![]() |
|
|||||||
![]() |
|
|
#1 | ||||||||||||||||||||
|
کاربر تازه آشنا تاریخ عضویت: Jan 2008
ارسال ها
: 5
تشکر: 0
0 بار در 0 پست از ایشان تشکر شده است
|
ا
بی گمان تا کنون انسانهای زیادی در مسیر زندگیتان قرار گرفته اند که به نوعی مایل به دوستی با شما بوده اند ولی شما با ترفندی از دوستی با آنها طفره رفته اید.چه معیاری برای این رفتارتان داشته اید؟ آیا به این دلیل بوده است که گمان می داشتید سطح سواد طرف مقابلتان کمتر از شما بوده است؟ آیا تمام دوستانی را که بر می گزینید با معیار سطح دانششان آنها را انتخاب کرده اید؟ شاید تمامی کسانی که این مطلب را می خوانند به این پرسشها جواب منفی بدهند اما سوال اینست ما به ازاء چه خصیصه ای کسی را دوست داریم؟ دانش یا احساس؟ بی شک مثالهای زیادی از افرادی وجود دارند که ما فقط به واسطه احساس بی شائبه شان آنها را دوست داریم و عشقشان(به معنای عام کلمه) به ما، تنها دلیل وابستگی قلبیمان به آنان است. شاید بارزترین تمثیل علاقه مادر به فرزند باشد.آیا هیچگاه به این دلیل که پدر یا مادرتان از سطح علمی پایینتری نسبت به شما بر خوردارند با آنان به خصومت برخاسته اید؟ ویا تا بحال پدر یا مادری را دیده اید ویا حتی شنیده اید که فرزندشان را به علت عدم درکش از ریاضیات و یا سایر دانشها از خود ترد کرده باشند؟ بی شک در روابطی که کسب معلولی دخالت ندارد و به تعبیری دوستی تجاری نیست ما به صرف احساساتمان در گیر رابطه دوستانه می شویم و بسیار دور از واقعیت خواهد بود اگر اذعان کنیم محبت ما به طرف مقابلمان به صرف دانش و احاطه اش به دستاوردهای تکنولوژیکش می باشد. و چه بسا در مواردی که تصمیمی برای ادامه زندگیمان می گیریم، مهم ترین معیارمان حس متقابل دوست داشتن است. تصور کنید اگر کسی برای شما(دخترخانم ها) به خواستگاری بیاید و بدانید ازدانشمندان نامی عصر خویش است و به شما اعلام کند که نسبت به شما هیچگونه احساس محبتی ندارد و بنا به احتیاجات فیزیولوژیکش مایل به ازدواج با شماست، آیا او را خواهید پذیرفت؟ اجازه دهید از زاویه دیگر مطلب را بررسی کنیم. چرا با کشتن انسان مخصوصاً اگر بی گناه باشد مخالفیم؟ چرا حتی تصور کشتن مادری که فرزندی در آغوش دارد ویا کشتن فرزندی که در آغوش مادرش آرمیده است برایمان اینقدر دردناک و هول انگیز است؟ چرا تصور کشتار کودکان برایمان غیر قابل قبول، فاجعه آمیز و نفرت برانگیز است؟ آیا به این دلیل است که حیات را حق خود و انسانهای دیگر می دانیم؟ و یا هنگامی که خود را در قیاس با مقتولین تصور می کنیم ترس از اینکه ممکن است چنین بلایی بر سر خودمان وارد آید حس ترس و انزجار را در ما بیدار می کند؟ آیا اگر بدانیم هیچگاه در شرایط مساوی با مقتولین قرار نمی گیریم از کشتار دریغ نخواهیم کرد؟ و یا از منظری دیگر: چرا حس مادر بودن برای زنان آرامش بخش است؟ چرا تهیه غذا و رفع احتیاجات فرزندان برای پدران آرامش بخش و غرور آفرین است؟ آیا تا بحال اندیشیده اید منشاء این احساسات از کجاست؟ تمام موارد ذکر شده در انسان از احساساتش نشات می گیرند و ارتباطی با سطح علم بشر ندارند. مطمئناً در هر سطحی از دانش باشید آنچه را ذکر شد کاملاً درک می کنید. حال سوال اینست آیا سایرحیوانات خصوصاً آنانی که به انسان از نظر ساختاری نزدیکترند نیز دارای چنین ادراکاتی هستند؟ آیا گوسفند به بره اش همان اندازه علاقه مند است که انسان به کودکش؟ آیا گوریل با هم جنس مخالفش همانگونه ارتباط عاطفی برقرار می کند که انسان بر قرار می نماید؟ آیا خرسها هم چون آدمیان از کشته شدن هراسانند؟ چرا خروس هنگامی که دانه پیدا می کند قبل از آنکه خودش بخورد سایر مرغها و جوجه هایش را ترغیب به خوردن آن دانه ها می کند؟ آیا با آین عمل احساس آرامش و غرور می کند؟ قطعاً به این سوالها فکر خواهید کرد و با توجه به احساساتتان به آنها پاسخ خواهید گفت اما آیا نمی توان نتیجه گرفت که محترمانه ترین خصیصه بشر حس دوست داشتن اوست نه توان فن آوریش. البته نه به این معنا که فن آوری بی ارزش است،نه ابداً،بلکه به این معنا که فنون ما اگر در تقابل با احساسمان قرار گیرند بی شک می باید حتی المقدوراصلاح و در صورت اصلاح نا پذیری معدوم گردند. در نهایت، نمی توانم درک کنم وقتی که ما آدمیان تا به این حد حس دوست داشتن را در خودمان بدیهی می یابیم چگونه به خودمان اجازه می دهیم شوق مادر بودن گوسفند را، علاقه گوریل را، اشتیاق به زندگی خرس را، غرور و آرامش خروس را از آنها بگیریم. چرا باید گوشت ماکیان وسایر احشام را بدون آنکه به خوردن آنها نیازی داشته باشیم غذای روزانه مان قرار دهیم؟ چرا باید پوست تن خرس را آذین لباسهایمان کنیم؟ چرا اگر بخواهند پوست تن انسانی را از بدنش جدا کنند و برای دوختن لباس از آن استفاده کنند با این عمل به مبارزه بر می خیزیم؟ آیا این اعتراض بخاطر درکمان از احساس مشترکمان نیست؟ پس چرا از پوست تن روباه شال و کلاه درست می کنیم و توجه نمی کنیم که آن روباه هم مانند ما دارای احساسات قابل احترامی بوده است؟ این تناقض را چگونه می شود قبول کرد؟ آیا دنیایی بهتر نداشتیم اگر همانگونه که به محبت هم بازیمان، هم شاگردیمان، همکارمان، همسرمان، همراهمان، فرزندانمان، پدر و مادرمان، خواهر و برادرانمان احترام می گذاریم و در بخردانه ترین تصمیماتمان عشق و علاقه ،شفقت و مدارا، ترس و واهمه،و سایر احساساتشان را لحاظ می کنیم، نسبت به سایر حیوانات نیز این خرد را بکار میبردیم؟ پایدار باشید |
||||||||||||||||||||
|
|
|
||||||||||||||||||||
| تبلیغات ... | |
|
|
|
|
|
#2 | ||||||||||||||||||||
|
اخراج شده
تاریخ عضویت: Jan 2008
ارسال ها
: 423
تشکر: 398
2,164 بار در 405 پست از ایشان تشکر شده است
حالت من:
|
آقا مهران خیلی قنشگ نوشتی..
لطف کن آدرس ایمیل خودت رو به من بده.... تو مشخصاتت نبود. |
||||||||||||||||||||
|
|
|
||||||||||||||||||||
|
|
#3 | ||||||||||||||||||||
|
کاربر تازه آشنا تاریخ عضویت: Jan 2008
ارسال ها
: 5
تشکر: 0
0 بار در 0 پست از ایشان تشکر شده است
|
ژاله جان آدرس ایمیل منmehraan_bn@yahoo.com از پیامهات خوشحال می شم
|
||||||||||||||||||||
|
|
|
||||||||||||||||||||
![]() |
| علاقه مندی ها (Bookmarks) |
| ابزارهای موضوع | جستجو در موضوع |
| نحوه نمایش | |
|
|
موضوعات مشابه
|
||||
| موضوع | نویسنده موضوع | انجمن | پاسخ ها | آخرين نوشته |
| توصیه درارتباط با آلرژیهای متداول درسگها | S.Ahadzadeh | دوستدارن حيوانات | 5 | 6th January 2010 12:12 PM |
| بیماریهای مشترک بین انسان و اسب | behnaz | بیماری های مشترک | 0 | 21st August 2009 02:32 AM |
| رفتارشناسی=4 | Admin | روانشناسی حیوانات | 0 | 6th June 2009 03:44 AM |
| آلرژی در سگ ها | پرشین پت نیوز | ارشیو مشاوره بیماری های سگ | 3 | 1st December 2008 07:12 PM |
| بیماریهای بین انسان و حیوان | محمد101 | آرشـیــو | 9 | 25th July 2008 09:53 PM |