به تالارهای گفتگوی پرشین پت خوش آمديد . جهت استفاده از تمامي امكانات لطفا ابتدا عضو شوید . برای عضویت اینجا را کلیک کنید !

 

بازگشت   تالار گفتگوی پرشین پت » تالارهای دوستداران حیوانات » تالار دوستداران سگها



تالار دوستداران سگها این بخش به مباحث مربوط به سگها و دیگر موارد مربوطه می پردازد مدیرارشد تالار: Houshmand

پاسخ
قدیمی 28th August 2008, 01:45 PM   #1
M.M

کاربر فعال

کاربر فعال

 
M.M آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Jul 2008
محل سکونت: تهران
ارسال ها : 995
تشکر: 4,653
2,346 بار در 871 پست از ایشان تشکر شده است
حالت من:
امتیاز: 8,056, سطح: 62
امتیاز: 8,056, سطح: 62 امتیاز: 8,056, سطح: 62 امتیاز: 8,056, سطح: 62
صعود به سطح بالا: 63%, 94 امتیاز مورد نیاز
صعود به سطح بالا: 63% صعود به سطح بالا: 63% صعود به سطح بالا: 63%
فعالیت: 0%
فعالیت: 0% فعالیت: 0% فعالیت: 0%
پیش فرض خاطره ي وحشتناك!

من ميخوام يه خاطره اي رو براتون تعريف كنم:
توي اصفهان من رفته بودم به باغ يكي از اقوام. من و برادرم و پسر عمو هام داشتيم با راكت بدمينتون تنيس بازي ميكرديم!!! توپ رفت و دور شد! من رفتم دنبال توپ تا توپ رو برداشتم حدود 40- 50 تا سگ ولگرد افتادن دنبالم! من تا زور داشتم دويدم و وقتي رسيدم به پسر عموم پسر عموم گفت واق! و سگ ها ترسيدن و در رفتن!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
شما هم اگه خاطره اي دارين بنويسين!!!
M.M ?????? ???   پاسخ با نقل قول
10 کاربر برای این پست سودمند از M.M عزیز تشکر کرده اند:

تبلیغات ...
قدیمی 28th August 2008, 01:50 PM   #2
zizex
مدير بازنشسته

کاربر فعال

کاربر فعال

 
zizex آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Jun 2008
محل سکونت: tehran/rasht
ارسال ها : 642
تشکر: 1,610
1,569 بار در 517 پست از ایشان تشکر شده است
امتیاز: 6,042, سطح: 53
امتیاز: 6,042, سطح: 53 امتیاز: 6,042, سطح: 53 امتیاز: 6,042, سطح: 53
صعود به سطح بالا: 54%, 108 امتیاز مورد نیاز
صعود به سطح بالا: 54% صعود به سطح بالا: 54% صعود به سطح بالا: 54%
فعالیت: 0%
فعالیت: 0% فعالیت: 0% فعالیت: 0%
پیش فرض

فسقلی بودم...سرایدار ویلای بابا بزگم بغل مرغداریش یه سگ وحشتناک داشت(نمی دونم چی بود نژادش)..من فقط صدای اینو می شنیدم ندیده بودمش...یه روز می خواستن درش بیارن وایسادم نگاش کنم...همینکه اومد بیرون عین یو یو بالا پایین می پرید...گفتم الان میاد لت و پارم می کنه..عین اسب دوییدم پشت سرمم نگاه نکردم..یه ذره رفتم جلو برگشتم دیدم زنجیرش دسته آقاهس...اصلا باز نبود سگه..قلاده داشت:دی
zizex ?????? ???   پاسخ با نقل قول
7 کاربر برای این پست سودمند از zizex عزیز تشکر کرده اند:
قدیمی 28th August 2008, 04:20 PM   #3
M.M

کاربر فعال

کاربر فعال

 
M.M آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Jul 2008
محل سکونت: تهران
ارسال ها : 995
تشکر: 4,653
2,346 بار در 871 پست از ایشان تشکر شده است
حالت من:
امتیاز: 8,056, سطح: 62
امتیاز: 8,056, سطح: 62 امتیاز: 8,056, سطح: 62 امتیاز: 8,056, سطح: 62
صعود به سطح بالا: 63%, 94 امتیاز مورد نیاز
صعود به سطح بالا: 63% صعود به سطح بالا: 63% صعود به سطح بالا: 63%
فعالیت: 0%
فعالیت: 0% فعالیت: 0% فعالیت: 0%
پیش فرض

خوب يكي ديگه!!!!
باز تو يه باغ ديگه اي تو اصفهان يه سگ شينلو بود براي مراقبت از انبار ها. كه حتي صاحبش هم ازش ميترسيد. باباي من رفت براش غذا ببره. از فاصله ي 5 متري براش استخوان مينداخت و اون با يك گاز مي بلعيد. بعد يهو زنجيرش رو پاره كرد و حمله كرد به باباي من. باباي من 190 قدش هست . سگه با دستاش يقه ي بابامو گرفت و پاره كرد!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! ولي خدا رو شكر زخمي به جا نموند. ما هم مجبور شديم پيرهن نوي بابام رو با منگنه بچسبونيم!!!!!!!!!!!!!!!!!
M.M ?????? ???   پاسخ با نقل قول
3 کاربر برای این پست سودمند از M.M عزیز تشکر کرده اند:
قدیمی 29th August 2008, 10:11 PM   #4
pddl

کاربر فعال

کاربر فعال

 
pddl آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Nov 2007
ارسال ها : 439
تشکر: 667
842 بار در 281 پست از ایشان تشکر شده است
حالت من:
امتیاز: 4,750, سطح: 46
امتیاز: 4,750, سطح: 46 امتیاز: 4,750, سطح: 46 امتیاز: 4,750, سطح: 46
صعود به سطح بالا: 48%, 200 امتیاز مورد نیاز
صعود به سطح بالا: 48% صعود به سطح بالا: 48% صعود به سطح بالا: 48%
فعالیت: 0%
فعالیت: 0% فعالیت: 0% فعالیت: 0%
پیش فرض

منم حدود 3 سالم بود رفته بودیم منزل یکی از اقوام که ویلایی بود .یک سگ دیوانه هم داشتن که حتی یک بار به صاحبش هم حمله کرده بود!خلاصه ما تو باغ نشسته بودیم که یهو سگه از تو قفسش اومد بیرون.بابام داشت مارو میفرستاد تو،خود بابامم جلو در واستاده بود!من همین که رفتم پشت بابام که برم توی خونه،یهو سگه بابامو دور زد و کله ی منو گرفت!!!!هم سرمو گاز گرفت هم پهلومو!(اون قسمت سرمو که گاز گرفته بود هنوزم مو در نیاورده!)خلاصه.......بابام تنها کاری که کرد این بود که نشست رو کمر سگه و گوشاشو گرفت و پیچوند!میخواست گردنشو بشکنه ولی به احترام صاحبش نکرد!اگه بابام اونروز نبود منم الان................ .
pddl ?????? ???   پاسخ با نقل قول
4 کاربر برای این پست سودمند از pddl عزیز تشکر کرده اند:
قدیمی 30th August 2008, 01:48 PM   #5
M.M

کاربر فعال

کاربر فعال

 
M.M آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Jul 2008
محل سکونت: تهران
ارسال ها : 995
تشکر: 4,653
2,346 بار در 871 پست از ایشان تشکر شده است
حالت من:
امتیاز: 8,056, سطح: 62
امتیاز: 8,056, سطح: 62 امتیاز: 8,056, سطح: 62 امتیاز: 8,056, سطح: 62
صعود به سطح بالا: 63%, 94 امتیاز مورد نیاز
صعود به سطح بالا: 63% صعود به سطح بالا: 63% صعود به سطح بالا: 63%
فعالیت: 0%
فعالیت: 0% فعالیت: 0% فعالیت: 0%
پیش فرض

واي پرنيان چه قدر شانس اورودي!
M.M ?????? ???   پاسخ با نقل قول
قدیمی 24th September 2008, 03:22 AM   #6
emad devil

کاربر تازه آشنا

کاربر تازه آشنا

 
emad devil آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Sep 2008
محل سکونت: tehran
ارسال ها : 82
تشکر: 89
290 بار در 88 پست از ایشان تشکر شده است
حالت من:
امتیاز: 1,916, سطح: 27
امتیاز: 1,916, سطح: 27 امتیاز: 1,916, سطح: 27 امتیاز: 1,916, سطح: 27
صعود به سطح بالا: 28%, 84 امتیاز مورد نیاز
صعود به سطح بالا: 28% صعود به سطح بالا: 28% صعود به سطح بالا: 28%
فعالیت: 0%
فعالیت: 0% فعالیت: 0% فعالیت: 0%
پیش فرض

منم یه خاطره دارم که هروقت یادم میافته میترکم از خنده یه پیرمرد یه سگ ژرمن داشت خیلی هیکلی و باحال بود ته اصیل
خلاصه یه روز با 2 تا از رفیقام رفته بودیم بیرون بعد یکی از رفیقام اسمش میلاد بود خیلی ظریف و قد کوتاه بود اسمشم میلاد هیچی داشتیم طبق معمول میرفتیم فلافل بخوریم تو مسیر یه کوچه یه خیلی دراااازززز بعد تا رسیدیم به اون کوچه هه دیدیم این ژرمنه با با یه پیرمرد که خودش به زور را میرفت (صاحبش بود !!) پشتمونم اقا 3 تایی رفتیم سگه رو نازش کنیم دیدیم پیرمرده اروم اشاره میکنه نیاین فکر کردیم داره شوخی میکنه !!!!
خلاصه رفتیم 1 متری سگه که رسیدیم با اون صداش که مثله لوله بخاری بود پارس میکر و پیرمرده نمیتونست کنترل کنه خلاصه من گرخیدم رفتم پشت یه ماشین اونیکی دوستم هم همینطور فقط موند میلاد بیچاره هی میدوید سگه هم دنبالش منو دوستم از خنده افتاده بودیم زمین قه قهه میزدیم !!!
رنگه میلاد که شده بود مثله گچ و هی مثله زن ها جیغ های خنده داری میزد و مابین اینا برمیگشت هی به سگه فحش ناجور میداد و منو دوستم اونروز انقدر خندیدیم روده هامون داشت جر میخورد !!
emad devil ?????? ???   پاسخ با نقل قول
2 کاربر برای این پست سودمند از emad devil عزیز تشکر کرده اند:
پاسخ

علاقه مندی ها (Bookmarks)

برچسب ها
وحشتناك, ي, خاطره

ابزارهای موضوع جستجو در موضوع
جستجو در موضوع:

جستجوی پیشرفته
نحوه نمایش

مجوز های ارسال و ویرایش
شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید

BB code is فعال
شکلک ها فعال است
کد [IMG] فعال است
کد HTML غیر فعال است

انتخاب سریع یک انجمن


اکنون ساعت 12:03 PM برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4.5 می باشد.
Powered by vBulletin® Version 3.8.2
Copyright ©2000 - 2010, Jelsoft Enterprises Ltd.
Forum SEO by Zoints



1 2 4 7 8 9 11 12 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25 26 27 28 29 30 31 34 35 36 37 38 39 40 41 42 43 44 45 46 47 48 49 50 51 52 53 54 55 56 57 58 59 60 61 62 63 64 65 66 67 72 73 74 75 77 78 84 85 86 87 88 89 90 91 94 95 96 97 98 99 101 102 103 104 105 106 107 108 109 110 111 115 116 117 118 119 120 121 122 123 124 126 128 129 130 131 132 133 134 135 136 137 138 139 142 144 145 146 147 148 149 150 151 152 153 154 155 157 158 159 161 162 163 164 167 168 169 170 171 172 174 175 176 177 178 179 181 182 183 184 185 186 187 188 190 191 192 193 194 195 196 197 198 199 200 201 202 203 204 205 206 207 210 212 213 214 216 217 218 219 220 221 222 224 225 226 227 228 229 230 231 232