- نام اسب*های گوناگون در زبان فارسی
باره یا بارگی که به اسب باربر گفته می*شود. بالاد و بالاده،به اسب تندرو یا اسب یدکی گفته می*شود. بوز،به اسب نیله(کبودرنگ) گفته می*شود. توسن،اسب سرکش را می*گویند. جُرده،به اسب اخته می*گویند. چرمه،به اسب سپید یا اسبی که دست و پایش سپید باشد گفته می*شود. خنگ،اسب سپید را می*گویند. سمند،اسب زرد را می*گویند. نَوَند،اسب تندرو را می*گویند. یَکران،اسب نژاده و نجیب را گویند. عمر خیام در کتاب نوروزنامه نام گونه*های اسب را چنین بیان می کند: الوس چرمه، سرخ چرمه، تازی چرمه، خنگ، بادخنگ، مگس*خنگ، سبزخنگ، پیسهٔ کمیت، کمیت، شبدیز، خورشید، گور سرخ، زردرخش، سیارخش، خرماگون، چشینه، شولک، پیسه، ابرگون، خاک*رنگ، دیزه، بهگون، میگون، بادروی، گلگون، ارغون، بهارگون، آبگون، نیلگون، ابرکاس، باوبار، سپیدزرده، بورسار، بنفشه*گون، ادس، زاغ*چشم، سبزپوست، سیمگون، ابلق، سپید، سمند
__________________
پیاده در شطرنج اگر تا انتها راه خود را ادامه دهد وزیر خواهد شد
|