![]() |
|
|||||||
| دوستدارن حيوانات |
![]() |
|
|
#1 | ||||||||||||||||||||
|
کاربر تازه آشنا تاریخ عضویت: Apr 2006
ارسال ها
: 119
تشکر: 0
85 بار در 47 پست از ایشان تشکر شده است
|
--------------------------------------------------------------------------------
الان که براتون می نویسم پدر هستم و میخوام عشق به حیوانات رو به پسر خودم یاد بدم برای همین یه یاد آوری از بدو تولدم میکنم به شما هم میگم بخونید بد نیست می دونید من انسانم صاحب و مالک همه موجودات و زمین برا همین اول که بدنیا اومدم گوسفندی رو سر بریدند و سلاخی نه نه قربانی کردند که خدایی نکرده چشم نخورم خلاصه چند وقتی گذشت شدم 4 ماهه . شدم ای وای مو های من کاکل خوروسی شد و پس برای رفع شر و بلا باید خروس قربانی میکردند و خونش را به سرم میمالیند !!! * حالا یادش بخیر هر وقت مثلا سرما می خوردم دور سرم تخم مرغ نطفه دار چرخودند و زدن به دیوار و بگذریم فکر میکنم حدود 4 یا 5 سالم بود که یک بهار مامان گلم برام سه تا جوجه خرید تازه برای اینکه کاملا عروسکی باشند و من باور کنم که اسباب بازی متحرک منم !!! به سه رنگ زیبا صورتی !! آبی و نارنجی بودند وای که چقدر ملوسند یادمه خیلی مهربون بودن هر سه تاشونو عین مامانشون وقتی تو تخم بون می زاشتم زیر شکمم این قدر با مزه صدای جیک جیکشون یه جوارایی میشد شبیه صدای بع بعی ولی من میدونم که خیلی خوششون میومد چون مامانم میگفت الهی قربوب پسر شیرین کارم برم چقدر تو باهوشی مادر !!! تازه وقتی مامان بزرگم گفت این کارو نکن مامانم گفت بخاطر 3 تا گونجیشک سر پسر من داد نزنه پس حتما کارم خوب بوده دیگه نه !! یادمه روز دوم که این سه تا روداشتم احساس کردم صورتی خیلی باهوشه منم خواستم که بهش پرواز یاد بدم اخه مامان مرغه نیست تازه اگر هم بود خودش بلد نبود . اول از رو تخت پرتش می کردم پایین نمی دونم چرا اون جوری میمود پایین ولی انگار بال زدن یاد گرفته بود خوب توتو صورتی وقت پرواز واقعی هست !!!! خونه ما طبقه چهارم بود پنجره رو باز کردم و توتوم رو پرت کردک که پرواز کنه دیدید دیدی خروس هام پرواز میکنند ولی نمی دونم چرا همش به طرف پایین پرواز میکنه انگار خوب یاد نگرفته داشتم نگا میکردم که مامان دعوام کر د مواظب باشم پرت نشم پایین !!!! نم دونم توتو صورتی چی شد ولی مامان گفت خیلی خوب پرواز یاد گرفت و رفت داره پرواز میکنه!!!!! حالا برام مونده بود دوتا جوجه آبی و نارنجی خوب جوجه جون شما باید بدونی من مامان توام هر جا ربی باید دنبلم بیایی اینقدر با مزه بود می دویدم این آبی هم دنبالم می دوید ایه بار زودی برگشتم یه هو رفت جوجه آبی زیر پام نم دونم چرا این صدارو داد ولی هر کارش کردم پا هاش از هم باز مونده بود !!!!! مامان اومد این داختش تو یک کیسه گفت میبرمش دکتر ولی نمی دونم چرا کیسه رو فردا تو آشغالا کنار خیابون دیدم ؟؟؟؟ حالا دیگه 4 روزگذشته بود .و من یه توتو نارنجی داشتم باید خیلی مواظب این توتوم باشم برا همین با سرنگ بهش نوشابه میدادم اول نمی خورد و لی من بزور دادم اخه بد سلیقه هست دونه شد غذا تازه بهش کلی کالباس دادم بعدش یه زره به اون سس مایونز دادم خورد و عصر ها هم هر وقت مامان برام خوراکی می خرید یه زره رو هم به جوحم میدادم پاستیل بستنی هر چی بعد یک هفته هر کاری کردم توتوم راه نرفت بالشم باز کرده و نمی تونست ببنده منم پاهاشو با دستمال بستم نمی دونم چرا بیچاره اسهال هم گرفت ولی مهم نبود من باید پاشو خوب می کردم !! کلی ماساژ می دادم پاشو تا اینکه عصر پسر داییم که بزرگ بود آومد اون خیلی از حیوانات چیز میدونست آخه خودش یه جغد داشت به من گفت این جوجه حالش خیلی بده مامانش رو می خواد میخوای ببرم پیش جغد خودم بزارم که حس کنه مامانشه !!منم خیلی خوش حال شدم و لی یه مسئله رو متوجه نشدم !! به مامانم می گفت خوبه امروزم غذای جغدم در اومد !!!! خیلی برای شما حرف دارم بازم براتون از داستانهای خودم میگم از کرم ابریشم . سگ . گربه . و .......... منتظر باشید
__________________
Best Regards, Sam Ahadzadeh |
||||||||||||||||||||
|
|
|
||||||||||||||||||||
| یک کاربر برای این پست سودمند از S.Ahadzadeh عزیز تشکر کرده اند: |
| تبلیغات ... | |
|
|
|
|
|
#2 | ||||||||||||||||||||
|
کاربر تازه آشنا تاریخ عضویت: Oct 2006
ارسال ها
: 2
تشکر: 0
0 بار در 0 پست از ایشان تشکر شده است
|
داستان جالبی بود که مطمین هستم در زمان کودکی برای خیلی از ادم ها اتفاق افتاده. منتظر ادامش هستیم...
ممنون |
||||||||||||||||||||
|
|
|
||||||||||||||||||||
![]() |
| علاقه مندی ها (Bookmarks) |
| ابزارهای موضوع | جستجو در موضوع |
| نحوه نمایش | |
|
|
موضوعات مشابه
|
||||
| موضوع | نویسنده موضوع | انجمن | پاسخ ها | آخرين نوشته |
| تاریخچه ی مراسم چهارشنبه سوری | sara_tokli | گفتگوی آزاد | 10 | 16th March 2010 09:59 PM |
| جديد ترين فال(سال 88 بر شما چگونه خواهد بود؟). | tina666 | آرشیو موضوعی | 5 | 19th July 2009 07:52 PM |
| فصل سوم:رفتار شناسی | Admin | روانشناسی حیوانات | 0 | 6th June 2009 04:41 AM |
| معرفی زنبور عسل و عسل | Daniz | تالار حشرات | 0 | 11th February 2009 10:41 AM |
| لغت نامه EN به Fa اصطلاحات آکواریوم - Aquarium Dictionary | PersianPet | تالار دوستداران آکواریوم و ماهیان تزئینی | 0 | 29th November 2008 12:45 PM |