![]() |
|
|||||||
| مشاوره دامپزشکی |
![]() |
|
|
#1 | ||||||||||||||||||||
|
کاربر تازه آشنا تاریخ عضویت: Jun 2008
ارسال ها
: 11
تشکر: 0
8 بار در 1 پست از ایشان تشکر شده است
|
من گربه خوشگلمو خیلی دوست دارم با اینکه مجبور شدم مواظبش باشم اما حالا دل کندن ازش واقعا برام سخته.خونه ما حیاط داره عسل تا 2هفته پیش شبها داخل حیاط میخوابید.اما این چند وقته میتونه بره روی پشت بام همسایه.تا اینکه 3شب پیش رفت و تا صبح نیومد.البته وقتی برگشت نمی تونست بیاد بالا.خودم کمکش کردم.البته اون موقع هم شدیدا دستشویی داشت که برگشت دنبال خاک خودش میگشت.از اون روز نمیذارم شبها بره داخل حیاط.ولی عسل واقعا دوست داره بره.میترسم بره و دیگه نیاد.الان 4 ماهشه،وقت جفت گیریش نرسیده هنوز. عذاب وجدان دارم نه نمیتونم بذارم بره و نه اینکه میتونم التماسهاشو ببینم. بگین چه کار کنم.عسل من مرده اما چون رنگش عینه عسله اسمشو عسل گذاشتم. ![]() مرسی |
||||||||||||||||||||
|
|
|
||||||||||||||||||||
| تبلیغات ... | |
|
|
|
|
|
#2 | ||||||||||||||||||||
|
(مدیر بازنشسته)
کاربر موثر تاریخ عضویت: Nov 2007
ارسال ها
: 1,673
تشکر: 1,281
5,936 بار در 1,501 پست از ایشان تشکر شده است
حالت من:
|
من فکر می کنم هر جور دلش می خواد بذار زندگی کنه منهم یک گربه داشتم که 5/1 سال پیش من بود ولی بعد دیدم دلش می خواد بره بیرون فقط شب به شب می اومد خونه غذا می خورد و باز می رفت منهم خیلی وایسته شده بودم کلی شبها از دوریش گریه می کردم ولی وقتی خودش دلش می خواد اینطوری زندگی کنه بنظرم خودخواهی است که آزادیشو ازش بگیریم .
من که اینطوری فکر کردم و شب به شب برایش غذا می بردم توی پارکی که خودش خواستهبود با چند تا گربه دیگه اونجا زندگی کنه |
||||||||||||||||||||
|
|
|
||||||||||||||||||||
|
|
#3 | ||||||||||||||||||||
|
مدیر ناظر
![]() تاریخ عضویت: Jan 2008
محل سکونت: Toronto
ارسال ها
: 2,936
تشکر: 7,744
5,358 بار در 1,300 پست از ایشان تشکر شده است
حالت من:
|
من قبلاً چند تا گربه داشتم اونا هم می رفتند گردش مخصوصاً شبها ولی همیشه بر می گشتند. بنظر من اجازه بدهد شب ها بیرون باشد چون خودش بیشتر دوست دارد.
|
||||||||||||||||||||
|
|
|
||||||||||||||||||||
| یک کاربر برای این پست سودمند از jassmin عزیز تشکر کرده اند: |
|
|
#4 | ||||||||||||||||||||
|
کاربر فعال تاریخ عضویت: Oct 2007
محل سکونت: گوشه ای از این دنیا دور از آدما
ارسال ها
: 632
تشکر: 2,463
3,340 بار در 745 پست از ایشان تشکر شده است
حالت من:
|
به نظر من عقیمش کنید دیگه خودش هوس بیرون نمیکنه
__________________
off |
||||||||||||||||||||
|
|
|
||||||||||||||||||||
|
|
#5 | ||||||||||||||||||||
|
کاربر تازه آشنا تاریخ عضویت: Aug 2008
محل سکونت: tehran
ارسال ها
: 44
تشکر: 20
73 بار در 31 پست از ایشان تشکر شده است
حالت من:
|
بزار هر جور که دوست داره زندگی کنه دوست عزیز
__________________
زندگی گل سرخی است که گلبرگهایش خیالی وخارهایش واقعی |
||||||||||||||||||||
|
|
|
||||||||||||||||||||
|
|
#6 | ||||||||||||||||||||
|
کاربر فعال تاریخ عضویت: Jul 2008
محل سکونت: تهران
ارسال ها
: 401
تشکر: 698
1,478 بار در 371 پست از ایشان تشکر شده است
حالت من:
|
پیشی من ، بوبو ، وقتی همسن پیشی شما بود همیشه دلش میخواست بره بیرون از خونه . هر فرصتی پیدا میکرد میدویید میرفت . مخصوصا شب و صبح زود . چند دفعه هم 24 ساعت نیومد خونه. من همیشه نگران بودم. یه دفه 48 ساعت غیبش زد. من دیگه از نگرانی داشتم میمردم . هر جایی بگی سر زدم. تمام گوشه و کنار خیابونمون و خیابونای اطراف ، تمام سوراخ و سنبه ی خونه ی همسایه ها و ... . آخرش خودش در حالی که خسته و خاکی و کثیف بود اومد خونه . کلی آب و غذا خورد و بعدش هم 24 کامل خوابید. ولی الان که بزرگ شده دائم خوابیده توی خونه . شاید هفته ای یه بار بره گردش. گربه ها از این کارا زیاد میکنن. تنها بدیش برای صاحباشونه که دایم باید نگران باشن. به نظر من شما هم باید اول شرایط خونه و محله تونو بسنجی بعد طبق اون شرایط اجازه بدی برای مدت محدودی بره بیرون بگرده. مثلا اینکه دیوار خونه تو اگه بلند باشه بچه گربه ی 4 ماهه نمیتونه بیاد بالا. نزدیک دیوار اگه درخت باشه خوبه از درخت راحت بالا میرن. محله تون سگ یا گربه های بزرگ ولگرد نداشته باشه . چون یه مقدار خطرناک میشه براش. و اینکه خیابونتون یا کوچه تون زیاد ماشین رفت و آمد نکنه. کلا بهش اجازه بده بگرده ولی حواست جمع باشه که کجاها میره. یه کمی سخته ولی خوب حیوونو که نمیشه توی خونه زندانی کرد.
|
||||||||||||||||||||
|
|
|
||||||||||||||||||||
|
|
#7 | ||||||||||||||||||||
|
کاربر تازه آشنا تاریخ عضویت: Jul 2008
محل سکونت: Esfahan
ارسال ها
: 121
تشکر: 165
150 بار در 69 پست از ایشان تشکر شده است
حالت من:
|
گربه اصلا اینجوری هست منم چند سال پیش 2 تا گربه که انداخته بودند بیرونا پیدا کردم بردم خونه هنوز چشماشونم باز نشده بود از 4 ماهگی شروع کردند به گردش میرفتندا میومدند حتی یه بارم یکیشون زخمی برگشت که نگذاشتم دیگه بره بیرون تا خوب بشه ولی وقتی 1 سالشون شد بیرون رفتناشونم بیشترشده بود که یکی یکی رفتندا دیگه بر نگشتند چند روز حالم بد بود ولی بالاخرا با خودم کنار اومدم که اگه دوسشون دارم باید بذارم اونچوری که میخواند زندگی کنند.الانم فقط عکسا خاطراتشون مونده.
__________________
در شگفتم که سلام آغاز هر دیداریست ولی در نماز پایان است،شاید این بدین معناست که پایان نماز آغاز دیدار است. |
||||||||||||||||||||
|
|
|
||||||||||||||||||||
| یک کاربر برای این پست سودمند از ironi89 عزیز تشکر کرده اند: |
![]() |
| علاقه مندی ها (Bookmarks) |
| برچسب ها |
| لطفا, من, نجات, وجدان, از, بدید, رو, عذاب |
| ابزارهای موضوع | جستجو در موضوع |
| نحوه نمایش | |
|
|
موضوعات مشابه
|
||||
| موضوع | نویسنده موضوع | انجمن | پاسخ ها | آخرين نوشته |
| حقوق حیوانات در ایران معاصر | Anzani | تالار حمایت از حقوق حیوانات | 7 | 3rd March 2010 01:46 PM |
| دیسکاس - Discus | arash | ماهیان بارش رنگی ( سیکلیده ها ) | 28 | 6th February 2010 01:58 PM |
| حقوق حيوانات در فقه اسلام | Admin | حیوانات در شرع | 8 | 4th February 2010 08:36 PM |
| فکرتان را تغییر دهید تا همه چیز تغییر کند | soniha_pe | گفتگوی آزاد | 21 | 8th May 2009 11:05 AM |
| بيماري جنون گاوي | پرشین پت نیوز | مقالات و موضوعات تخصصی | 0 | 11th November 2006 08:58 PM |