به تالارهای گفتگوی پرشین پت خوش آمديد . جهت استفاده از تمامي امكانات لطفا ابتدا عضو شوید . برای عضویت اینجا را کلیک کنید !

 

بازگشت   تالار گفتگوی پرشین پت » تالارهای عمومی » معرفی حیوانات خانگی خود



معرفی حیوانات خانگی خود در این تالار می توانید حیوان یا حیوانات خانگی خود را معرفی نمایید مدیر تالار : sahar

پاسخ
قدیمی 9th September 2008, 11:44 PM   #1
mohammad_mstr

کاربر تازه آشنا

کاربر تازه آشنا

 
mohammad_mstr آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Sep 2008
محل سکونت: tehran
ارسال ها : 15
تشکر: 2
25 بار در 8 پست از ایشان تشکر شده است
حالت من:
امتیاز: 1,071, سطح: 18
امتیاز: 1,071, سطح: 18 امتیاز: 1,071, سطح: 18 امتیاز: 1,071, سطح: 18
صعود به سطح بالا: 19%, 29 امتیاز مورد نیاز
صعود به سطح بالا: 19% صعود به سطح بالا: 19% صعود به سطح بالا: 19%
فعالیت: 0%
فعالیت: 0% فعالیت: 0% فعالیت: 0%
Post خاطره ی من و سگم

سلام این عکس سگه منه ماله یک ساله پیشه خیلی شیطونو شلوغه من وقتی اون 2 ماهش بود خریدمش بعد از یک ماه همین موقع ها بود اول یا دوم ماه رمضان کلی مهمون برای افطار دعوت کردیم کاش نمی کردیم همه سگه من و دیدن اون روز برده بودمش توی ایوان خونمون که خیلیم بزرگه عمه و مادر بزرگم شروع کردن به مسخره کردن و چرت و پت گفتن در مورد سگم که نجست و از این حرفا ... حسابی حاله مامان و بابامو گرفتن تا اون موقع هیچ موشکلی با اون نداشتن ولی از اون روز منو دیوونه کردن که این سگ و ردش کن منم گوشم بده کار نبود که یه روز بردمش تو ماشین که باهم بریم یه چرخی بزنیم هنوز ماشین تو پارکینگ بود سگمو گزاشتم تو ماشین برم دره پار کینگ و باز کنم اونم که بازیگوش تو ماشین نمیدونم چیکار کرد که وقتی رفتم تو ماشین دیدم پلک پایین شمش راست پاره شده و خون میاد منم ترسیدم اونم صداش در نمیومد سریع بردمش بیمارستان حیوانات فرمانیه گفتن باید جراحی بشه بعدشم بخیه من پولی نداشتم دلم براش می سوخت هزینه ی جراحی با تخفیف ویژه که کلی با دکترش رفیق شدم شد 60 هزار تومان گفتم پولشو از بابام می گیرم اونا جراحی انجام دادن منم رفتم از بابام پول بگیرم بابام می گفت نمی دم اصلاً تو هم حق نداری دیگه بری اون سگو از اونجا بیاری من خیلی عصبانی شدم کلی پرخاش کردم به زور و کلی حرف 50 تومنشو از بابام گرفتم اونم یه شرط گزاشت که باید ردش کنی بره باقیشم خودم گزاشتم روش بعد از کلی مکافت سگ و آوردم خونه گفتم تا خوب نشه هیچ کاری نمی کنم بعد 25 روز و کلی دوا درمون یکی پیدا شد گفت سگتو می خوام هنوزم کامل خوب نشده بود خوانوادمم فهمیدن و پیله کردن که بده بره منم سگمو مجانی با تمام لوازمش دادم به طرف و ازش قل گرفتم که از اون مثل جونش نگهداری کنه اونم بعد از تحویل سگ بر خلاف حرفی که زد دیگه سگمو نیاورد ببینمش خودشم ندیدم در هر صورت حالم کلی گرفته شد الانم افسردگی گرفتم جالب این جا بود که سگ بی وفای من آخرین روز تویه پارکی که قرار گزاشتیم یه گاز محکم از دستم گرفت که جای چهارتا دندونش رو دستم موند منم کلی دعواش کردم بعدشم شروع کرد به پاچمو گرفتم من فکر کردم دلش می خواد بازی کنه منم برای آخرین بار باهاش بازی می کنم شروع کردم آروم به دویدن نگاهم به سگ بود که یه شاخه ی درخت که به زمین نزدیک بود خورد تو پیشونیم و یه رخم بزرگ رو پیشونیم کاشت شانس آوردم تند ندویدم بعد از زخم و زیلی شدن من صاحب جدیدش اومدو اونو از من جدا کرد .

[مشاهده لینک ها فقط برای اعضا امکان پذیر است لطفا ثبت نام کنید]
mohammad_mstr ?????? ???   پاسخ با نقل قول
5 کاربر برای این پست سودمند از mohammad_mstr عزیز تشکر کرده اند:

تبلیغات ...
قدیمی 10th September 2008, 03:40 PM   #2
mohammad_mstr

کاربر تازه آشنا

کاربر تازه آشنا

 
mohammad_mstr آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Sep 2008
محل سکونت: tehran
ارسال ها : 15
تشکر: 2
25 بار در 8 پست از ایشان تشکر شده است
حالت من:
امتیاز: 1,071, سطح: 18
امتیاز: 1,071, سطح: 18 امتیاز: 1,071, سطح: 18 امتیاز: 1,071, سطح: 18
صعود به سطح بالا: 19%, 29 امتیاز مورد نیاز
صعود به سطح بالا: 19% صعود به سطح بالا: 19% صعود به سطح بالا: 19%
فعالیت: 0%
فعالیت: 0% فعالیت: 0% فعالیت: 0%
پیش فرض سگ

سگ
mohammad_mstr ?????? ???   پاسخ با نقل قول
قدیمی 10th September 2008, 03:50 PM   #3
jassmin
مدیر ناظر
 
jassmin آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Jan 2008
محل سکونت: Toronto
ارسال ها : 2,936
تشکر: 7,744
5,358 بار در 1,300 پست از ایشان تشکر شده است
حالت من:
امتیاز: 15,926, سطح: 87
امتیاز: 15,926, سطح: 87 امتیاز: 15,926, سطح: 87 امتیاز: 15,926, سطح: 87
صعود به سطح بالا: 88%, 324 امتیاز مورد نیاز
صعود به سطح بالا: 88% صعود به سطح بالا: 88% صعود به سطح بالا: 88%
فعالیت: 6%
فعالیت: 6% فعالیت: 6% فعالیت: 6%
پیش فرض

آخی ، چه هاپوی خوشگلی! بنظر من شما تا زمانی که زندگی مستقلی را شروع نکردیددیگر سگ نخرید چون خودتان از همه بیشتر اذیت می شوید. در آن موقعیت هم بهترین کار را کردید. منم بودم سگمو مجانی می دادم به شرطی که خیالم از صاحب جدیدش راحت باشد.
jassmin ?????? ???   پاسخ با نقل قول
4 کاربر برای این پست سودمند از jassmin عزیز تشکر کرده اند:
قدیمی 10th September 2008, 05:43 PM   #4
mahsan66
مدير بازنشسته

کاربر فعال

کاربر فعال

 
mahsan66 آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Nov 2007
محل سکونت: semnan
ارسال ها : 686
تشکر: 3,300
1,721 بار در 541 پست از ایشان تشکر شده است
حالت من:
امتیاز: 6,677, سطح: 56
امتیاز: 6,677, سطح: 56 امتیاز: 6,677, سطح: 56 امتیاز: 6,677, سطح: 56
صعود به سطح بالا: 57%, 73 امتیاز مورد نیاز
صعود به سطح بالا: 57% صعود به سطح بالا: 57% صعود به سطح بالا: 57%
فعالیت: 0%
فعالیت: 0% فعالیت: 0% فعالیت: 0%
پیش فرض

خیلی غم انگیز بود..آخی
__________________
ای عشق مدد کن که به سامان برسیم...
mahsan66 ?????? ???   پاسخ با نقل قول
2 کاربر برای این پست سودمند از mahsan66 عزیز تشکر کرده اند:
قدیمی 1st November 2009, 04:32 PM   #5
shanti

کاربر تازه آشنا

کاربر تازه آشنا

 
shanti آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Oct 2009
محل سکونت: شمال
ارسال ها : 89
تشکر: 25
154 بار در 50 پست از ایشان تشکر شده است
حالت من:
امتیاز: 923, سطح: 17
امتیاز: 923, سطح: 17 امتیاز: 923, سطح: 17 امتیاز: 923, سطح: 17
صعود به سطح بالا: 18%, 77 امتیاز مورد نیاز
صعود به سطح بالا: 18% صعود به سطح بالا: 18% صعود به سطح بالا: 18%
فعالیت: 1%
فعالیت: 1% فعالیت: 1% فعالیت: 1%
پیش فرض

اخی بعضی وقتا ادما درباره ی مساعلی که مربوط به خودشون نمیشه دخالت میکنن متاسفم منم خیلی سگ دوست دارم و قراره از تابستون بگیرم خیلی ها بهم میگن نجسه ولی برایمن حرفشون اهمیتی نداره تو که میگی نجسه اول خودت برو ببین پاکی بعدبیا این حرفا رو بزن نزار کسی درباره ی سگت تصمیمی بگیره دوسش داشته باش و ازش مراقبت کن
shanti ?????? ???   پاسخ با نقل قول
2 کاربر برای این پست سودمند از shanti عزیز تشکر کرده اند:
قدیمی 1st November 2009, 04:33 PM   #6
shanti

کاربر تازه آشنا

کاربر تازه آشنا

 
shanti آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Oct 2009
محل سکونت: شمال
ارسال ها : 89
تشکر: 25
154 بار در 50 پست از ایشان تشکر شده است
حالت من:
امتیاز: 923, سطح: 17
امتیاز: 923, سطح: 17 امتیاز: 923, سطح: 17 امتیاز: 923, سطح: 17
صعود به سطح بالا: 18%, 77 امتیاز مورد نیاز
صعود به سطح بالا: 18% صعود به سطح بالا: 18% صعود به سطح بالا: 18%
فعالیت: 1%
فعالیت: 1% فعالیت: 1% فعالیت: 1%
پیش فرض

نقل قول:
نوشته اصلی توسط shanti نمایش پست ها
اخی بعضی وقتا ادما درباره ی مساعلی که مربوط به خودشون نمیشه دخالت میکنن متاسفم منم خیلی سگ دوست دارم و قراره از تابستون بگیرم خیلی ها بهم میگن نجسه ولی برایمن حرفشون اهمیتی نداره تو که میگی نجسه اول خودت برو ببین پاکی بعدبیا این حرفا رو بزن نزار کسی درباره ی سگت تصمیمی بگیره دوسش داشته باش و ازش مراقبت کن
مسائلی
shanti ?????? ???   پاسخ با نقل قول
2 کاربر برای این پست سودمند از shanti عزیز تشکر کرده اند:
قدیمی 1st November 2009, 05:29 PM   #7
melika

کاربر فعال

کاربر فعال

 
melika آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Oct 2008
محل سکونت: تهران- شریعتی
ارسال ها : 500
تشکر: 109
910 بار در 287 پست از ایشان تشکر شده است
حالت من:
امتیاز: 4,912, سطح: 47
امتیاز: 4,912, سطح: 47 امتیاز: 4,912, سطح: 47 امتیاز: 4,912, سطح: 47
صعود به سطح بالا: 48%, 38 امتیاز مورد نیاز
صعود به سطح بالا: 48% صعود به سطح بالا: 48% صعود به سطح بالا: 48%
فعالیت: 6%
فعالیت: 6% فعالیت: 6% فعالیت: 6%
پیش فرض

من هم حدود پنج ماه پیش یه گربه داشتم خیلی برام عزیز بود خانواده من هم با اون مخالف بودند همیشه بهم غر میزدن که ردش کنم من هم چند باری گذاشتمش تو همین سایت که واگذارش کنم اتفاقا چند نفری هم میخواستند حتی قرار بود یه نفر بیاد ببرتش شب اما همین که میدیدم ویکی معصومانه خوابیده وقراره امشب ازم جداش کنن بغض گلوم و فشار میداد و از واگذار کردنش منصرف شدم تا اینکه این زن داداشم یه روز که خونه نبودم داداشم و مجبور میکنه که ویکی رو ببره یه جای دور رها کنه تا دیگه برنگرده داداشم هم میبرتش غرب تهران همونطور که خودش میگه تو محوطه فرودگاه مهرآباد رهاش میکنه چون میگه مثل اینکه گربه های اونجا از نظر غذا مشکلی ندارند چون پس مانده های غذای رستوران رو میریزن براشون . البته من خیلی دیر فهمیدم کجا بردنش اوائل که به من الکی میگفتند خودش رفته تا اینکه بعدا اعتراف کردن به کارشون .من خیلی خاطره با ویکی دارم همیشه تصویرش تو ذهنمه و میخوام هرروزی شده برم و پیداش کنم و فقط یه بار دیگه بگیرم تو بغلم و بوسش کنم الان که چند ماهی میشه ازدواج کردم شوهرم هم از اوناست که اصلا نمیشه جلوش حرف گربه رو زد نمیذاره گربه نگه دارم اعصابم خیلی خورد میشه الان که فکر میکنم میبینم ویکی رو ازشوهرم خیلی بیشتر دوست دارم خاطره ویکی برام خیلی عزیز تر از اونه
melika ?????? ???   پاسخ با نقل قول
4 کاربر برای این پست سودمند از melika عزیز تشکر کرده اند:
قدیمی 1st November 2009, 05:55 PM   #8
owtana
مدیر تالار
 
owtana آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Oct 2009
محل سکونت: تهران ، شهران
ارسال ها : 9,313
تشکر: 7,521
8,122 بار در 1,738 پست از ایشان تشکر شده است
حالت من:
امتیاز: 25,704, سطح: 100
امتیاز: 25,704, سطح: 100 امتیاز: 25,704, سطح: 100 امتیاز: 25,704, سطح: 100
صعود به سطح بالا: 2%, 0 امتیاز مورد نیاز
صعود به سطح بالا: 2% صعود به سطح بالا: 2% صعود به سطح بالا: 2%
فعالیت: 100%
فعالیت: 100% فعالیت: 100% فعالیت: 100%
پیش فرض

نقل قول:
نوشته اصلی توسط melika نمایش پست ها
من هم حدود پنج ماه پیش یه گربه داشتم خیلی برام عزیز بود خانواده من هم با اون مخالف بودند همیشه بهم غر میزدن که ردش کنم من هم چند باری گذاشتمش تو همین سایت که واگذارش کنم اتفاقا چند نفری هم میخواستند حتی قرار بود یه نفر بیاد ببرتش شب اما همین که میدیدم ویکی معصومانه خوابیده وقراره امشب ازم جداش کنن بغض گلوم و فشار میداد و از واگذار کردنش منصرف شدم تا اینکه این زن داداشم یه روز که خونه نبودم داداشم و مجبور میکنه که ویکی رو ببره یه جای دور رها کنه تا دیگه برنگرده داداشم هم میبرتش غرب تهران همونطور که خودش میگه تو محوطه فرودگاه مهرآباد رهاش میکنه چون میگه مثل اینکه گربه های اونجا از نظر غذا مشکلی ندارند چون پس مانده های غذای رستوران رو میریزن براشون . البته من خیلی دیر فهمیدم کجا بردنش اوائل که به من الکی میگفتند خودش رفته تا اینکه بعدا اعتراف کردن به کارشون .من خیلی خاطره با ویکی دارم همیشه تصویرش تو ذهنمه و میخوام هرروزی شده برم و پیداش کنم و فقط یه بار دیگه بگیرم تو بغلم و بوسش کنم الان که چند ماهی میشه ازدواج کردم شوهرم هم از اوناست که اصلا نمیشه جلوش حرف گربه رو زد نمیذاره گربه نگه دارم اعصابم خیلی خورد میشه الان که فکر میکنم میبینم ویکی رو ازشوهرم خیلی بیشتر دوست دارم خاطره ویکی برام خیلی عزیز تر از اونه

قبل از هر چیز منو ببخش که در مورد زندگی خصوصی شما نظر میدم
این کاری که شما کردید از چاله به چاه افتادنه ! از داستانی که تعریف کردی معلومه اطرافیان صادق و روراستی نداری و این دست شما و انتخاب شما نبود ولی انتخاب همسر که دست خودت بود چرا با کسی که با او از هر نظر راحت باشی ازدواج نکردی؟ فقط در جواب من نگو که آدم خوب پیدا نمیشه!!!
__________________


owtana ?????? ???   پاسخ با نقل قول
3 کاربر برای این پست سودمند از owtana عزیز تشکر کرده اند:
قدیمی 1st November 2009, 09:00 PM   #9
پریا
مدیریت اجرایی
 
پریا آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Jul 2008
محل سکونت: ایران - اراک
ارسال ها : 20,009
تشکر: 24,482
27,941 بار در 6,373 پست از ایشان تشکر شده است
حالت من:
امتیاز: 69,127, سطح: 100
امتیاز: 69,127, سطح: 100 امتیاز: 69,127, سطح: 100 امتیاز: 69,127, سطح: 100
صعود به سطح بالا: 2%, 0 امتیاز مورد نیاز
صعود به سطح بالا: 2% صعود به سطح بالا: 2% صعود به سطح بالا: 2%
فعالیت: 70%
فعالیت: 70% فعالیت: 70% فعالیت: 70%
پیش فرض

خیلی سخته که همراه و همدل آدم از این نظرها باهاش اختلاف سلیقه داشته باشه . من امیدوارم که همسر شما کم کم به عشق به حیوانات نزدیک بشه .
این رو هم باید بگم بعضی با نگهداری از حیوان مخالف هستن اما به معنی حیوان ستیزیشون می تونه نباشه .

و در آخر من فکر می کنم گاهی ما اونقدر به بعضی موجودات انس می گیریم که موقع از دست دادنشون و اون احساس خلا که برامون ایجاد میشه از همه عزیزانمون می گذریم و چشم بر خوبیهاشون می بندیم . این یک موضوع عادی و گذراست که اصلا نباید تقویتش کرد و باید باهاش مبارزه کرد .
به هر حال اون گربه رفته و باید امیدوار باشید که جای مناسب و غذای کافی برای خوردن داره و این مسئله رو اینقدر سخت نگیرید و با غذا دادن به گربه های محل و محبت به پرنده های بی غذا در این سرما نبودش رو جبران کنید. امیدوارم این احساس شما زودگذر باشه و زندگی زیبا و شیرینی داشته باشین
__________________
.
.
.

ماهی قرمز نخرید


سهم این قرمز زیبا ، تنگ شیشه ای نیست


.
.
.


اون حیوون کوچولو
می تونه نیمه گمشده ای از زندگی تو باشه ..

پریا ?????? ???   پاسخ با نقل قول
3 کاربر برای این پست سودمند از پریا عزیز تشکر کرده اند:
قدیمی 1st November 2009, 09:22 PM   #10
gembeli

کاربر فعال

کاربر فعال

 
gembeli آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Oct 2009
محل سکونت: esfahan
ارسال ها : 895
تشکر: 696
383 بار در 149 پست از ایشان تشکر شده است
حالت من:
امتیاز: 1,350, سطح: 21
امتیاز: 1,350, سطح: 21 امتیاز: 1,350, سطح: 21 امتیاز: 1,350, سطح: 21
صعود به سطح بالا: 22%, 50 امتیاز مورد نیاز
صعود به سطح بالا: 22% صعود به سطح بالا: 22% صعود به سطح بالا: 22%
فعالیت: 0%
فعالیت: 0% فعالیت: 0% فعالیت: 0%
پیش فرض

واقعا من متاسفم بعد از شنيدن اين حرفها واقعا ناراحت شدم نميدونم چي بگم فقط ميتونم بگم خدا صبر بده
gembeli ?????? ???   پاسخ با نقل قول
پاسخ

علاقه مندی ها (Bookmarks)

برچسب ها
من, و, ی, خاطره, سگم

ابزارهای موضوع جستجو در موضوع
جستجو در موضوع:

جستجوی پیشرفته
نحوه نمایش

مجوز های ارسال و ویرایش
شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید

BB code is فعال
شکلک ها فعال است
کد [IMG] فعال است
کد HTML غیر فعال است

انتخاب سریع یک انجمن

موضوعات مشابه
موضوع نویسنده موضوع انجمن پاسخ ها آخرين نوشته
من توله سگ تو هستم pana تربيت حيوانات 46 11th March 2010 06:49 PM
خواص سبزي جات و گياهان محمد101 تالار گیاهان و خواص دارویی گیاهان 14 16th August 2008 03:42 PM
اسم من ((نخود)) است ! محمد101 تالار گیاهان و خواص دارویی گیاهان 0 19th July 2008 08:09 PM
گفتگو با اجاره دهنده حيوانات به فيلم و سريالها پرشین پت نیوز آرشـیــو 0 9th June 2008 05:23 PM


اکنون ساعت 11:58 AM برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4.5 می باشد.
Powered by vBulletin® Version 3.8.2
Copyright ©2000 - 2010, Jelsoft Enterprises Ltd.
Forum SEO by Zoints



1 2 4 7 8 9 11 12 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25 26 27 28 29 30 31 34 35 36 37 38 39 40 41 42 43 44 45 46 47 48 49 50 51 52 53 54 55 56 57 58 59 60 61 62 63 64 65 66 67 72 73 74 75 77 78 84 85 86 87 88 89 90 91 94 95 96 97 98 99 101 102 103 104 105 106 107 108 109 110 111 115 116 117 118 119 120 121 122 123 124 126 128 129 130 131 132 133 134 135 136 137 138 139 142 144 145 146 147 148 149 150 151 152 153 154 155 157 158 159 161 162 163 164 167 168 169 170 171 172 174 175 176 177 178 179 181 182 183 184 185 186 187 188 190 191 192 193 194 195 196 197 198 199 200 201 202 203 204 205 206 207 210 212 213 214 216 217 218 219 220 221 222 224 225 226 227 228 229 230 231 232