بابت انرژی که ميگذاريد اميدوارم با زحماتی که شما ميکشيد و کارهايی که ما انجام ميديم به مرحله اي برسيم که بتونيم باعث ارتقای بهداشت جامعه باشيم دکتر عزيز ، در مورد دو مقوله ميخوام از شما سؤال کنم - اوّل در مورد حيوانات خانگی و فرهنگ نگهداری حيوانات خانگی،دوّم بحث در مورد بيماری های مشترک بين انسان و حيوان و مشکلات و تأثيرات اين بيماری ها بر روی سلامت خانواده در مورد فرهنگ نگهداری حيوانات خانگی بايد بحث رو به اين صورت شروع کنم که هر چيزی که ما در يک جامعه در نظر بگيريم ،از رانندگی گرفته تا زندگی آپارتمانی تا زندگی شهری تا تعامل بين خريدار و فروشنده همه اين ها مستلزم داشتن يک سری اصول و فرهنگ است و نگهداری حيوانات خانگی هم از اين امر مستثنی نيست.در هر حال برای نگهداری حيوانات خانگی بايد يک سری قواعد و اصول اعمال بشه و در مورد همين مسأله بعضی اوقات به مشکل برخورد ميکنيم از يک منظر اگه بخوايم نگاه کنيم ميشه بخشی که برميگرده به آموزش هايی که ما از نسل قبل از خودمون ديديم و به نسل بعدی خودمون انتقال ميديم يک مثال جالبی براتون بزنم من يک مراجعه کننده دارم در کيلينيک که کودکستان داره بهشون پيشنهاد دادم که يک طرحی رو پياده کنيم،با هم چند تا حيوان رو درخط کشيديم و داديم به بچه های بين چهار تا شش سال و بهشون گفتيم اين طرح ها رو رنگ کنند،خيلی ها پلنگ رو بنفش کردند،يا فيل رو صورتی کردند يعنی هيچ تصوّری از اين موجودات ندارند،وقتی که شناخت نباشه مثل داستان فيل در تاريکی مولوی ميشه يعنی هر کس از اون موجود يک تصوّر داره وقتی شناخت نباشه ترس به وجود ميآد،شما در تاريکی ميترسيد اگر هر همين اتاق چراغ ها رو خاموش کنيم و جايی رو نبينيم اين باعث ايجاد ترس در وجود ما ميشه ،چون در تاريکی از محيط پيرامون شناختی نداريم برای همين در جامعه ما انقدر حيوان آزاری داريم،فرد چون نسبت به اون حيوان شناختی نداره ازش ميترسه،خود شما يک لحظه تصوّر کنيد که يک بچه در خيابان پرنده اي رو ببينه،شما فکر ميکنيد بيشتر احتمال داره چه واکنشی از خودش نشون بده؟ بيشتر ترسه،چون شناختی ازش نداره نسبت بهش حالت تدافعی پيدا ميکنه- من فکر ميکنم چوب يا سنگ به سمتش پرتاب کنه،...اين يک بخش هست،بخش ديگه برميگرده به محدوديت هايی که در جامعه داريم برای نگهداری از حيوانات خانگی اين محدوديت ها بعضی وقت ها خودش يک عامل اضافی ميشه در مسأله نگهداری حيوانات خانگی مثالش همون حادثه اي ميشه که چند وقت پيش در روزنامه نوشته شده بود که دختری برای اينکه حيوان خانگيش رو ازش گرفتند دست به خودکشی زد،هم خانواده اون دختر اشتباه کردند و هم جامعه يا همون آپارتمانی که در اون ساکن بودند هم پدر مادر فرد زمينه درست و مناسب برای دلبستگی به اون مجود رو ياد نداده بودند و آماده نکرده بودند و هم افرادی که در آپارتمان بودند که تا قبل از ديدن يک برنامه تلويزيونی اون حيوان رو پيش خودشون ميبردند،بهش غذا ميدادند و بعد از اينکه يک القای اشتباه بهشون داده شد حالت تدافعی در مقابل اين حيوان پيدا کردند و گفتند نبايد در ساختمان باشه من فکر ميکنم برای بهتر شدن و ارتقا دادن فرهنگ نگهداری حيوان خانگی چند تا راه حل وجود داره،يکی اينکه صرفاً نگاه مثبت يا منفی روی اين مسأله نداشته باشيم چون اصولاً خداوند هيچ چيزی رو خير يا شر خلق نکرده،ما هستيم که به مخلوقات خداوند جايگاه خير يا شر داديم،اين خير يا شر بودن در دوره های مختلف جايگاه های مختلف داشته،يک زمان در مصر باستان گربه رو ميپرستيدند و در زمان ديگر در يک کشور اروپايی گربه سياه رو آتش ميزدندچون تفکّرشون اين بوده که گربه سياه بديمنه يا شيطانه امّا اين موجود تفاوتی نکرده ما هستيم که خيلی خيلی مثبت يا خيلی خيلی منفی به اين موجود نگاه ميکنيم من فکر ميکنم يکی از کارهايی که ميشه انجام داد تعريف کردن نقاط مثبت و منفی اين قضيه برای جامعه و کسانی که ميخوان حيوان خانگی داشته باشند هست،هيچ چيزی صرفاً خوب يا صرفاً بد نيست
__________________
آزار انها ظالمانه است بشکنیم امروز این قفس رنج و عذاب رو |
||||||||||||||||||||
|
|
|
||||||||||||||||||||
| تبلیغات ... | |
|
|
|
|
|
#2 | ||||||||||||||||||||
|
مدیــریــت کـــل سایت
![]() تاریخ عضویت: Jan 2006
محل سکونت: تهران
ارسال ها
: 12,288
تشکر: 27,077
24,708 بار در 5,041 پست از ایشان تشکر شده است
|
من يک سؤالی دارم : با توجّه به اينکه در فرهنگ ايرانی پديده نگهداری حيوان يک پديده جديد هست- نگاه کلانی که از بالا به اين داستان ميشه شايد آنچنان مثبت نباشه مثلاً نود درصد دامپزشک رو فردی ميدونن که با گاو و گوسفند سرو کار داره يا فقط با سلامت بهداشت غذايی سرو کار داره،حالا سؤال من اينه که وظيفه دامپزشکان در اين زمينه چی هست و چطور ميتونن به جامعه نشون بدن که حيوانات خانگی هم بخشی از محيط کاری دامپزشکان است.در واقع رسالت دامپزشکان در اين مورد چی هست؟مثلاً بايد فرهنگ داشتن حيوان خانگی رو در جامعه جا بندازن و روش های نگهداری حيوانات خانگی رو به مردم ياد بدن؟آيا دامپزشکان هم ميتونن در زمينه فرهنگ جديدی که در جامعه اومده که نگهداری پت هست کاری انجام بدن؟ حتماً،من فکر ميکنم که نقشه اصلی اين داستان رو دامپزشکان بازی ميکنن،اين مسأله در پنجاه شصت سال اخير در آمريکا و اروپا هم اتّفاق افتاد ولی بعد از اون نقش دامپزشکان جدای از اين قضيه شد،يعنی نقششون تبديل به يک جور نقش حمايتی شد.من يک کتابی خوندم به اسم رابطه انسان و حيوان که در اين کتاب دلايل بالا رفتن تمايل انسانها برای نگهداری پت بعد از جنگ جهانی دوّم رو توضيح داده،مثلاً يکی از اين دلايل اين بود که تمايل داشتن به فرزند در اروپا ديگه کم شده بود،دليل ديگه بالا رفتن ميزان طلاق بود در واقع افراد جامعه تنها شدند و زندگی ماشینی شد و برخورد با طبيعت کمتر شد تا قبل از اون به هر حال کسی که در روستا يا حاشيه شهر زندگی ميکرد هميشه حيوانات در اطرافش بودند حالا از گاو و گوسفند گرفته تا سگ و گربه،ولی هرچی زندگی ماشينی تر شد برخورد انسان ها هم با طبيعت کمتر شد،در حقيقت ديگه پت تبديل شد به عضوی از خانواده و از اون حالت ابزاری خارج شد،مثلاً در صدو پنجاه سال گذشته شايد هيچ کس رو حساب علاقه اش حيوان رو نگه نميداشت،يا مرغ و خروس و گاو و گوسفند داشت و ميخواست از محصولاتشون استفاده کنه،يا اسب داشت يا اگرم سگ داشت برای حفاظت از گلّه بود به تعريف دکتر شيری ميگفتند:- يعنی من،همسرم،بچم و حيوان خانگيمhome هست و home پت بخشی از درسته دقيقاً،بخشی از ملزومات زندگی انسان شد و در واقع به جای استفاده ابزاری از اون استفاده عاطفی شد و چون قبلاً مرکز پرورشی وجود نداشت دامپزشکان عهده دار اين مسأله بودند تا اينکه بعد از اون يواش يواش افرادی اومدن که به صورت تخصصی وارد کار پرورش حيوانات و ملزوماتشون شدند و اين مسأله تبديل به يک بيزينس شد و الان اگه دقت کنيد جزء پنج بيزينس دنياست يعنی در کنار غذا،اسلحه سازی،دخانيات و مشروبات الکلی قرار ميگيره
__________________
آزار انها ظالمانه است بشکنیم امروز این قفس رنج و عذاب رو |
||||||||||||||||||||
|
|
|
||||||||||||||||||||
|
|
#3 | ||||||||||||||||||||
|
مدیــریــت کـــل سایت
![]() تاریخ عضویت: Jan 2006
محل سکونت: تهران
ارسال ها
: 12,288
تشکر: 27,077
24,708 بار در 5,041 پست از ایشان تشکر شده است
|
کم کم دامپزشکان نقش حمايتی و نظارتی پيدا کردند در ايران هم همين اتّفاق افتاده،من فکر ميکنم که دامپزشکانی که در زمينه حيوانات خانگی مشغول به کار هستند ميتونن نقش خيلی خيلی بزرگی در شناساندن اين مسأله داشته باشند،هم از جنبه مثبت هم از جنبه منفی،من شخصاً معتقد نيستم که تمام چيز هايی که در کنار نگهداری از حيوانات خانگی هستند خوبند و بخوام به افراد توصيه کنم، من فقط ميتونم توصيه کنم در صورتی که کسی امکانات،توانايی،وقت و... داره ميتونه بره سراغ نگهداری حيوان خانگی چون اگه نداشته باشه هم حيوان اذيت ميشه هم خود شخص، يعنی هر کدوم از دامپزشکان ما بايد فرهنگش رو از راه های مختلف به مردم آموزش بدن- حالا يا از راه گفتاری يا از راه نوشتاری،چون ما هيچ رسانه اي برای مطرح کردن اين موضوع نداريم بنابراين دامپزشکان و افرادی که حيوانات رو دوست دارند به نوعی بايد بتونند اين مسأله رو در جامعه جا بندازند،دکتر از ديد شما نگهداری حيوانات خانگی جنبه لوکس و تزئينی دارند يا جنبه عاطفی داره و برای آرامش افراد هست؟ دو حالت داره،من چی ميبينم يا جامعه چی ميبينه؟ از نظر يک دامپزشک- مسلماً من به عنوان يک پديده لوکس بهش نگاه نميکنم،يا پديده اي که بتونه باعث فخر فروشی بشه لوکس از نظر من مثل يک گلدان ارزشمنده که آدم تو خونه ميذاره تا بقيه نگاه کنن با لذت ببرن ولی من به حيوان خانگی به اين شکل نگاه نميکنم،من فکر ميکنم اگر کسی به اين درجه از فرهنگ و فکر برسه که احساس کنه به وجود يک حيوان خانگی در منزل نياز داره بايد اين کار رو انجام بده،اينجا ديگه لوکس معنی نداره،ديگه ميشه يکی از ملزومات زندگی اون فرد،من افراد زيادی رو ميشناسم که تا حالا بدون حيوان خانگی زندگی نکردند و تصوّرش هم ندارند که مثلاً يک روزی توی خونشون سگ يا گربه نباشه ديگه اين مسأله شده لازمه زندگيشون سگشون وقتی به سن شش يا هفت سال که ميرسه سعی ميکنن که ازش يک توله بگيرندکه نسل اون حيوان در خونه شون باقی بمونه،به اين ديگه نميشه گفت لوکس امّا شما قبول داريد که افرادی هم هستند که به اين پديده به عنوان يک پديده لوکس نگاه ميکنند؟- صد درصد شما از يک طرف ميبينيد شخصی به خاطر سگش خودکشی ميکنه و از طرفی هم افرادی هستند که از اين طريق فقط ميخوان فخر بفروشن يا جلب توجّه کنند،اين در حقيقت به خاطر آموزش غلطی که به فرد داده شده و کمبود هايی که در پس زمينه زندگيش داشته هست که اين کبودها رو به خيال خودش ميخواد با چيز ديگری پر کنه و از اين طريق ميخواد خود نمايی کنه يعنی نگهداری حيوانات خانگی هم چون پديده جديدی هست ميشه يکی از راه هايی که اون شخص باهاش خودنمايی کنه پس افرادی هم هستند که در حقيقت ميخوان هويت خودشون رو با مارک لباسشون يا سگشون- نشون بدن و جلب توجّه کنند،حالا از ديد شما به عنوان يک دامپزشک درسته که ما فقط روی کنيم و بگيم همه کسانی که حيوان خانگی دارند همين طور هستند؟و ميخوانzoomاينگونه افراد از طريق سگشون هويت دار بشن؟و مشکل ديگری که ما در جامعه داريم اينه که افراد ميآن ميگن سگ پا کوتاه،سگ تزئينی،سگی که از خارج وارد ميشه يا اصلاً گربه،پرنده و هر حيوانی فرهنگ غربيه که وارد کشور ميشه و ميخوان فرهنگ ايران رو خراب کنن،اين درسته به نظر شما؟ نه متأسّفانه،اين اصلاً درست نيست،به قول شما چيزی که ما هميشه ميشنويم همينه که ميآن راجع به اين مسأله ميگن فرهنگ غربيه و خيلی جالبه که بدونيد اوّلين قومی که شانزده هزار سال پيش حيوان رو اهلی کردند آريايی ها بودند و اوّلين حيوانی هم که اهلی شد سگ بود پس اين از اوّل اين ما بوديم که چنين پديده اي رو به دنيا معرّفی کرديم،حتّی اسب رو هم ما اهلی کرديم و به اروپا و آمريکا و ... اهدا کرديم،همين اسب عربی که ميبينيد اسب ايرانی هست که بعد از حمله اعراب به اون منطقه منتقل شد،در مورد سگ هم همين داستان هست.حالا گربه اينطور نيست چون گربه در مصر اهلی شد و بعد به جاهای ديگر دنيا از جمله ايران منتقل شد که در اثر نسل کشی ها گربه ايرانی هم به وجود اومد و ميدونيد که شهرت ما در دنيا يکی گربمونه (persian cat,persian carpet)و يکی فرشمون پس اين نميتونه يک فرهنگ غربی باشه.ولی همونطوری که گفتم استفاده ابزاری از يک چيز هست که اون رو تعريف ميکنه،شما ميتونيد با يک چاقو آدم بکشيد و با همون چاقو جان يک انسان رو نجات بديد ،چاقو همون چاقو هست،استفاده ابزاريش مهمه،مسأله نگه داری از حيوانات خانگی هم به همين صورت هست،مثلاً وقتی سگ رو دست يک فرد بديم تازه مشخص ميشه که نگهداريش چه تعريفی داره،من افراد زيادی رو ديدم که به سختی نون شبش رو درمياره امّا حيوان خانگيش رو هم داره و حاضر براش خرج کنه،وقت بذاره و به مسائل پزشکيش برسه،چون اون حيوان جزء ملزومات زندگيشه و براش مهمه همونطوری که بچش مهمه،يعنی اگر سگش مريض بشه همونقدر براش اهمّيت داره که اگر بچش مريض بشه مهمه
__________________
آزار انها ظالمانه است بشکنیم امروز این قفس رنج و عذاب رو |
||||||||||||||||||||
|
|
|
||||||||||||||||||||
|
|
#4 | ||||||||||||||||||||
|
مدیــریــت کـــل سایت
![]() تاریخ عضویت: Jan 2006
محل سکونت: تهران
ارسال ها
: 12,288
تشکر: 27,077
24,708 بار در 5,041 پست از ایشان تشکر شده است
|
امّا درک اين مسأله برای کسانی که تا قبل از اين حيوان نداشتند مشکله،مثالش همسر خود من بعد از اينکه ازدواج کرديم وقتی گفتم حيوان بياريم خونه نگه داری کنيم گفت نه،اصلاً،چون از حيوان ميترسيد اما الان خيلی علاقه مند شده،انقدر که گربمون با دخترم براش فرقی نميکنه،اين برميگرده به همون شناختی که فرد در ابتدا از اون حيوان داره بعد که تجربه ميکنه ميبينه از حضور يک حيوان لذت ميبره و اون حالت ترس تبديل ميشه به يکی از ملزوماتی که طرف حاضر ميشه براش وقت بذاره،هزينه کنه،حتّی اگر خودش محتاج باشه البته اين مستلزم آگاهی مردم هست و اينکه بتونيم فرهنگ نگهداری حيوانات خانگی رو در جامعه- جا بندازيم و افراد اين رو لمس کنند که حيوان يک موجود زنده هست با نياز های مختلف،مثل آب غذا و تا حدّی تعليم،چون به هر حال موجودی هست که نميتونه با انسان رابطه گفتاری برقرار کنه و زبان خاص خودش رو داره،شايد از طريق حرکات بدنش،بنابر اين بايد بهش آموزش داد تا بشه ازش نگهداری کردو آزار دهنده نشه،من فکر ميکنم بايد يک زنجيره اي وجود داشته باشه متشکّل از دامپزشکان،تربيت کنندگان و...که بتونن به افراد آموزش بدن تا کسی که ميخواد سگ يا گربه بخره در اين زمينه به مشکل بر نخوره،شما هم با اين قضيه موافقيد؟ دقيقاً همينطوره،برای تأييد حرفتون خودم رو مثال ميزنم ،من اوّلين کسی بودم که در صدا و سيما برای نگهداری از حيوانات خانگی فرهنگ سازی کردم،الان هشت ساله که داريم در مورد اين قضيه صحبت ميکنيم،من فکر ميکنم بعد از اين داستان خيلی ها تمايل پيدا کردند به داشتن حيوان خانگی،يا کسانی که از حيوانات ميترسيدند ترغيب شدند که برن به سمتشون،من شايد بيشتر از هشتاد مقاله در روزنامه ها نوشتم برای آگاهی دادن به افراد جهت نگهداری حيوانات خانگی و تأکيد کردم که بايد شرايطش رو داشته باشند،در همه جای دنيا به همين شکله،من وقتی آلمان بودم آقايی رو ميشناختم که سگ داشت امّا بعد از اينکه تغيير مکان داد به دليل اينکه منزل جديدش کوچک بود سگش رو داد به خواهرش نگه داره و خودش بهش سر ميزد،چون ديگه شرايط نگه داريش رو نداشت برای آگاهی دادن به افراد جهت نگه داری از حيوانات خانگیsiteکار ديگری که کردم راه اندازی اوّلين بود.توصيه من به دامپزشکان ديگر هم اينه که برای آگاهی دادن به افراد سراغ اين راه ها برن روزنامه،بروشور و تبليغات سروّکار دارند وinternetچون در جامعه ما افراد با رسانه هايی مثل همونطور که گفتم لزوماً اينطور نيست که به همه توصيه کنيم حيوان خانگی بخرن،بارها و بارها شده فردی اومده پيش من و ميخواسته حيوان خانگی بخره امّا وقتی باهاش صحبت ميکردم به خاطر اينکه شرايطش رو نداشته بهش توصيه ميکردم که اينکار رو نکنه،حالا يا وقت نداشته يا مثلاً ميخواسته تو يه خونه ی کوچيک سگ بزرگ نگه داره تا... اين خودش ميشه نوعی آگاهی دادن چون چنين افرادی با خريدن سگ به مشکل برميخورن،بعضی ها هستند که اصلاً توانايی نگهداری از حيوانات رو ندارند مثلاً يک آدم عصبی که توی پنج دقيقه اي که با من صحبت ميکنه شش بار بچش رو ميزنه معلومه ميخواد چه بلايی سر اون حيوان بياره،اگه اين آگاهی ها داده نشه و فرد اون حيوان رو ببره خونه ش نه تنها خودش اذيت ميشه و زده ميشه بلکه رويه اطرافيان و نسل بعدی خودش هم نسبت به اين مسأله تأثير منفی ميذاره،مثالش برداشت هايه مقطعی هست که تلويزيون پخش ميکنه،مادر خود من هر دار يک توصيه پزشکی داره که مقطعيه،اين مسأله در مورد حيوانات خانگی هم صادقه،بارها ديدم افراد ميگن گربه نخريد چون فهميدن مثلاً يک دختر بچه به خاطر اينکه مادرش در گذشته گربه داشته الان ناراحتی تنفّسی داره،شما ميبينيد که يک اطلاع رسانی غلط ميتونه ذهنيت فردی که شناخت نداره رو روی اين مسأله متأسّفانه خراب کنه
__________________
آزار انها ظالمانه است بشکنیم امروز این قفس رنج و عذاب رو |
||||||||||||||||||||
|
|
|
||||||||||||||||||||
|
|
#5 | ||||||||||||||||||||
|
مدیــریــت کـــل سایت
![]() تاریخ عضویت: Jan 2006
محل سکونت: تهران
ارسال ها
: 12,288
تشکر: 27,077
24,708 بار در 5,041 پست از ایشان تشکر شده است
|
دکتر عزيز حالا ميخوايم وارد بحث دوّم بشيم ،يعنی بيماری های مشترک بين انسان و حيوان و- تعليم های غلطی که در اين زمينه به مردم داده شده،مثلاً ما ميشنويم که ميگن گربه نازايی ميآره و... اون چيزی که ازش اطلاع داريم اينه که هشتصد و پنجاه بيماری مشترک بين انسان و دام وجود داره،اوّل بحث رو با سگ شروع ميکنيم بعد ميريم سراغ گربه،سؤال من اينه که اگر کسی بخواد سگی رو در منزلش نگهداری کنه امکان داره که اين حيوان چه بيماری هايی رو به افراد انتقال بده؟ بستگی داره،اوّل از همه به اين که حيوان رو از کجا تهيه کرده باشه،اگر از خيابان به خونش آورده باشه مسلماً در درجه اوّل بيماری های انگلی رو انتقال ميده و بيماری های ديگه مثله باکتريايی قارچی و در نهايت ويروسی،ممکنه حيوان درگير بيماری هاری شده باشه و برای انسان مشکل ايجاد کنه امّا بحث مهم همون بحث فرهنگ سازی هست،من هميشه به مراجعه کننده هام ميگم که اگر حيوان به موقع واکسيناسيون دوره ايش انجام شده باشه،درمان انگلی شده باشه و نگهداری بهداشتيش در حد متوسّط مايل به بالا باشه خطرش از يک انسان برای ما کمتره،چون يک حيوان بيماری های مختلفی داره که فقط برای گونه خود اون حيوان هست و نميتونه به ما انتقال بده امّا در انسان ها ساده ترين مثالش سرماخوردگی هست،مثلاً اگر الان شما سرما خورده باشيد ممکنه من ازتون بگيرم و دو روز ديگه منم سرما بخورم،اين بحث بيمار بودن يا کثيف بودن حيوانات يک بحث مجزاست،حيوان ميتونه بيمار باشه همون طوری که ما ميتونيم بيمار باشيم ولی به طور مثال در مورد موی گربه بايد بگم بيماری که از موی گربه منتقل ميشه توکسوپلاسموز هست که اگر گربه به هر شکلی با يک نوشخوار کننده در تماس باشه که اون نوشخوار کننده انگل نا بالغ اين بيماری رو دفع کرده باشه و گربه اون رو بخوره،بعد از طريق مدفوعش اين انگل دفع بشه و سه روز در محيط باقی بمونه اگر اون انگل از طريق موی گربه يا هر چيز ديگری وارد منافذ بدن بشه ميتونه ايجاد بيماری بکنه يعنی ممکنه حتّی اين انگل وارد بدن کسی بشه امّا بيمار نشه ايمنی بدنش بالا باشه و بيماری رو دفع کنه،کسی که ضعف ايمنی داره،بيماره مثلاً سرطان داره ميتونه اين بيماری رو بروز بده پس داشتن گربه مصادف با نازايی نيست دکتر؟- اصلاً،احتمال اينکه يک خانوم از گوشت خام بيماری توکسوپلاسموز بگيره خيلی بيشتر از اينه که از نگهداری يک گربه دچار اين بيماری بشه،يک مثال براتون ميزنم ميدونيد که دوّمين عامل مرگ بشر تصادف هست،پس قاعدتاً نبايد سوار ماشين بشيم،امّا همه آدمها سوار ماشين ميشن به نظر شما هر چند وقت يک بار حيوان بايد به کلينيک دامپزشکی برده بشه؟- هر سه ماه يک بار در اين صورت ديگه حيوان عامل بيماری نخواهد بود درسته؟- مسلماً،يک مثال ميزنم،در آمريکا تعداد سگ های شناسنامه دار بيشتر انسانهاست،يعنی حتّی ما بی شناسنامه ها رو حساب نميکنيم،اگه يه رزی سگ ها حق رأی دادن داشته باشن رئيس جمهور آمريکا ممکنه سگ بشه،حالا شما درصد بيماری رو در چنين جامعه اي نگاه کنيد آمريکا کشوريه که از نظر سلامت در رده های بالا قرار داره،در هلند که يک کشور درجه دوی اروپايی هست طبق آماری که من خوندم در سال دوهزار و دو تعداد سگ های داخل خونشون چهار برابر تعداد بچهای يک تا شانزده سالشونه،چه طور اينها بيمار نميشن؟چون فرهنگش رو دارن سه ماه يک بار حيوان رو ميبرن معاينه پزشکی،کوچکترين مشکلی که براش پيش ميآد بهش رسيدگی ميکنن،بهداشتش رو رعايت ميکنن،به موقع واکسنش رو ميزنن،به موقع درمان ضد انگلش رو انجام ميدن،در چنين شرايطی امکان نداره اين حيوان عامل بيماری باشه قدم به قدم ميريم جلو،اوّل از بيماری های انگلی شروع ميکنيم،آيا به نظر شما حيوانی که درمان- انگلی شده باشه حتّی ممکنه کم خطر تر از انسانی باشه که با دست های آلوده در تاکسی کنار ما نشسته؟ مسلماً،به نظر من آلودگی که اسکناس به انسان منتقل ميکنه خيلی بيشتر از نوازش کردن يک سگ هست،چون يک اسکناس بارها در طول روز دست به دست ميشه،انواع انسان ها با انواع بيماری ها بهش دست ميزنن،که اين بيماری ها ميتونه به ما منتقل بشه بيماری های انگلی طوری نيست که بشه با واکسيناسيون بدن رو در مقابلش تا پايان اثر واکسن ايمن کرد،درمان های انگلی تا حدّی از آلوده شدن حيوان به انگل جلوگيری ميکنن،امّا اگر حيوان در يک محيط خيلی آلوده به انگل باشه داروی انگل ديگه نميتونه کاری بکنه،بنابراين اگر حيوان در جايی هست که درصد آلودگيش بالاست بايد فواصل درمان انگليش رو کوتاه تر کرد حالا در مورد گربه هايی که در سطح خيابان هستند،آيا اين گربه ها بيشتر عامل آلودگی هستند- تا يک حيوان خانگی که با من در تماس هست؟ مسلماً،به دليل نوع تغذيشون و اينکه دائم در آشغال ها و جوی آب هستند و از پس مانده های حيوانات مرده تغذيه ميکنند و،...ميتونن عامل آلودگی باشن،ولی حيوان خانگی که غذای مخصوص خودش رو ميخوره،يا غذای پخته شده ميخوره،يا حتّی اگر غذای خام ميخوره طبق دستور پزشک قبلاً فريز شده و در محيط تميز زندگی ميکنه و تحت نظر دامپزشک هست و...تقريباً ميشه گفت احتمال خطر اين حيوان برای بيمار شدن ما به صفر ميل ميکنه،وقتی عامل عفونی و انگلی وجود نداره چيزی رو نميتونه منتقل کنه پس اين بار هم ميشه همون مسأله فرهنگ،مثلاً نگهداری حيوانی که در خيابان بوده اشتباهه- ولی حيوانی که زير نظر دامپزشک هست بسيار کم خطر هست و حد اقل مرد بيماری از لحاظ انگلی برای ما نداره اصلاً همون حيوان خيابانی هم اگر در واقع درمان بشه،بهداشتش رعايت بشه،واکسيناسيون بشه حکم حيوان خانگی رو داره،فرقی نميکنه،ميشه همون چيزی که بهش اشاره کردم که نوع برخورد و استفاده ما از يک چيز اون چيز رو تعريف ميکنه،خيلی ها يک حيوان خيابانی رو که مريض بوده يا ماشين بهش زده ميبرن درمان ميکنن و بعد هم بهش رسيدگی ميکنند و تبديل ميشه به يک پت
__________________
آزار انها ظالمانه است بشکنیم امروز این قفس رنج و عذاب رو |
||||||||||||||||||||
|
|
|
||||||||||||||||||||
|
|
#6 | ||||||||||||||||||||
|
مدیــریــت کـــل سایت
![]() تاریخ عضویت: Jan 2006
محل سکونت: تهران
ارسال ها
: 12,288
تشکر: 27,077
24,708 بار در 5,041 پست از ایشان تشکر شده است
|
از مبحث بيماری های انگلی ميآيم بيرون،سؤال من از شما اينه که چند نوع بيماری ويروسی شناخته- شده هست که از سگ به انسان منتقل ميشه؟ خطرناک ترين و شناخته شده ترينش هاری هست که ميتونه به انسان منتقل بشه،بيماری پاروو هم اگر ويروسش وارد چشم بشه ميتونه باعث التهاب داخل چشم بشه که خفيف هست و سريعاً هم برطرف میشه،امّا همونطور که گفتم شناخته شده ترين و خطرناک ترين اين بيماری ها هاری هست هميشه توصيه ميشه که اگر سگ يا گربه داريد اوّل بايد حتماً در مقابل بيماری هاری واکسينه بشه واکسن هاری هم به اين صورت هست که اوّلين بار سه بار يا دو بار زده ميشه،و بعد ميشه سالی يک بار،سگ يا گربه اي که با حيوان ديگری در حيات وحش در تماس نباشه و درگير نشده باشه و در درگيری حيوان اون رو گاز نگرفته باشه به هيچ عنوان بيماری هاری نخواهد داشت که بخواد به انسان منتقل کنه،همين مسأله هاری باعث شده که ميگن بزاق سگ کثيف هست و باعث انتقال بيماری ميشه،حتّی حديثی هم در اين مورد هست که پيغمبر گفته در بزاق سگ شياطينی وجود داره اين يعنی دقيقاً داشتن به اعراب اون زمان آگاهی ميدادن که سگ اگر هار باشه از طريق بزاقش اين بيماری رو به انسان انتقال ميده،خوشبختانه ما مسلمان شيعه هستيم و يکی از پوياترين اديان دين ما هست،قوانين زيادی در دين ما بوده که بعد از مدّتی به خاطر تغيير شرايط،اين قوانين هم تغيير کردن مثل ماهی استروژن- بله،مثل ماهی استروژن و موارد ديگه مثل شطرنج،اينها همه به خاطر اينه که ماد دين پويايی داريم در مورد بيماری هاری از اين منظر هم ميشه نگاه کرد که در اون زمان بيماری خطرناکی بوده که شايد سالانه هزاران نفر رو هم از بين ميبرده،ولی الان بيماری هاری نميگم ريشه کن شده ولی نادر شده البتّه من در يک کتابی هم خونده بودم که خيلی از افراد در اثر پيوند قرنيه چشم دچار اين بيماری- شدند و مثلاً سه روز بعد از دنيا رفتند،پس فقط گاز گرفتن سگ باعث بيماری هاری نميشه چون من ديدم افرادی رو که مثلًا گفتن سگم منو گاز گرفت ،پس هار شده،اين لغت هاری در فرهنگ جامعه ما اشتباه جا افتاده،مردم فکر ميکنن اگر سگی گاز بگيره پس هار شده،در کشور ما دامپزشکان حسّاسيت زيادی روی اين بيماری دارن خيلی جاها سه سال يکبار واکسن هاری ميزنن امّا در ايران هر سال واکسن هاری رو تکرار ميکنن،حتّی بعضی ها توصيه ميکنن اين واکسن شش ماه يکبار زده بشه،پس در چنين شرايطی داشتن حيوان خانگی ديگه نميتونه باعث بيماری بيماری هاری بشه دقيقاً من خودم با توجّه به اين که کسی هستم که دائم با حيوانات خانگی در گير هستم،تا بحال نشنيدم کسی بگه من سگ هار ديدم يا کسی رو ديدم که بيماری هاری گرفته و از بين رفته، نه من شنيدم نه همکارانم از پيوند قرنيه شايد شنيده باشيم اما از گاز گرفتن سگ نشنيديم بيماری هاری در بعضی از کشور های متمدن از بين رفته و حتّی ديگه واکسنش رو هم نميزنن- امّا اين ترس از سگ هميشه در کشور ما بوده که ميترسيدن سگ گاز بگيره و انسان دچار بيماری هاری بشه،حالا امکانش هست که اگر سگ ولگردی گازشون بگيره کزاز بگيرن در مورد کزاز که احتمال اينکه از زمين خوردن کسی کزاز بگيره خيلی بيشتر از اينه که از گار گرفتن يک سگ دچار اين بيماری بشه پس بيماری هاری رو مساوی با نگهداری حيوانات خانگی نبايد بدونيم و احتمال ابتلا به اين- بيماری کم هست درسته؟ دقيقاً،بهتره بگم تحقيقاً احتمالش صفره شما تا حالا شنيديد که انسانی توسّط حيوان خانگيش دچار بيماری هاری شده باشه؟- من تا به حال نشنيدم،اين امکان پذير نيست که حيوان خانگی که واکسينه شده هاری بگيره و بخواد اين بيماری رو به انسان انتقال بده،واکسينه کردن حيوان به دو دليله دليل اوّل اينکه خود حيوان از ابتلا به اين بيماری در امان باشه،که حتّی اگر بيرون از خانه با سگ يا گربه هار درگير بشه بيماری هاری نگيره،دليل دوّم واکسينه کردن اينه که ديگه انسان از حيوانش بيماری نگيره، وقتی حيوان بيمار نيست ديگه نميتونه بيماری رو انتقال بده در مورد لپتوسپيروز هم که يک بيماری مشترک بين انسان و دام هست ميشه توضيح بديد؟- بله،يکی از مواردی که در واکسن های شش گانه و نه گانه وجود داره سويه های لپتوسپيروز هست،وقتی به يک سگ اين واکسن تزريق بشه در مقابل اين بيماری ايمن ميشه،امّا اگر حيوانی از گوشت خام تغذيه کنه و در محيط آلوده باشه ميتونه اين بيماری رو به انسان منتقل کنه پس باز هم برميگرديم به بحث اوّل يعنی مثلثمون،که ميشه دارنده حيوان،دامپزشک و خود حيوان- اين سه ضلع اگر با هم مرتبط باشند میشه از تمام بيماری ها جلوگيری کرد پس ليپتوسپيروز و هاری دو بيماری ويروسی مشترک بين انسان و حيوان هست،حالا پاروو رو شما فرموديد حسّاسيت چشمی ايجاد ميکنه، بله،البتّه يک بيماری هم در انسان داريم به اين اسم که بيماری تنفّسی هست و هيچ ربطی به اين بيماری نداره پس حيوان خانگی به شرط اينکه تحت نظر دامپزشک باشه و واکسينه بشه در مقابل بيماريهای- ويروسی ايمن هست،درسته؟ تحقيقاً ايمن هست،ممکنه خودش سرما بخوره يا دچار عفونت تنفسی بشه امّا اينها به انسان منتقل نميشن و فقط خودش مريض ميشه،مثل خود ما،مگه ما سرما نميخوريم؟اگه اينطوری باشه نبايد با کسی تعامل داشته باشيم و در آکواريوم زندگی کنيم که يک موقع مريض نشيم اگر حيوان واکسينه بشه احتمال انتقال اين بيماريها به انسان تحقيقاً صفر هست،نميگم کم هست ميگم صفر هست ميرسيم به بيماری های قارچی،بيماری های قارچی چطور هست؟- در حيوانات و حتّی حيوانات خانگی بيماری قارچی از نوع پوستی وجود داره،شما بيشتر اين بيماری رو در حيواناتی ميبينيد که در محيط دوگانه هستند،يعنی هم مثلاً در حياط هستند هم در داخل منزل ،قارچ يک موجود ضعيف و فرصت طلب هست و خيلی کم ميتونه ايجاد بيماری کنه،امّا وقتی محيط مناسب پيدا ميکنه شروع به رشد ميکنه،هم ما و هم حيوانات روی سطح بدنمون و درون دستگاه تنفسيمون و...هزاران هزار نوع قارچ داريم که هيچ کدوم بيماری زا نيستند،وقتی بيماری زا ميشند که سطح ايمنی بدن ميآد پايين،اين بيماری يک بدی داره يک خوبی،بديش اينه که دوره درمانيش طولانی هست،امّا خوبيش اينه که از همون لحظه که درمان شروع ميشه ديگه اين بيماری قابليت انتقالش رو از دست ميده،ممکنه پنج هفته درمانش طول بکشه امّا از همون روز اوّل درمان ديگه به انسان منتقل نميشه اين بيماری از آدم به آدم هم منتقل ميشه؟- مسلّماً،همونطور که در مورد بيماريهای انگلی و ويروسی گفتيم اين بيماری هم از آدم به آدم منتقل ميشه ضمن اينکه خيلی از بيماری های قارچی در حيوانات هستند که قابليت انتقال به انسان رو ندارند ولی بعضی هاشون بين انسان و حيوان مشترک هستند،حالا ما مشترک ها رو در نظر ميگيريم در چه شرايطی احتمال داره که فرد دچار بيماری قارچی بشه؟ اوّل اينکه بهداشت عمومی خودش رو رعايت نکنه،مثلاً دير بره حمام،دوّم اينکه بدن فرد از لحاظ ايمنی مشکل داشته باشه،مثلاً کسی که سرطان داره،يا افرادی که پير هستند و...در چنين شرايطی اگر سگ چنين فردی دچار بيماری قارچی بشه شايد اون فرد هم درگير بيماری بشه که اونم راه درمانش کاملاً مشخصه امّا چنين فردی از منابع ديگه و جاهای ديگه که عفونی هستند خيلی ساده تر درگير اين بيماری ها ميشه تا از سگ خودش
__________________
آزار انها ظالمانه است بشکنیم امروز این قفس رنج و عذاب رو |
||||||||||||||||||||
|
|
|
||||||||||||||||||||
|
|
#7 | ||||||||||||||||||||
|
مدیــریــت کـــل سایت
![]() تاریخ عضویت: Jan 2006
محل سکونت: تهران
ارسال ها
: 12,288
تشکر: 27,077
24,708 بار در 5,041 پست از ایشان تشکر شده است
|
ميريم سراغ بيماری های باکتريايی،گفته بودند که خيلی از بيمارستان ها پر شدند از افرادی که دچار- اين نوع بيماريها و اينها بيماری هايی هستند که از سگ ها بهشون منتقل شده،مثل بيمارستان شريعتی،آيا درسته؟به عنوان يک دامپزشک آيا به نظر شما اين منطقيه؟ اصلاً نميشه،اگر اينطور بود مراجعه کننده های من قبل از اينکه بيان پيش من بايد خودشون به پزشک مراجعه کنند،چون دائم با سگ و گربه در تماس هستند،يا خود من که مدام با حيوانات اونم حيوانات مريض سرو کار دارم بايد دچار بيماری بشم،امّا تا به حال به خاطر اينکه از حيوانی مريضی گرفته باشم به بيمارستان شريعتی مراجعه نکردم همکاران پزشک ما متأسّفانه در مورد حيوانات خانگی اطلاعاتشون کم هست،يعنی با حفظ احترام تقريباً ميتونم بگم اطلاع رسانيشون به کسانی که مخاطب ما هستند و صاحب حيوان هستند اشتباهه مثلاً يه چيزی قبلاً جوک شده بود ،ميگفتن هرکی نميتونه تشخيص بيماری بده به مريض ميگه مشکل روحی داره،الان اين مسأله در مورد حيوانات خانگی اتّفاق افتاده،هرچی ميشه آخر وقتی به هيچ نتيجه اي نميرسن ميپرسن با حيوان خانگی سرو کار داشتی،مثلاً طرف ميگه سه سال پيش خونه کسی مهمون بودم که گربه داشت،ميگن از همون جا بيماريت شروع شده،به هر حال هر آدمی در طول زندگيش به يک شکلی با حيوانات تماس داشته،نميشه که هر بيماری رو انداخت گردن حيوانات،يا مثلاً چند وقت پيش من در يک مهمانی بودم ،يه دکتر زنان داشت در مورد بيماری تنفّسی دختر دوستش صحبت ميکرد و ميگفت چون گربه داشته بيمار شده،من بهشون گفتم شما مطمئنيد که از گربه بوده گفت بله کاملاً،گفتم ميشه نوع بيماريش رو به من بگيد که اگر انقدر خطرناکه به کسانی که گربه دارن اطلاع بدم؟گفت من نميدونم نوع بيماريش چيه اما ميدونم از گربه بوده،پرسيدم شما ميدونيد که سيستم تنفّسی انسان اجسام بزرگتر از بيست ميکرون رو به داخل خودش راه نميده؟چطور موی پنج سانتيمتری گربه ميتونه وارد دستگاه تنفسی بشه و ايجاد بيماری کنه؟اين امکان پذير نيست ميدونيد اين عدم داشتن اطلاع طرف هست،وقتی به هيچ نتيجه اي نميرسن بيماری رو گردن حيوانات ميندازن.اين خودش خيلی مسأله هست که ما ممکنه حرف يک آدم عادّی رو قبول نداشته باشيم،ولی وقتی از دهن يک پزشک در اين زمينه حرفی ميشنويم بهش اعتماد ميکنيم ميگيم چون پزشکه حتماً اطلاعاتش بيشتر از منه،يا فرضاً در مورد ساختمان اگر مهندس در موردش نظر بده حرفش برای ما قابل احترامه،امّا وقتی نظر اشتباه بده خيلی مخرّب تر از نظر يک آدم عادّی هست،کسانی که صاحب نظر هستند بايد در حيطه کاريشون کاملاً به مسائل اشراف داشته باشند،اگر از من در مورد مسأله اي که اطلاع ندارم سؤال کنند ميگم نميدونم و نظری در اون زمينه نميدم،امّا اگر شروع به صحبت کنم به خاطر عنوانی که دارم حتماً حرف های منو قبول ميکنن و اون اطلاعات ميتونه خطرناک باشه دقيقاً،چند وقت پيش يک خانم دکتری در تلويزيون ميگفت در يک روستا يک خر شخصی رو گاز گرفته- ما در حدود پانزده کتاب مطالعه کرديم که ببينيم اين خر چه بيماری ميتونه منتقل کنه که بعد بتونيم درمان کنيم!؟پس بايد اطلاعات پزشکان هم کافی باشه و با دامپزشکان همکاری داشته باشند که هر آنچه پيش ميآد نگن علّتش حيوانات خانگی هست در يک جمع بندی کلّی به نظر شما به عنوان کسی که دامپزشکه و از حيوان خانگی هم نگه داری- ميکنه و فعال حقوق حيوانات هست نگهداری حيوانات خانگی به سود هست يا به ضرر؟ وقتی اين تعريف سگانه از من ميشه بايد بگم حتماً حيوان خانگی نگهداريد اما من اين رو نميگم چون اين برميگرده به تعريفی که افراد از حيوانات خانگی دارند،و شرايطشون ،از لحاظ وقتی و تا حدودی هم از لحاظ مالی و اينکه حتماً بايد علاقه داشته باشند،در اين صورت نگهداری حيوانات خانگی ميتونه از نظر روحی و عاطفی خيلی هم به انسان کمک کنه چون شما وقتی با يک حيوان بتونيد رابطه برقرار کنيد و بهش علاقه داشته باشيد راحت تر با انسان ها تعامل خواهيد داشت و ميتونيد به انسان ها هم علاقه مند بشيد برعکسشم هست،کسی که حيوان آزاری داره ميتونه به انسان ها هم آسيب برسونه،مثال بارزش قاتل زنجيره اي "بيجه" بود که وقتی بچه بوده سگ ها رو دار ميزده و گربه ها رو ميکشته بحث ديگری که بيخوام مطرح کنم اينه که برعکس تصوّر افراد که فکر ميکنن حيوان باعث بيماری ميشه،خود من هر موقع که دستم زخم ميشه ميدم سگم ليس بزنه چون در بزاقش آنزيمی هست که باعث ميشه زخم زودتر ترميم بشه،گربه هم به همين شکل هست در سال دوهزارو چهار در دانشگاه ماساچوست يک سری از دانشجويان رو تست کردند و ديدند سطح ايمنی بدن کسانی که در نوجوانی و کودکی حيوان خانگی داشتن خيلی بالا تر از افرادی هست که با حيوانات خانگی سرو کار نداشتن، يعنی حضور حيوانات نه تنها باعث بيماری نشده بلکه باعث بالا رفتن ايمنی بدنشون هم شده- سؤال ديگر من در مورد هزينه درمانی حيوانات هست با توجّه به اين که فرمودين هر سه ماه يک بار بايد به کلينيک های دامپزشکی مراجعه کنند در گرون ترين حالت و بهترين کلينيک و در شرايطی که سگ به خاطر وزن بالا داروی بيشتری نياز داشته باشه ميشه ماهی پنج هزار تومان يعنی هر سه ماه پانزده هزار تومان هزينه غذای سگ چطور؟- خوشبختانه يا متأسّفانه در کشور ما فرهنگ استفاده غذای مخصوص برای حيوانات جا نيفتاده و خيلی هامون معتقديم که بايد از ته مانده غذای خودمون به حيوانات بديم،اين دسته افراد در حدود هشتاد درصد دارندگان حيوانات خانگی هستند که عملاً برای تغذيه حيوانات اصلاً هزينه اي نميکنن،حالا اگر سگی وزن متوسط داشته باشه مثلاً ده کيلو باشه روزانه بايد سيصد گرام غذا بخوره،که اگر غذای مخصوص خودش باشه در گرونترين حالت ميشه روزی هزارو پانصد تومان يعنی ماهی چهل و پنج هزار تومان،امّا در حالت عادّی شايد به ده هزار تومان هم نرسه هزينه واکسن سالانه شون به چه شکل هست؟- اونم در بهترين شرايط سالی بيست و پنج هزار تومان پس عملاً در بهترين شکل هزينه حيوان خانگی ماهانه بين بيست تا بيست و پنج هزار تومان ميشه- در حقيقت هزينه اي نداره اصلاً اين که فکر ميکنن اگر کسی سگ داره حتماً ماشينش عاليه و... خيلی اشتباهه،شما حساب کنيد در طول ماه چقدر برای خودتون خرج ميکنين چقدر مهمونی ميدين يا چقدر پول قبض موبايلتون ميشه در مقابل اين خرج ها اصلاً چنين مبلغی به چشم نميآد در واقع نگهداری حيوان خانگی خرجی نداره تازه خيلی وقت ها افراد سه ماه يک بار هم حيوان رو نميبرن پيش دامپزشک،ممکنه بشه شش ماه يک بار... ما بالا ترين حالت ممکن ر در نظر گرفتيم که تازه بازم مبلغ ناچيزی شد پس به اين نتيجه ميرسيم که اگر اطلاعات خوب و کافی در زمينه نگهداری حيوانات خانگی داشته- باشيم اگر سودی برامون نداشته باشند حد اقل ضرری هم برامون ندارند و بيمارمون هم نميکنن جامعه رو هم به خطر نميندازن،پس ميشه در اين زمينه منصف تر بود نميگيم حتماً حيون خانگی داشته باشم ولی لااقل حيوانات رو آزار ندن يا اگر کسی حيوان خانگی داره به چشم يک آدم غير عادّی بهش نگاه نکنن دقيقاً،در جامعه ما نا هنجاری های زيادی وجود داره که ديگه به هنجار تبديل شداند،کارهای نا به هنجاری که مثلاً پانزده سال پيش انجام ميشده و باعث شده نسل جوان اين دوره به مشکل بر بخورند،و اون کارها الان به شکل هنجار در اومده نگهداری يک حيوان از جانب يک شخص نه تنها خطری برای کسی نداره بلکه مفيد هم هست خيلی خوشحال شدم که در اين بحث شرکت کردم،اميدوارم همه هرچه سريع تر نتايج اين زحمات رو ببينيم يک دنيا ممنون-
__________________
آزار انها ظالمانه است بشکنیم امروز این قفس رنج و عذاب رو |
||||||||||||||||||||
|
|
|
||||||||||||||||||||
|
|
#8 | ||||||||||||||||||||
|
تالار دوستداران خزندگان, حیات وحش ایران
![]() تاریخ عضویت: Jun 2008
محل سکونت: رشت
ارسال ها
: 2,304
تشکر: 8,545
5,133 بار در 1,184 پست از ایشان تشکر شده است
حالت من:
|
بسیار بسیار عالی بود ...
ادمین دستت درد نکنه ![]() |
||||||||||||||||||||
|
|
|
||||||||||||||||||||
| 5 کاربر برای این پست سودمند از نیما عزیز تشکر کرده اند: |
|
|
#9 | ||||||||||||||||||||
|
(مدیر بازنشسته)
کاربر فعال تاریخ عضویت: May 2008
محل سکونت: اصفهان
ارسال ها
: 1,018
تشکر: 5,342
4,590 بار در 1,044 پست از ایشان تشکر شده است
|
اميدوارم اين جور مطالب بيشتر بين مردم جا باز بكنه و اكثريت به اين جور مسائل واقف بشن
__________________
بهترین راه برای نشان دادن احترام و علاقه به حیوانات این است که از خوردنشان دست برداریم. [مشاهده لینک ها فقط برای اعضا امکان پذیر است لطفا ثبت نام کنید] چرا یکی را دوست بداریم,از او حمایت کنیم و دیگری را بخوریم؟ حیواناتی که از گوشتشان تغذیه میکنیم فرق چندانی با حیوانات خانگی ما ندارند. تنها نیاز است که ما درک کنیم که اگر حقوق حیوانات برای ما معنی دارد، نباید از کشتن آنها حمایت کنیم. |
||||||||||||||||||||
|
|
|
||||||||||||||||||||
| 5 کاربر برای این پست سودمند از soniha_pe عزیز تشکر کرده اند: |
|
|
#10 | ||||||||||||||||||||
|
مدير بازنشسته
کاربر فعال تاریخ عضویت: Jun 2008
محل سکونت: tehran/rasht
ارسال ها
: 642
تشکر: 1,927
1,569 بار در 517 پست از ایشان تشکر شده است
|
دارم پرینت می گیرم که هم خودم بخونم هم بدم خانواده بخونن:دی
__________________
لطفا به قوانین تالار احترام بگزارید |
||||||||||||||||||||
|
|
|
||||||||||||||||||||
![]() |
| علاقه مندی ها (Bookmarks) |
| برچسب ها |
| مصاحبه, هومن, با, جراح, دکتر, دامپزشک |
| ابزارهای موضوع | جستجو در موضوع |
| نحوه نمایش | |
|
|
موضوعات مشابه
|
||||
| موضوع | نویسنده موضوع | انجمن | پاسخ ها | آخرين نوشته |
| توصیه درارتباط با آلرژیهای متداول درسگها | S.Ahadzadeh | دوستدارن حيوانات | 5 | 6th January 2010 01:12 PM |
| فکرتان را تغییر دهید تا همه چیز تغییر کند | soniha_pe | گفتگوی آزاد | 21 | 8th May 2009 10:05 AM |
| هشت درس مهم برای سگ | payam007_666@yahoo.com | تالار دوستداران سگها | 6 | 17th April 2009 11:23 AM |
| آلرژی در سگ ها | پرشین پت نیوز | ارشیو مشاوره بیماری های سگ | 3 | 1st December 2008 08:12 PM |
| مصاحبه با دکتر شهرام جلیل زاده | Admin | آرشـیــو | 0 | 13th March 2008 04:26 AM |