![]() |
|
|||||||
| معرفی حیوانات خانگی خود |
![]() |
|
|
#1 | ||||||||||||||||||||
|
کاربر قدیمی تاریخ عضویت: Jun 2009
محل سکونت: فعلا اصفهان گاهی تهران
ارسال ها
: 3,385
تشکر: 1,485
7,761 بار در 1,989 پست از ایشان تشکر شده است
حالت من:
|
دو تا هاپوی جدید اومدن خونه ما . پانسی دختر وپیکو پسر. هر دو تاشون شیتزو تریر هستن . پانسی رو خودمون قصد داشتیم بخریم . . اون یکک شیتزو تریر هست که بیشتر شبیه تریر هاست و رنگش کرمه و گوشهای کرم پر رنگ داره . قیافه خندونی داره و الان که موهاشو مثل عسل زدم در حد یک خواهر به عسل شیه شده . پانسی تقریبا همرننگ عسله و فرقش با عسل اینه که موهای عسل فره و موهای پانسی صافه . از نظر اخلاقی مثل عسل شیطونه ولی به مظلومیت عسل نیست . خیلی شیرین و مهربونه و وقتی ذوق زده میه هی جیغ های کوچیک میزنه . مثل عسل رو پاهاش وای میاسته و وقت میخوایم بهش غذا بدیم روی پاهاش وای میسته از همینجوری دنیال آدم میپره و میاد البته روی جف ت پاش از بغل میپره . البته سیستم استخون بندیش با عسل فرق داره و دتاش کاملا بالا میاد موقع وایسادن . همسن عسله و هم بازی اون . وقتی باهمن آدم اونارو اشتباه میگیره البته عسل قدش بلند تر و باریک تره و پانسی کوتاه و خپل تر . ما پانسی رو از یک پرورش دهنده خریدیم . و وقتی آوردیمش حتی اسم و دسشویی رو هم بلد نبود ولی روز دوم دسشویی رو یاد گرفت واین خیلی عجیب بود . پانسی خیلی باهوشه . یک بار شوهرم رفته بود رو پشت بوم که کولر و درست کنه . وقتی پانسی اونو از لبه پشت بوم دید دوید تو خونه و رفت رو مبل و سعی میکرد به قول خودش از اونجا بپره بپره تو کانال کولر و از اونجا بره پشت بوم . هر زر و پنجره ابی که به هر اتاقی راه داره رو پیدا میکنه . پنجره اتاق گربه هاو که به طرف حیاط باز میشه رو خودش کشف کرده و هر روز میاد منو صدا میکنه تا بیام اونجا گربه هارو صدا کنم که بیان پشت شیشه و نگاهشون کنه .
اون یکی هاپو که کاملا اتفاقی اومد خونمون آقا پیکو هسات . آقا پیکو هم شیتزو تریر هست ولی واقعا کوچولوه و بیشتر شبیه شیتزو ها هست . البته اون 2 سالشه و مثلا قراره شوهر بچه ها بشه . پیکو اولین سگی هست که ما اونو از یک خانواده خریدیم . برای همین روز اول واقعا براش سخت بود . خب قبلیها همه سگ هایی بودن که از پرورش دهنده ها میگرفتیم و هیچکدوم عزیز دردونه نبودن .پیکو عزیز دردونه خونشون بود و این خیلی براش و برا ما سخت بود که اون از خانوادش جدا کنیم . ما پیکو رو خیلی اتفاقی به دست اوردیم . ما همینجوری رفتیم پیش دکترشون و خواتیم سگ نر بهمون معرفی کنه برای زمان جفت گیری بچه ها . تعدادی سگ نر رو رفتم دیدیم . وقتی به آقا پیکو رسیدیم متوجه شدیم که خانوادش اونو برای فروش گذاشتن نه جفت گیری . . و خب ما پول خرید این آقا خوشگله رو نداشتیم . ولی به صورت باور نکردنی صاحب پیکو قبول کرد که پولشو قسطی بدم تو مدت 5 ما ه . و اینجوری شد که بازم یک سگ نر اومد خونمون البته یک نصفه سگ نر . پیکو خیلی کوچولوهست و اگر به خاطر مدل پاهای شیتزویش که یکم بلنده نبود اصلا از نظر اندازه به دخترای ما نمیخورد . البته اصلا قدش به عسل نمیخوره ولی به هانی و پانسی میخوره احتمالا .رنگش سفید خاکستری و موهای ابریشمی داره . اول که اومده بود خونمون از این سگهای ماده که از نظر اون غول بیابونی بودن میترسید . و تا نزدیکش میشدن با صدای کوچولوش براشون جیغ میزد که دور بشن ولی خب خیلی زود فهمید که این غول ها خانم هستن و رفت در اتاقشون و به من گفت مه در و براشون باز کنم که بیان پیشش . اون یک آقای نزاد پرسته و هنوز نیومده پانسی رو به عنوان همسرش انتخاب کرده .خیلی کوچولو و سبکه و فکر کنم به 2 کیلو هم نرسه . وقتی بچه ها دارن بازی میکنن زیر دست و پاشون گم میشه . سگ آترومیه و مهربونه . من با اینکه از سگ نر میترسیدم تونستم باهاش دوت بشم. البته من بیشتر از بقیه اخلاقاش نمیدونم . چون خیلی زود ماده انتخاب کرد و دیگه هیچ کاری به جز دنبال ماده دویدن ازش نمیبینم . روزهای اول از خوشحالی اینکه نامزد مرده غذا نمیخورد و یکم زوری بهش غذا میدادم . ولی شب روز دوم که دیشب میشد گشنگی بهش فشار اورد و جیغ جیغ کنان اومد پیش من و میرفت یخچال رو بهم نشون میداد که بهش غذا بدم و بعد به اندازه 3 نا سگ غذا خورد . اون قبل از این سگ ندیده بود و هنوم از بازی های این سه تا میترسه ولی خب کم کم داره به سگ بودن عادت میکنه. گوشیمو دادم شارز کنه کسی برام . فردا از این دو تا نی نی جدیدمون حتما عکس میزارم .
__________________
|
||||||||||||||||||||
|
|
|
||||||||||||||||||||
| تبلیغات ... | |
|
|
|
|
|
#2 | ||||||||||||||||||||
|
مدیر ناظر
![]() تاریخ عضویت: Jan 2008
محل سکونت: Toronto
ارسال ها
: 2,936
تشکر: 7,744
5,358 بار در 1,300 پست از ایشان تشکر شده است
حالت من:
|
یعنی الان 4 تا سگ داری شما؟؟؟؟ چجوری به همشان می رسید؟ مگر نگفتید صاحبخانه اتان گفته 2 تا سگ بیشتر نمی توانید نگه دارید؟ با هم خوبند؟ تپل چی شد؟ حالش خوبه؟
|
||||||||||||||||||||
|
|
|
||||||||||||||||||||
|
|
#3 | ||||||||||||||||||||
|
کاربر قدیمی تاریخ عضویت: Jun 2009
محل سکونت: فعلا اصفهان گاهی تهران
ارسال ها
: 3,385
تشکر: 1,485
7,761 بار در 1,989 پست از ایشان تشکر شده است
حالت من:
|
صاحب خونه که اومد رفت در اتاقشونو باز کرد سه تاشونو دید هنوز پیکو رو نداشتیم . گفت شما یک سک مگه نداشتید ؟ دیده بود دو تا رو ولی گفت یکی . گفتیم نه دو تا داشتیم . خدا رو شکر روزی که صاحب خونه اومده بود ما پسر نداشتیم که پارس کنه و چون این دخترا ساکت بودن چیزی نگفت . البته این پسر جدیده اصلا پارس نمیکنه و اگه پارس کنه صداش از همه کوچولو تره . البته کرایمون تو این اوضاع که کرایرو همه میبرن پایین بالا رفت ولی خب بچه ها ارزششو داشتن . تازه صاحب خونه گربه هارو هم دید . یک چپ چپ نگاه کرد ولی خب قرار دادو نوشت
البته اگه تپل بود نمیشد چون حتما اون به صاحب خونه پارس میکرد و اون نظرش عوض میشد. رسیدگی بهشون خیلی سخته . و بد بختی اینه که سگ ها و گربه ها دو سری غذا دارن . و من گاهی وقت نمیکنم برا خودمون غذا درست کنم . من اگه به خودم بود جرات نمیکردم 4 تا سگ داشته باشم . الان هم خیلی میترسم ولی شاید قسمت بود . من که پول یک سگ رو نداشتم یه دفه 2 تا خریدم . شاید قسمت بوده .
__________________
|
||||||||||||||||||||
|
|
|
||||||||||||||||||||
|
|
#4 | ||||||||||||||||||||
|
کاربر قدیمی تاریخ عضویت: Jun 2009
محل سکونت: فعلا اصفهان گاهی تهران
ارسال ها
: 3,385
تشکر: 1,485
7,761 بار در 1,989 پست از ایشان تشکر شده است
حالت من:
|
تپل هم رفت یک جای دیگه و جاش از خونه ما خیلی بهتره حد اقل اونجا مجبور نیست از یک چهارم محبت صاحبش استفاده کنه .اونجا یکی یه دونه و عزیز دردونست
![]()
__________________
|
||||||||||||||||||||
|
|
|
||||||||||||||||||||
|
|
#5 | ||||||||||||||||||||
![]() تاریخ عضویت: May 2009
محل سکونت: SKY
ارسال ها
: 4,431
تشکر: 7,198
3,843 بار در 922 پست از ایشان تشکر شده است
حالت من:
|
زودتر از اين نينياي جديدت عكس بذار...ميخوام ببينم اينا كه اينقدر ازشون تعريف ميكني چه شكلين!!!
__________________
![]() چه ضرورتی دارد که ما ماهی قرمز و تنگ بلور در سفره نوروزی داشته باشیم؟ ما ماهي قرمز نميخريم شما چه طور؟
|
||||||||||||||||||||
|
|
|
||||||||||||||||||||
| 5 کاربر برای این پست سودمند از tina666 عزیز تشکر کرده اند: |
|
|
#6 | ||||||||||||||||||||
|
کاربر قدیمی تاریخ عضویت: Jun 2009
محل سکونت: فعلا اصفهان گاهی تهران
ارسال ها
: 3,385
تشکر: 1,485
7,761 بار در 1,989 پست از ایشان تشکر شده است
حالت من:
|
خیلی خوشگلن امروز گوشیمو دادم یکی شارز کنه گرفتمش عکسشونو میزارم البته شایدم به نظر بقیه خوشگل نباشن ولی من که فکر میکنم خیلی نازن
__________________
|
||||||||||||||||||||
|
|
|
||||||||||||||||||||
|
|
#7 | ||||||||||||||||||||
|
مترجمین تالار
![]() ![]() تاریخ عضویت: Sep 2008
محل سکونت: وطن آنجاست که هموطن آنجاست
ارسال ها
: 563
تشکر: 374
1,437 بار در 344 پست از ایشان تشکر شده است
حالت من:
|
بابا ای ول شما هم مثل اینکه دارین یه پناهگاه دیگه میزنین چندتا سگ و گربه زیاد دیگه شورش نکنید یه وقت خدای نکرده برای نگهداریشون به مشکل بر میخورید اونوقت وابستگی و جداشدن ازشون سخت میشه تازه پیدا کردن صاحب خوبم سخت تره ایشالا که هیچ وقت اینجوری نشه و شما شاد و خندون کنار هم سالها زندگی کنید.
|
||||||||||||||||||||
|
|
|
||||||||||||||||||||
| 5 کاربر برای این پست سودمند از Rose عزیز تشکر کرده اند: |
|
|
#8 | ||||||||||||||||||||
|
کاربر قدیمی تاریخ عضویت: Jun 2009
محل سکونت: فعلا اصفهان گاهی تهران
ارسال ها
: 3,385
تشکر: 1,485
7,761 بار در 1,989 پست از ایشان تشکر شده است
حالت من:
|
من از 16 سالگی عادت دارم البته اون زمان بیشتر گربه بودن .و یه جورایی هم عادت دارم به جدایی یعنی خب یکم بهتر میتونم تحمل کنم . البه در بعضی موارد نه
__________________
|
||||||||||||||||||||
|
|
|
||||||||||||||||||||
| 5 کاربر برای این پست سودمند از evil عزیز تشکر کرده اند: |
|
|
#9 | ||||||||||||||||||||
|
کاربر ارشد تاریخ عضویت: Jul 2009
محل سکونت: تهران
ارسال ها
: 5,102
تشکر: 4,420
2,351 بار در 638 پست از ایشان تشکر شده است
حالت من:
|
سلام...مباركه...راستي شما بچه نداريد ؟ اخه نگهداري از 4 تا سگ خلي زمان ميخواد؟
|
||||||||||||||||||||
|
|
|
||||||||||||||||||||
| 4 کاربر برای این پست سودمند از rozhan عزیز تشکر کرده اند: |
|
|
#10 | |||||||||||||||||||||
|
کاربر قدیمی تاریخ عضویت: Jun 2009
محل سکونت: فعلا اصفهان گاهی تهران
ارسال ها
: 3,385
تشکر: 1,485
7,761 بار در 1,989 پست از ایشان تشکر شده است
حالت من:
|
نقل قول:
![]()
__________________
|
|||||||||||||||||||||
|
|
|
|||||||||||||||||||||
| 4 کاربر برای این پست سودمند از evil عزیز تشکر کرده اند: |
![]() |
| علاقه مندی ها (Bookmarks) |
| برچسب ها |
| ما, هاپوی, اومدن, تا, جدید, خونه, دو |
| ابزارهای موضوع | جستجو در موضوع |
| نحوه نمایش | |
|
|
موضوعات مشابه
|
||||
| موضوع | نویسنده موضوع | انجمن | پاسخ ها | آخرين نوشته |
| اخبار ورزشی | behnaz | گفتگوی آزاد | 929 | دیروز 02:39 AM |
| ارتباطمان را برقرار کنیم... . | soniha_pe | تالار گیاهخواری | 9 | 20th February 2010 02:01 AM |
| جایگاه زن در فلسفه افلاطون | .masoud | گفتگوی آزاد | 1 | 7th October 2009 07:38 PM |
| طبق قانون جذب ما چه کسانی را جذب میکنیم؟ | rozanna | روانشناسی عمومی | 0 | 2nd July 2009 05:21 PM |
| داروين در عصر حاضر با فرضيه «موتاسيون» | peta | گفتگوی آزاد | 3 | 24th May 2009 02:05 PM |