![]() |
|
|||||||
| معرفی حیوانات خانگی خود |
![]() |
|
|
#1 | ||||||||||||||||||||
|
کاربر تازه آشنا تاریخ عضویت: Sep 2008
محل سکونت: tehran
ارسال ها
: 15
تشکر: 2
25 بار در 8 پست از ایشان تشکر شده است
حالت من:
|
سلام این عکس سگه منه ماله یک ساله پیشه خیلی شیطونو شلوغه من وقتی اون 2 ماهش بود خریدمش بعد از یک ماه همین موقع ها بود اول یا دوم ماه رمضان کلی مهمون برای افطار دعوت کردیم کاش نمی کردیم همه سگه من و دیدن اون روز برده بودمش توی ایوان خونمون که خیلیم بزرگه عمه و مادر بزرگم شروع کردن به مسخره کردن و چرت و پت گفتن در مورد سگم که نجست و از این حرفا ... حسابی حاله مامان و بابامو گرفتن تا اون موقع هیچ موشکلی با اون نداشتن ولی از اون روز منو دیوونه کردن که این سگ و ردش کن منم گوشم بده کار نبود که یه روز بردمش تو ماشین که باهم بریم یه چرخی بزنیم هنوز ماشین تو پارکینگ بود سگمو گزاشتم تو ماشین برم دره پار کینگ و باز کنم اونم که بازیگوش تو ماشین نمیدونم چیکار کرد که وقتی رفتم تو ماشین دیدم پلک پایین شمش راست پاره شده و خون میاد منم ترسیدم اونم صداش در نمیومد سریع بردمش بیمارستان حیوانات فرمانیه گفتن باید جراحی بشه بعدشم بخیه من پولی نداشتم دلم براش می سوخت هزینه ی جراحی با تخفیف ویژه که کلی با دکترش رفیق شدم شد 60 هزار تومان گفتم پولشو از بابام می گیرم اونا جراحی انجام دادن منم رفتم از بابام پول بگیرم بابام می گفت نمی دم اصلاً تو هم حق نداری دیگه بری اون سگو از اونجا بیاری من خیلی عصبانی شدم کلی پرخاش کردم به زور و کلی حرف 50 تومنشو از بابام گرفتم اونم یه شرط گزاشت که باید ردش کنی بره باقیشم خودم گزاشتم روش بعد از کلی مکافت سگ و آوردم خونه گفتم تا خوب نشه هیچ کاری نمی کنم بعد 25 روز و کلی دوا درمون یکی پیدا شد گفت سگتو می خوام هنوزم کامل خوب نشده بود خوانوادمم فهمیدن و پیله کردن که بده بره منم سگمو مجانی با تمام لوازمش دادم به طرف و ازش قل گرفتم که از اون مثل جونش نگهداری کنه اونم بعد از تحویل سگ بر خلاف حرفی که زد دیگه سگمو نیاورد ببینمش خودشم ندیدم در هر صورت حالم کلی گرفته شد الانم افسردگی گرفتم جالب این جا بود که سگ بی وفای من آخرین روز تویه پارکی که قرار گزاشتیم یه گاز محکم از دستم گرفت که جای چهارتا دندونش رو دستم موند منم کلی دعواش کردم بعدشم شروع کرد به پاچمو گرفتم من فکر کردم دلش می خواد بازی کنه منم برای آخرین بار باهاش بازی می کنم شروع کردم آروم به دویدن نگاهم به سگ بود که یه شاخه ی درخت که به زمین نزدیک بود خورد تو پیشونیم و یه رخم بزرگ رو پیشونیم کاشت شانس آوردم تند ندویدم بعد از زخم و زیلی شدن من صاحب جدیدش اومدو اونو از من جدا کرد . ![]() [مشاهده لینک ها فقط برای اعضا امکان پذیر است لطفا ثبت نام کنید] |
||||||||||||||||||||
|
|
|
||||||||||||||||||||
| تبلیغات ... | |
|
|
|
|
|
#2 | ||||||||||||||||||||
|
کاربر تازه آشنا تاریخ عضویت: Sep 2008
محل سکونت: tehran
ارسال ها
: 15
تشکر: 2
25 بار در 8 پست از ایشان تشکر شده است
حالت من:
|
سگ
|
||||||||||||||||||||
|
|
|
||||||||||||||||||||
|
|
#3 | ||||||||||||||||||||
|
مدیر ناظر
![]() تاریخ عضویت: Jan 2008
محل سکونت: Toronto
ارسال ها
: 2,936
تشکر: 7,744
5,358 بار در 1,300 پست از ایشان تشکر شده است
حالت من:
|
آخی ، چه هاپوی خوشگلی! بنظر من شما تا زمانی که زندگی مستقلی را شروع نکردیددیگر سگ نخرید چون خودتان از همه بیشتر اذیت می شوید. در آن موقعیت هم بهترین کار را کردید. منم بودم سگمو مجانی می دادم به شرطی که خیالم از صاحب جدیدش راحت باشد.
![]() |
||||||||||||||||||||
|
|
|
||||||||||||||||||||
| 4 کاربر برای این پست سودمند از jassmin عزیز تشکر کرده اند: |
|
|
#4 | ||||||||||||||||||||
|
مدير بازنشسته
کاربر فعال تاریخ عضویت: Nov 2007
محل سکونت: semnan
ارسال ها
: 686
تشکر: 3,300
1,721 بار در 541 پست از ایشان تشکر شده است
حالت من:
|
خیلی غم انگیز بود..آخی
![]() ![]()
__________________
ای عشق مدد کن که به سامان برسیم... |
||||||||||||||||||||
|
|
|
||||||||||||||||||||
| 2 کاربر برای این پست سودمند از mahsan66 عزیز تشکر کرده اند: |
|
|
#5 | ||||||||||||||||||||
|
کاربر تازه آشنا تاریخ عضویت: Oct 2009
محل سکونت: شمال
ارسال ها
: 89
تشکر: 25
154 بار در 50 پست از ایشان تشکر شده است
حالت من:
|
اخی بعضی وقتا ادما درباره ی مساعلی که مربوط به خودشون نمیشه دخالت میکنن متاسفم منم خیلی سگ دوست دارم و قراره از تابستون بگیرم خیلی ها بهم میگن نجسه ولی برایمن حرفشون اهمیتی نداره تو که میگی نجسه اول خودت برو ببین پاکی بعدبیا این حرفا رو بزن نزار کسی درباره ی سگت تصمیمی بگیره دوسش داشته باش و ازش مراقبت کن
|
||||||||||||||||||||
|
|
|
||||||||||||||||||||
|
|
#6 | |||||||||||||||||||||
|
کاربر تازه آشنا تاریخ عضویت: Oct 2009
محل سکونت: شمال
ارسال ها
: 89
تشکر: 25
154 بار در 50 پست از ایشان تشکر شده است
حالت من:
|
نقل قول:
|
|||||||||||||||||||||
|
|
|
|||||||||||||||||||||
|
|
#7 | ||||||||||||||||||||
|
کاربر فعال تاریخ عضویت: Oct 2008
محل سکونت: تهران- شریعتی
ارسال ها
: 500
تشکر: 109
910 بار در 287 پست از ایشان تشکر شده است
حالت من:
|
من هم حدود پنج ماه پیش یه گربه داشتم خیلی برام عزیز بود خانواده من هم با اون مخالف بودند همیشه بهم غر میزدن که ردش کنم من هم چند باری گذاشتمش تو همین سایت که واگذارش کنم اتفاقا چند نفری هم میخواستند حتی قرار بود یه نفر بیاد ببرتش شب اما همین که میدیدم ویکی معصومانه خوابیده وقراره امشب ازم جداش کنن بغض گلوم و فشار میداد و از واگذار کردنش منصرف شدم تا اینکه این زن داداشم یه روز که خونه نبودم داداشم و مجبور میکنه که ویکی رو ببره یه جای دور رها کنه تا دیگه برنگرده داداشم هم میبرتش غرب تهران همونطور که خودش میگه تو محوطه فرودگاه مهرآباد رهاش میکنه چون میگه مثل اینکه گربه های اونجا از نظر غذا مشکلی ندارند چون پس مانده های غذای رستوران رو میریزن براشون . البته من خیلی دیر فهمیدم کجا بردنش اوائل که به من الکی میگفتند خودش رفته تا اینکه بعدا اعتراف کردن به کارشون .من خیلی خاطره با ویکی دارم همیشه تصویرش تو ذهنمه و میخوام هرروزی شده برم و پیداش کنم و فقط یه بار دیگه بگیرم تو بغلم و بوسش کنم الان که چند ماهی میشه ازدواج کردم شوهرم هم از اوناست که اصلا نمیشه جلوش حرف گربه رو زد نمیذاره گربه نگه دارم اعصابم خیلی خورد میشه الان که فکر میکنم میبینم ویکی رو ازشوهرم خیلی بیشتر دوست دارم خاطره ویکی برام خیلی عزیز تر از اونه
|
||||||||||||||||||||
|
|
|
||||||||||||||||||||
|
|
#8 | |||||||||||||||||||||
|
مدیر تالار
![]() تاریخ عضویت: Oct 2009
محل سکونت: تهران ، شهران
ارسال ها
: 9,313
تشکر: 7,521
8,122 بار در 1,738 پست از ایشان تشکر شده است
حالت من:
|
نقل قول:
قبل از هر چیز منو ببخش که در مورد زندگی خصوصی شما نظر میدم این کاری که شما کردید از چاله به چاه افتادنه ! از داستانی که تعریف کردی معلومه اطرافیان صادق و روراستی نداری و این دست شما و انتخاب شما نبود ولی انتخاب همسر که دست خودت بود چرا با کسی که با او از هر نظر راحت باشی ازدواج نکردی؟ فقط در جواب من نگو که آدم خوب پیدا نمیشه!!!
__________________
![]() |
|||||||||||||||||||||
|
|
|
|||||||||||||||||||||
|
|
#9 | ||||||||||||||||||||
|
مدیریت اجرایی
![]() تاریخ عضویت: Jul 2008
محل سکونت: ایران - اراک
ارسال ها
: 20,009
تشکر: 24,482
27,941 بار در 6,373 پست از ایشان تشکر شده است
حالت من:
|
خیلی سخته که همراه و همدل آدم از این نظرها باهاش اختلاف سلیقه داشته باشه . من امیدوارم که همسر شما کم کم به عشق به حیوانات نزدیک بشه .
این رو هم باید بگم بعضی با نگهداری از حیوان مخالف هستن اما به معنی حیوان ستیزیشون می تونه نباشه . و در آخر من فکر می کنم گاهی ما اونقدر به بعضی موجودات انس می گیریم که موقع از دست دادنشون و اون احساس خلا که برامون ایجاد میشه از همه عزیزانمون می گذریم و چشم بر خوبیهاشون می بندیم . این یک موضوع عادی و گذراست که اصلا نباید تقویتش کرد و باید باهاش مبارزه کرد . به هر حال اون گربه رفته و باید امیدوار باشید که جای مناسب و غذای کافی برای خوردن داره و این مسئله رو اینقدر سخت نگیرید و با غذا دادن به گربه های محل و محبت به پرنده های بی غذا در این سرما نبودش رو جبران کنید. امیدوارم این احساس شما زودگذر باشه و زندگی زیبا و شیرینی داشته باشین
__________________
.
. . ماهی قرمز نخرید سهم این قرمز زیبا ، تنگ شیشه ای نیست ![]() . . . ![]() اون حیوون کوچولو می تونه نیمه گمشده ای از زندگی تو باشه .. |
||||||||||||||||||||
|
|
|
||||||||||||||||||||
|
|
#10 | ||||||||||||||||||||
|
کاربر فعال تاریخ عضویت: Oct 2009
محل سکونت: esfahan
ارسال ها
: 895
تشکر: 696
383 بار در 149 پست از ایشان تشکر شده است
حالت من:
|
واقعا من متاسفم بعد از شنيدن اين حرفها واقعا ناراحت شدم نميدونم چي بگم فقط ميتونم بگم خدا صبر بده |
||||||||||||||||||||
|
|
|
||||||||||||||||||||
![]() |
| علاقه مندی ها (Bookmarks) |
| برچسب ها |
| من, و, ی, خاطره, سگم |
| ابزارهای موضوع | جستجو در موضوع |
| نحوه نمایش | |
|
|
موضوعات مشابه
|
||||
| موضوع | نویسنده موضوع | انجمن | پاسخ ها | آخرين نوشته |
| من توله سگ تو هستم | pana | تربيت حيوانات | 46 | 11th March 2010 06:49 PM |
| خواص سبزي جات و گياهان | محمد101 | تالار گیاهان و خواص دارویی گیاهان | 14 | 16th August 2008 03:42 PM |
| اسم من ((نخود)) است ! | محمد101 | تالار گیاهان و خواص دارویی گیاهان | 0 | 19th July 2008 08:09 PM |
| گفتگو با اجاره دهنده حيوانات به فيلم و سريالها | پرشین پت نیوز | آرشـیــو | 0 | 9th June 2008 05:23 PM |