![]() |
|
|||||||
| تالار دوستداران محیط زیست |
![]() |
|
|
#1 | ||||||||||||||||||||
|
(معاون بازنشسته)
کاربر فعال تاریخ عضویت: Oct 2008
محل سکونت: تهران
ارسال ها
: 1,309
تشکر: 2,799
4,045 بار در 909 پست از ایشان تشکر شده است
حالت من:
|
[مشاهده لینک ها فقط برای اعضا امکان پذیر است لطفا ثبت نام کنید] خوشا صبحی که چون از خواب خیزم به عشق کوه از بستر گریزم گذارم پای در راه شادمانه شوم من سوی قله عاشقانه صعود به قله " خلنو " بیستم تیر ماه 1385 محل حغرافیایی خلنو : شرق تهران ، منطقه لاله گون (لالگون) ، پر آب ترین منطقه البرز مرکزی ، جایی که خشکسالی تاثیری بر زیباییش نگذاشته ورودخانه همچنان می خروشد .مسیر جانستون <!--[if !vml]-->[مشاهده لینک ها فقط برای اعضا امکان پذیر است لطفا ثبت نام کنید]<!--[endif]-->[مشاهده لینک ها فقط برای اعضا امکان پذیر است لطفا ثبت نام کنید] چهارشنبه ساعت 12:30 – همسرم از منرل یکی از دوستان به خانه بازگشت . ساعت 1:15 خوابیدم . ساعت 2:15 با بیدار باش سعت از جا بر خاستم . ساعت 3 راهی آریا شهرمکان شماره 1 تجمع گروه شدم . ساعت 3:20حرکت از میدان فاطمی مکان شماره 20تجمع گروه آغاز شد . کوهنوردان : 13 نفر بانوان ویک نفر مرد ، راهنمای کوه سوار بر مینی بوس در تاریکی نیمه شب مسیر شرق تهران را پیمودیم ، از فشم گذشتیم وساعت 4:50به ده لاله گون یا لاله جین رسیدیم ، جایی که دامنه کوه به دل روستا پا کشیده است. در گرگ ومیش هوا ، مناظر سرسبز ورودخانه پرآب زیر نور ماه زیبایی مسحور کننده ای داشت . ساعت 5 پای در راه نهادیم ، دامنه را بالا رفتیم. حدود 2ساعت پس از حرکت ، چشمه های جوشان وزیبای آب ترش ، تله آب وآب شیرین نمایان شد . بر چشمه ها توقفی 2الی 3 دقیقه ای به قدر نوشیدن آب . 9صبح ، استراحتی حدود یک ربع ، پس از صرف صبحانه ، صدای تشویق کننده وقاطع سرپرست گروه برای ادامه راه . راه صعود پر پیچ وخم ، مشرف به یحچال های باشکوه ، که بر روی رود خانه سقفی ریبا وضربی شکل ایجاد کرده بودند، وهر لغزشی در راه ، می توانست سقوط به یخچال وشاید غرق شدن در رود خانه را به دنبال داشته باشد . بنا بر این باید مسیر را با دقت وتیز بینی بالا می رفتیم وجای هیچ بازیگوشی سبک سری نبود . از ارتفاعات سمت راست صدای زنگوله گوسنفندان به گوش می رسید که مست از چرا رمه یاران خودرا به دنبال می کشیدند. به پایین یکی از ارتفاعات که رسیدیم ، سنگ بارشی شدید را بالای سرمان مشاهده کردیم . هر گوسفندی که حرکت می کرد سنگ های بزرگ وکوچک پرتاب می شد ، گویی رمه ها می خواستند انتقام تحریب محیط زیست را این گونه از آدمیان بگیرند . با هزار ترفند وسینه خیز وپناه گرفتن زیر تخته سنگ های بزرگ از آن منطقه جان سالم به در بردیم ، ویکی از یخچال هارا به سمت چپ رودخانه پشت سر گذاشتیم ، سنگی بر سر کوهنورد 60ساله مان فرود آمد که چند ساعتی سرگیجه داشت، اما به عشق صعود ، جدی نگرفت . ناگفته نماند که ترس از سنگ بارش کمی رنگ از رخسار ها پراند. ساعت 12ظهر از گردنه گذشتیم وبه ارتفاعات جانستون رسیدیم . ( جانستون اسم محلی آن محل است که از " جان ستان" می آید واین نام به دلیل سخی راه بر آن نهاده شده ، به حدی که گاهی آدم حس می کند به راستی جانش بالا می آید ) هوای تمیز ، آفتاب زعفرانی رنگ وانرژی بخش ، همراه با نسیمی خنک که قلقلک آن بر بدن پوشیدن باد گیر هارا الزامی کرد . پس از دقایقی استراحت یه سوی قله حرکت کردیم .نیم ساعتی شیب تند رو به پایین وسپس یک ساعت ونیم مسیر شیب دار رو به قله را پیمودیم .راه خطر ناک بود ، نفس ها در سینه حبس ، وهر لحظه بیم سقوط ... ساعت 2 بعد از ظهر به قله رسیدیم .وضعیت جسمی گروه: نفس ها گرفته ، لب ها خشکیده ، پا ها تاول زده ، اما چشم ها ی خندان ولب های متبسم لذت صعود را جلوه گر می نمودند . خواندن سود ای ایران در ستیغ کوه انرژی از دست رفته را به گروه باز می گرداند. ای ایران ای مرز پر گهر ای خاکت سر چشمه ی هنر دور از تو اندیشه ی بدان پاینده مانی تو جاودان .... در پهنه قله طنین می اندازد . حدود 20دقیقه استراحت ، سپس گام های برگشت به بانگ دلنشین سر پرست گروه بر داشته شد . سراشیبی بسیار تند که گاه افتان وخیزان به پایین می آمدیم . مسیر را تا تلخ آب طی کردیم . بر سر چشمه دست وصورت وپا ها را شستشو دادیم ، کوفتگی ها وناول ها التیام یافت . بعد از نیم ساعت استراحت به حرکت ادامه دادیم، بار ها مجبور به عبور از عرض رود خانه شدیم ، فشار آب چنان بود که اگر کمک افراد گروه به یکدیگر نبود به تنهایی مشکل می شد از مسیر رود گذشت . همه تا کمر خیس شده بودیم . ساعت 8 عصر وارد ده شدیم .به پای مینی بوس رسیدیم . به این ترتیب صعود 15 ساعته به سلامت وبا موفقیت به پایان رسید . سوار مینی بوس شدیم ، خسته اما خوشحال وسرزنده ، حال وهوای صبح کجا وعصر کجا ؟ بچه ها خندان وبا نشاط ، کوله ها سنگین از بطری های پر شده از آب چشمه. با امید سلامی دیگر با هوای خنک وتمیز وکوه با عظمت موقتا خدا حافظی کردیم . ساعت 11 شب رسیدم منزل . شب عروسی دعوت داشتیم ، من دیر رسیدم و همسرم رفته بود عروسی . کسی در منزل نبود که به من خسته نباشید بگوید وکوله بار سنگینم را از دوش بر دارد. روبروی آیینه ایستادم ، خودم را تحویل گرفتم ، وبا گقتن " خسته نباشید " شور زایدالوصفی وجودم را پر کرد . حس کردم روحیه واعصابم با شب قبل هیچ قابل مقایسه نیست .گویی اگر تمام روانکاوان دنیا جمع می شدند ، تمام درمانشان به اندازه ی صعود کار ساز نمی افتاد . به پایان آمد این قصه ولیکن کوه همچنان پا بر جاست . منبع:سایت نگاهی دیگر
__________________
[] |
||||||||||||||||||||
|
|
|
||||||||||||||||||||
| تبلیغات ... | |
|
|
|
![]() |
| علاقه مندی ها (Bookmarks) |
| برچسب ها |
| فراز, بر, خلنو |
| ابزارهای موضوع | جستجو در موضوع |
| نحوه نمایش | |
|
|
موضوعات مشابه
|
||||
| موضوع | نویسنده موضوع | انجمن | پاسخ ها | آخرين نوشته |
| تاریخچه ی مراسم چهارشنبه سوری | sara_tokli | گفتگوی آزاد | 10 | 16th March 2010 09:59 PM |
| حقوق حيوانات در فقه اسلام | Admin | حیوانات در شرع | 8 | 4th February 2010 08:36 PM |
| اسب و سوارکاري در ايران باستان | sara_tokli | تالار دوستداران اسب | 4 | 23rd December 2008 03:25 PM |
| متهورانه ترین عملیات هوایی تاریخ جهان | هوریار | گفتگوی آزاد | 6 | 19th December 2008 03:44 AM |
| مقالات و گفتمان درباره گیاهخواری | mehdi-192 | تالار گیاهخواری | 2 | 11th November 2008 03:46 AM |