![]() |
|
|||||||
| گفتگوی آزاد |
![]() |
|
|
#1 | ||||||||||||||||||||
|
کاربر موثر تاریخ عضویت: Nov 2006
محل سکونت: تهران
ارسال ها
: 1,489
تشکر: 694
1,917 بار در 833 پست از ایشان تشکر شده است
حالت من:
|
مادر من فقط یک چشم داشت . من از او متنفر بودم ... او همیشه مایه خجالت من بود.
او برای امرار معاش خانواده ، برای معلم ها و بچه های مدرسه غذا می پخت . یک روز آمده بود دم در مدرسه که من را با خود به خانه ببرد ، خیلی خجالت کشیدم . آخه او چطور می توانست این کار را بامن بکند ؟ روز بعد یکی از همکلاسی ها من را مسخره کرد و گفت مامان تو فقط یک چشم دارد ، دلم میخواست یک جوری خودم را گم و گور کنم . کاش زمین دهن باز می کرد و من را .. کاش مادرم یک جوری گم و گور می شد... روز بعد بهش گفتم اگر واقعاً میخواهی من را بخندانی و خوشحال کنی چرا نمی میری ؟ او هیچ جوابی نداد.... دلم میخواست از آن خانه بروم و دیگر هیچ کاری با او نداشته باشم. سخت درس خواندم و موفق شدم برای ادامه تحصیل به سنگاپور بروم ، آنجا ازدواج کردم ، برای خودم خانه خریدم ، زن و بچه و زندگی... از زندگی ، بچه ها و آسایشی که داشتم خوشحال بودم تا اینکه یک روز مادرم به دیدن من آمد او سالها من را ندیده بود و همینطور نوه هایش را . وقتی دم در ایستاده بود بچه ها به او خندیدند و من سرش داد کشیدم که چرا خودش رو دعوت کرده که بیاد اینجا ، آنهم بی خبر. سرش داد زدم :چطور جرأت کردی بیایی به خانه من و بچه ها را بترسانی؟ گم شو از اینجا! همین حالا . او به آرامی جواب داد :خیلی معذرت میخواهم ، مثل اینکه آدرس را عوضی آمده ام و بعد فوراً رفت . روزی یک دعوتنامه شرکت در جشن تجدید دیدار دانش آموزان مدرسه به خانه من در سنگاپور آمد. بعد از مراسم ، به آن کلبه قدیمی خودمان رفتم ؛ البته فقط از روی کنجکاوی .همسایه ها گفتند که او مرده است . آنها نامه ای از او به من دادند، متن نامه چنین بود : ای عزیزترین پسرم ، من همیشه به فکر تو بوده ام ، من را ببخش که به خانه تو آمدم و بچه های تو را ترساندم دلبندم وقتی داشتی بزرگ میشدی از اینکه دائم باعث خجالت تو شدم خیلی متاسفم آخر میدانی ... وقتی تو خیلی کوچک بودی تو یک تصادف یک چشمت را از دست دادی ، به عنوان یک مادر نمی توانستم تحمل کنم ، بنابر این یک چشم خودم را به تو دادم ... برای من افتخار بود که پسرم میتوانست با آن چشم به جای من دنیای جدید را بطور کامل ببیند. با همه عشق و علاقه من به تو، مادرت
__________________
پیاده در شطرنج اگر تا انتها راه خود را ادامه دهد وزیر خواهد شد
|
||||||||||||||||||||
|
|
|
||||||||||||||||||||
| تبلیغات ... | |
|
|
|
|
|
#2 | ||||||||||||||||||||
|
(مدیر بازنشسته)
کاربر فعال تاریخ عضویت: May 2008
محل سکونت: اصفهان
ارسال ها
: 1,017
تشکر: 4,176
4,639 بار در 1,044 پست از ایشان تشکر شده است
|
الهي....
__________________
بهترین راه برای نشان دادن احترام و علاقه به حیوانات این است که از خوردنشان دست برداریم. [مشاهده لینک ها فقط برای اعضا امکان پذیر است لطفا ثبت نام کنید] چرا یکی را دوست بداریم,از او حمایت کنیم و دیگری را بخوریم؟ حیواناتی که از گوشتشان تغذیه میکنیم فرق چندانی با حیوانات خانگی ما ندارند. تنها نیاز است که ما درک کنیم که اگر حقوق حیوانات برای ما معنی دارد، نباید از کشتن آنها حمایت کنیم. |
||||||||||||||||||||
|
|
|
||||||||||||||||||||
| یک کاربر برای این پست سودمند از soniha_pe عزیز تشکر کرده اند: |
|
|
#3 | ||||||||||||||||||||
|
کاربر قدیمی تاریخ عضویت: Mar 2008
محل سکونت: تهران
ارسال ها
: 3,312
تشکر: 3,879
4,980 بار در 1,407 پست از ایشان تشکر شده است
حالت من:
|
حالم بد شد چقدر ما ادم ها بدیم
|
||||||||||||||||||||
|
|
|
||||||||||||||||||||
| 2 کاربر برای این پست سودمند از slmz عزیز تشکر کرده اند: |
|
|
#4 | ||||||||||||||||||||
|
کاربر فعال تاریخ عضویت: May 2008
محل سکونت: Tehran
ارسال ها
: 930
تشکر: 3,626
1,374 بار در 607 پست از ایشان تشکر شده است
حالت من:
|
منم خیلی ناراحت شدم
__________________
قبل از طرح سوالات خود از ابزار جستجو استفاده کنید
|
||||||||||||||||||||
|
|
|
||||||||||||||||||||
| یک کاربر برای این پست سودمند از sara_ka عزیز تشکر کرده اند: |
|
|
#5 | ||||||||||||||||||||
|
مدير بازنشسته
کاربر فعال تاریخ عضویت: Jun 2008
محل سکونت: tehran/rasht
ارسال ها
: 642
تشکر: 1,610
1,569 بار در 517 پست از ایشان تشکر شده است
|
بغضم گرفت...
|
||||||||||||||||||||
|
|
|
||||||||||||||||||||
| یک کاربر برای این پست سودمند از zizex عزیز تشکر کرده اند: |
|
|
#6 | ||||||||||||||||||||
|
مدير بازنشسته
کاربر فعال تاریخ عضویت: Nov 2007
محل سکونت: semnan
ارسال ها
: 686
تشکر: 3,300
1,721 بار در 541 پست از ایشان تشکر شده است
حالت من:
|
یه جوری شدم
![]() |
||||||||||||||||||||
|
|
|
||||||||||||||||||||
| یک کاربر برای این پست سودمند از mahsan66 عزیز تشکر کرده اند: |
|
|
#7 | ||||||||||||||||||||
|
مدير بازنشسته
کاربر فعال تاریخ عضویت: Jun 2008
محل سکونت: کرج
ارسال ها
: 1,108
تشکر: 2,729
4,007 بار در 952 پست از ایشان تشکر شده است
حالت من:
|
گریه ام گرفت...[مشاهده لینک ها فقط برای اعضا امکان پذیر است لطفا ثبت نام کنید]
__________________
ارسال های بی محتوا و ارسال هایی که شکلک خالی باشند حذف خواهند شد
|
||||||||||||||||||||
|
|
|
||||||||||||||||||||
| 2 کاربر برای این پست سودمند از mania عزیز تشکر کرده اند: |
|
|
#8 | ||||||||||||||||||||
|
اخراج شده
تاریخ عضویت: Mar 2008
ارسال ها
: 4,340
تشکر: 5,761
12,118 بار در 3,459 پست از ایشان تشکر شده است
حالت من:
|
آخی ... من که گریم گرفت
... چطور یه انسان میتونه به مادرش بگه برو گمشو ... ای خدا .... |
||||||||||||||||||||
|
|
|
||||||||||||||||||||
| 3 کاربر برای این پست سودمند از Napoleon عزیز تشکر کرده اند: |
|
|
#9 | ||||||||||||||||||||
|
کاربر موثر تاریخ عضویت: Nov 2006
محل سکونت: تهران
ارسال ها
: 1,489
تشکر: 694
1,917 بار در 833 پست از ایشان تشکر شده است
حالت من:
|
دل آدم یه جوری میشه
__________________
پیاده در شطرنج اگر تا انتها راه خود را ادامه دهد وزیر خواهد شد
|
||||||||||||||||||||
|
|
|
||||||||||||||||||||
|
|
#10 | ||||||||||||||||||||
|
کنترل پست مدیران
![]() تاریخ عضویت: May 2006
ارسال ها
: 25,627
تشکر: 18,628
21,750 بار در 6,318 پست از ایشان تشکر شده است
حالت من:
|
خيلي ناراحت كننده بود
__________________
میشنوی؟
صدای پای عمو نوروز و حاجی فیروزه که داره میاد شاد باش ![]() |
||||||||||||||||||||
|
|
|
||||||||||||||||||||
![]() |
| علاقه مندی ها (Bookmarks) |
| برچسب ها |
| مادر, چشم, یک |
| ابزارهای موضوع | جستجو در موضوع |
| نحوه نمایش | |
|
|
موضوعات مشابه
|
||||
| موضوع | نویسنده موضوع | انجمن | پاسخ ها | آخرين نوشته |
| توصیه درارتباط با آلرژیهای متداول درسگها | S.Ahadzadeh | دوستدارن حيوانات | 5 | 6th January 2010 01:12 PM |
| آلرژی در سگ ها | پرشین پت نیوز | ارشیو مشاوره بیماری های سگ | 3 | 1st December 2008 08:12 PM |
| آخرین کلمات ! | پرشین پت نیوز | آرشـیــو | 14 | 13th September 2008 07:22 PM |
| زندگی بدون فرانس، یک پوزه ی سفید، فقیرتر است | S.Ahadzadeh | آرشـیــو | 0 | 18th May 2006 05:28 PM |